معنی ضال

ضال
معادل ابجد

ضال در معادل ابجد

ضال
  • 831
حل جدول

ضال در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ضال در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بیراه، گمراه، گمشده، گمگشته، کنار، عناب،

    (متضاد) هادی
فرهنگ معین

ضال در فرهنگ معین

  • (لّ) [ع.] (اِفا.) گمراه.
لغت نامه دهخدا

ضال در لغت نامه دهخدا

  • ضال. (ع اِ) درخت که از آن کمان کنند. کُنار که از باران آب بخورد. کُنار دشتی یا درخت دیگر. کُنار. درخت کُنار دشتی. (منتخب اللغات). میوه ای است سرخ چون عناب و آن را بفارسی کُنار خوانند و بعربی ثمرهالسّدر خوانند و در هندوستان بِبْر گویند. (آنندراج) (برهان). اسم سدر جبلی است. سدر. (تذکره ٔ انطاکی). سدر دشتی. نام ثمر سدر است. درختی است در بادیه و ذکرش در اشعار بسیار آمده. (نزهه القلوب). توضیح بیشتر ...
  • ضال. (اِخ) ذات الضال، موضعی است.

  • ضال. [ضال ل] (ع ص) گمراه. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (دهار) (منتخب اللغات). گمره. غوی. تائه. بیراه. (دهار). بیره. ج، ضالون (مهذب الاسماء)، ضالین:
    بس ز نقش لفظهای مثنوی
    صورتش ضالست و هادی معنوی.
    مولوی.
    چونکه از میخانه مستی ضال شد
    تسخر و بازیچه ٔ اطفال شد.
    مولوی.
    وحشتت همچون موکل می کشد
    که بجوی ای ضال منهاج رشد.
    مولوی.
    - ضال ّبن ضال، شتمی است عربان را. (منتهی الارب). یُقال: ضال ٌ بال، اتباع. (مهذب الاسماء). توضیح بیشتر ...
  • ضال. [ضال ل] (اِخ) ابوعبدالرحمن معویهبن عبدالکریم ضال. وعلت اشتهار او بدین صفت آن است که در طریق مکه راه را گم کرد، نه اینکه در دین گمراه باشد. (سمعانی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ضال در فرهنگ عمید

  • گمراه، بیراه،

    آواره،
عربی به فارسی

ضال در عربی به فارسی

  • گمراه , منحرف , بیراه , نابجا , کجراه
فرهنگ فارسی هوشیار

ضال در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

ضال در فرهنگ فارسی آزاد

  • ضالّ، گمراه-گمشده-مفقود (جمع: ضالِّیْن)،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب