معنی قلیس

قلیس
معادل ابجد

قلیس در معادل ابجد

قلیس
  • 200
حل جدول

قلیس در حل جدول

  • کلیسایی که ابرهه در یمن ساخت
لغت نامه دهخدا

قلیس در لغت نامه دهخدا

  • قلیس. [ق َ] (ع ص) مرد زفت. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) زنبور عسل. (اقرب الموارد) (آنندراج). || عسل. (اقرب الموارد). || شاید مصحف انقلیس باشد. (یادداشت مؤلف). که در حدیث عمار آمده است: لاتأکلوا الصلور (مار ماهی) و لاالقلیس. (بحر الجواهر). توضیح بیشتر ...
  • قلیس. [ق ُ ل َ] (ع اِ مصغر) مصغر قلس و آن طنابی است از برگ خرما و خوص آن. (معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • قلیس. [ق ُل ْ ل َ] (اِخ) کنیسه ای است که آن را ابرههبن صباح مالک یمن در دروازه ٔ صنعاءبناکرد. در معجم البلدان آمده: چون ابرهه به حکومت یمن رسید در صنعاء شهری ساخت که مردم بهتر از آن را ندیدند و آن را با طلا و نقره و شیشه و کاشی و رنگهای گوناگون و انواع جواهرات بیاراست و در آن بت هائی گذارد که سرهائی چون سر آدمیان داشتند و آنها را با رنگهای مختلف رنگ آمیزی کرد و در بیرون گنبد برنسنی. (روپوشی) افکند و در روزهای جشن این روپوش را برمیگرفت و سنگهای مرمر رنگ آمیزی شده میدرخشیدند آنگونه که چشمها را خیره میساختند، عبدالملک بن هشام و مردم مغرب آن را قلیس به فتح قاف و کسر لام روایت کنند ابرهه در ساختن این بنای عظیم مردم یمن را به بیگاری واداشت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

قلیس در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب