معنی مشمع

مشمع
معادل ابجد

مشمع در معادل ابجد

مشمع
  • 450
حل جدول

مشمع در حل جدول

  • مومی،نوعی پارچه نایلونی
مترادف و متضاد زبان فارسی

مشمع در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • موم‌اندود، شمع‌اندود، مومی
فرهنگ معین

مشمع در فرهنگ معین

  • (اِمف. ) اندود شده با موم، مومی، نوعی پارچه نایلونی. [خوانش: (مُ شَ مَّ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مشمع در لغت نامه دهخدا

  • مشمع. [م ُ ش َم ْ م َ](ع ص، اِ) موم جامه. (آنندراج). مومی و انداخته شده ٔ در موم گداخته و اندوده شده ٔ با موم. (ناظم الاطباء). جامه ای که به موم گداخته، اندایند تا آب و رطوبت از آن نترابد. به موم آغشته. پارچه و جامه که به موم آغارند، عدم نفوذ رطوبت را. منسوجی که به موم مذاب چشمه های آن را پر کنند تا مانع نفوذ رطوبت شود. موم آلود. به موم گرفته. جامه ٔ آلوده ٔ به موم تا آب در وی نفوذ نکند. پارچه ٔ مخصوص به موم اندوده که از آن کهنه ٔ شیرخواره و جامه ٔ بارانی و امثال آن کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مشمع در فرهنگ عمید

  • شمع‌آلود،
    موم‌آلوده،
    پارچه یا چیز دیگر که با شمع یا موم آلوده شده باشد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

مشمع در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

مشمع در فرهنگ فارسی هوشیار

  • موم آلوده شده، اندود شده با موم و شمع
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه