معنی ملایمت

ملایمت
معادل ابجد

ملایمت در معادل ابجد

ملایمت
  • 521
حل جدول

ملایمت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ملایمت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ارفاق، اعتدال، بردباری، رفق، سازگاری، شکیبایی، صلح‌جویی، لطف، مدارا، مسالمت، مهربانی، نرمی، نعومت،
    (متضاد) تندی، خشونت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

ملایمت در فرهنگ معین

  • به نرمی رفتار کردن، خوشخویی. [خوانش: (مُ یِ مَ) [ع. ملائمه] (اِمص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

ملایمت در لغت نامه دهخدا

  • ملایمت. [م ُ ی َ / ی ِ م َ](از ع، اِمص) سازواری. (غیاث). مأخوذ از تازی، موافقت و سازواری. (ناظم الاطباء). ملائمه. و رجوع به ملائمه شود. || مجازاً به معنی نرمی. (غیاث). خوشی و خوبی و نرمی.
    - باملایمت، بانرمی و باآهستگی و با درنگ و آرام.
    || مدارا ونزاکت و لطافت و زیبایی و شیرین کاری و ملاطفت و مروت و خوش رویی.
    - ملایمت کردن، انسانیت و مردمی کردن و مهربانی نمودن و شیرین زبانی و نرمی کردن.
    || دست آموزی و فرمان برداری و آرامی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ملایمت در فرهنگ عمید

  • با نرمی ‌رفتار کردن، سازگاری و خوش‌رویی،
فارسی به انگلیسی

ملایمت در فارسی به انگلیسی

  • Blandness, Clemency, Equability, Gentleness, Lambency, Lenience, Leniency, Lightness, Meekness, Mildness, Placidity, Quiet, Quietness, Smoothness, Softheartedness, Softness, Tameness. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

ملایمت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) موافقت مناسبت سازگاری، نرمی. توضیح دراصل ملاعمت بهمزه است و برای تبدیل همزه بیا ء سبب و مجوزی نیست (دکترخیام پور نداب ص 100) چون مصدر مفاعله در تداول فارسی بکسر عین الفعل تلفظ میشود همزه مکسور را بدل بیا ء کرده اند. سازواری، موافقت، مجازاً بمعنی نرمی. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب