معنی منان

منان
معادل ابجد

منان در معادل ابجد

منان
  • 141
حل جدول

منان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

منان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بخشایشگر، بخشنده، منت‌گزار
فرهنگ معین

منان در فرهنگ معین

  • (مَ نّ) [ع.] (ص.) بسیار نعمت دهنده.
لغت نامه دهخدا

منان در لغت نامه دهخدا

  • منان. [م َن ْ نا] (ع ص) بسیار نعمت دهنده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نیکی کننده و نعمت دهنده. (غیاث) (آنندراج). || منت برنهنده. (مهذب الاسماء). منت نهنده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (غیاث) (آنندراج). آنکه چیزی نبخشد مگر آنکه منت نهد و بخششهای خود را برشمارد و آن مذموم است. مؤنث آن منانه است. (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • منان. [م َن ْ نا] (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. (مهذب الاسماء). یکی از نامهای باری تعالی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). یکی از اسماء حق تعالی. (غیاث). یکی از اسماء حسنی ̍ است. (از اقرب الموارد): فرمان ملک منان چنان است که ولد خود را قربان کنی. (حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 53). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

منان در فرهنگ عمید

  • منت‌گذارنده،
    بسیارنیکویی‌کننده و بخشنده،
    (اسم، صفت) از نام‌های باری‌تعالی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

منان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ هنان (منت نهنده)، نیکی کننده (صفت) بسیار نیکویی کننده، منت نهنده، یکی از صفات خدای تعالی است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

منان در فرهنگ فارسی آزاد

  • مَنّان، بسیار نیکوئی کننده و بخشنده و پر احسان، به همین معنی از اسماء الله است، ایضا منّت گذرانده،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب