معنی هذیان

هذیان
معادل ابجد

هذیان در معادل ابجد

هذیان
  • 766
حل جدول

هذیان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

هذیان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اوهام، بیهوده، پراکنده‌گویی، پرت‌وپلا، پریشان‌گویی، چرت‌وپرت، سرسام، غاب، یاوه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

هذیان در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) پریشان گویی، (اِ. ) گفتار بیهوده و پرت و پلا. [خوانش: (هَ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

هذیان در لغت نامه دهخدا

  • هذیان. [هََ ذَ] (ع مص) بیهوده دراییدن از بیماری و خواب و جز آن. (منتهی الارب). چرند و پرند. گفتار بیهوده. پرت و پلا. (یادداشت به خط مؤلف). تکلم غیرمعقول از بیماری یا جز آن. (اقرب الموارد):
    من این همه ز طریق مطایبت گفتم
    مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان.
    فرخی.
    اکنون صفت بچه ٔ انگور بگویم
    کاین هر صفتی در صفت او هذیان است.
    منوچهری.
    نخیزد دشمنی الا ز هذیان
    تو هذیان بر زبان خود مگردان.
    ناصرخسرو.
    - هذیان گفتن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

هذیان در فرهنگ عمید

  • بیهوده گفتن در حالت بیماری یا خواب،
    (اسم) گفتار بیهوده و غیرمعقول در حال بیماری و اشتداد تب،
    [مجاز] بیهوده‌گویی، پریشان‌گویی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

هذیان در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

هذیان در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

هذیان در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

هذیان در فارسی به عربی

عربی به فارسی

هذیان در عربی به فارسی

  • دیوانه شدن , جار و جنجال راه انداختن , با بیحوصلگی حرف زدن , دیوانگی , غوغا. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

هذیان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بیهوده گوئی، پرت و پلا، تکلم غیر معقول از بیماری یا جز آن
فارسی به ایتالیایی

هذیان در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید