معنی همام

همام
معادل ابجد

همام در معادل ابجد

همام
  • 86
حل جدول

همام در حل جدول

  • دلیر، بخشنده
مترادف و متضاد زبان فارسی

همام در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

همام در فرهنگ معین

  • پادشاه بلند همت، دلیر، بخشنده. [خوانش: (هُ) [ع.] (اِ.)]
  • (هَ مّ) [ع.] (ص.) سخن چین، نمام.
لغت نامه دهخدا

همام در لغت نامه دهخدا

  • همام. [هَُ] (ع ص، اِ) پیه که از کوهان گداخته شود. || آب برف روان شده. || مرد و پادشاه بزرگ همت. || مهتر دلیر جوانمرد، خاص است به مردان. ج، هِمام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مهتر. سر. سرور. سید. رئیس. بزرگ. توضیح بیشتر ...
  • همام. [هَِ] (ع اِ) ج ِ هُمام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هُمام شود. توضیح بیشتر ...
  • همام. [هََ م ِ] (ع اِ فعل) لاهمام، قصد نمی کنم (منتهی الارب)، بدان همت نگمارم یا آن را انجام نمیدهم. (اقرب الموارد). || جاءزید همام، ای یهمم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • همام. [هََ م ْ ما] (ع ص) سخن چین. (منتهی الارب). نمام. (اقرب الموارد). || (اِ) روز سیُم از روزهای سرما. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • همام. [هََ م ْ ما] (اِخ) ابن غالب. رجوع به فرزدق (شاعر معروف) شود. توضیح بیشتر ...
  • همام. [هَُ] (اِخ) تبریزی. خواجه همام الدین بن علایی تبریزی، از شعرا و سخنگویان نامبردار آذربایجان است و در فنون نظم به خصوص در غزلسرایی سبک سعدی را به خوبی تتبع کرده است. خود نیز لطافت سخن خود را دریافته و گفته است:
    همام را سخن دلفریب و شیرین است
    ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی. توضیح بیشتر ...
  • همام. [هَُ] (اِخ) دهی است از بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که 459 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و زاینده رود و محصول عمده اش غله، پنبه، برنج و کاردستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10). توضیح بیشتر ...
  • همام. [هََ م ْ ما] (اِخ) ابن یزید. از صحابه ٔ رسول است. (یادداشت مؤلف). توضیح بیشتر ...
  • همام. [هََ م ْ ما] (اِخ) ابن حارث. از صحابه ٔ معروف رسول. (یادداشت مؤلف). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

همام در فرهنگ عمید

  • پادشاه بلندهمت،

    مرد بزرگ و دلیر و بخشنده،

    شیر درنده،
نام های ایرانی

همام در نام های ایرانی

  • پسرانه، دارای مقام و منزلت و فضایل، ارجمند، نام یکی از شعرا و سخنگویان مشهور در آذربایجان. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

همام در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ سخن چین، سیمین روز سرما ‎ رهبر کوشا، پیشوای دلیر، سرور بخشنده: مرد، شیر بیشه، پیه گداخته، برفابه (تک: همام) رهبران کوشا پیشوایان دلیر سروران بخشنده ‎-1 (صفت) سخن چین نمام، (اسم) روز سوم ازروزهای سرما. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

همام در فرهنگ فارسی آزاد

  • هُمام، سرورِ دلیر، مهمترِ شجاع و بزرگوار، شخص سخی و کریم، پادشاه با همت، شیر (جمع: هِمام)،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید