معنی وجین

وجین
معادل ابجد

وجین در معادل ابجد

وجین
  • 69
حل جدول

وجین در حل جدول

  • زدودن علف هاى هرز
  • کندن گیاه هرز
مترادف و متضاد زبان فارسی

وجین در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

وجین در فرهنگ معین

  • (و) (اِ.) کندن علف های هرز.
لغت نامه دهخدا

وجین در لغت نامه دهخدا

  • وجین. [وَ] (ع اِ) کرانه ٔ وادی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کرانه ٔ زمین درشت هموار اندک بلند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • وجین. [وَ / وِ] (اِ) وجین کردن. پاک کردن کشت از علف هرزه و خودرو. (ناظم الاطباء). کندن علف های هرز از زمین زراعتی. واچین کردن. فرخوکردن کشت. گزین کردن کشت. (یادداشت مرحوم دهخدا). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

وجین در فرهنگ عمید

  • عمل کندن و دور ریختن گیاه‌های هرز از میان کشتزار،
گویش مازندرانی

وجین در گویش مازندرانی

  • پاک کردن زراعت از علفهای هرز وجین
فرهنگ فارسی هوشیار

وجین در فرهنگ فارسی هوشیار

  • کرانه لور کند کرانه ی دشت کناره ی دره (اسم) عمل کندن گیاه هرزاز میان مزرعه باغچه عمل پیراستن زمین از علفهای هرزه. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه