معنی کارکرد

کارکرد
معادل ابجد

کارکرد در معادل ابجد

کارکرد
  • 445
حل جدول

کارکرد در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کارکرد در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بازده، راندمان، عملکرد، محصول
فرهنگ معین

کارکرد در فرهنگ معین

  • عمل و کار، اندازه و مقیاس کار انجام شده. [خوانش: (کَ) (مص مر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کارکرد در لغت نامه دهخدا

  • کارکرد. [ک َ / ک ِ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) کار کردن و عمل. (آنندراج). عمل و کار و کردار و فعل. (ناظم الاطباء). رفتار. || زحمت. مزاحمت. || زد و خورد. || خدمت:
    ایا بلایه اگر کارکرد پنهان بود
    کنون توانی باری خشوک پنهان کرد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کارکرد در فرهنگ عمید

  • اندازه و مقیاس کار انجام‌شده،

    [قدیمی] کار، کردار، عمل،
فارسی به انگلیسی

کارکرد در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

کارکرد در فارسی به عربی

فارسی به ایتالیایی

کارکرد در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید