معنی اون

اون
معادل ابجد

اون در معادل ابجد

اون
  • 57
حل جدول

اون در حل جدول

  • معلق، آویزان
  • عدد 10 آذری
لغت نامه دهخدا

اون در لغت نامه دهخدا

  • اون. [اَ] (ع اِ مص) تن آسایی. || نرمی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || (ص، اِ) آرام و نرم. (ناظم الاطباء). || آهسته. || رفتار. || یک گوشه ٔ خرجین. || (مص) آهسته و نرم و آرام رفتن. (منتهی الارب). (ناظم الاطباء). آهستگی و چربی کردن. (تاج المصادر بیهقی). نرم رفتن. (تاج المصادر بیهقی). توضیح بیشتر ...
  • اون. [اَ وَ] (ع اِ) هنگام. (منتهی الارب). ج، آونه. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • اون. [اِ وَ] (ع اِ) هنگام. (منتهی الارب).

  • اون. (ع اِ) ج ِ اِوان. صفه ٔ بزرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ایوان. توضیح بیشتر ...
  • اون. [] (ترکی، اِ) آواز. (شرفنامه ٔ منیری).

ترکی به فارسی

اون در ترکی به فارسی

گویش مازندرانی

اون در گویش مازندرانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه