معنی موذی

موذی
معادل ابجد

موذی در معادل ابجد

موذی
  • 756
حل جدول

موذی در حل جدول

  • بدجنس، بدذات، بدطینت
  • نیرنگباز، بدجنس و زیانکار
  • بد جنس، بد ذات، بد طینت، نیرنگ باز، زیان کار
مترادف و متضاد زبان فارسی

موذی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اذیت‌کننده، عذاب‌دهنده، مضر، آزارنده، بدجنس، حیله‌گر شریر، مردم‌آزار، ناقلا، بدذات، بدطینت، بدسرشت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

موذی در فرهنگ معین

  • اذیت کننده، آزار رساننده، در فارسی، بداندیش، حیله گر. [خوانش: [ع. ] (اِفا. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

موذی در لغت نامه دهخدا

  • موذی. (از ع، ص) مؤذی. زیان رساننده و آزاررسان و رنج آور و اذیت رسان و مضر و مفسد. (ناظم الاطباء). رنجاننده. (آنندراج). اذیت کننده. رنج رسان. آزارنده. رنجاننده. موذیه. اذیت کیش. آن که آزردن مردم پیشه دارد. (از یادداشت مؤلف): آب و آتش و دد و سباع و دیگر مؤذیان را در آن اثری ممکن نگردد. (کلیله و دمنه). موش. چون موذی باشد آن را از خانه بیرون می فرستند. (کلیله و دمنه).
    سخن آخر به دهن می گذرد موذی را
    سخنش تلخ نخواهی دهنش شیرین کن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

موذی در فرهنگ عمید

  • اذیت‌کننده، آزار‌رساننده،
فارسی به انگلیسی

موذی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

موذی در فارسی به عربی

  • سام، قوس، ماکر، موذی
عربی به فارسی

موذی در عربی به فارسی

  • بدخیم , بدنهاد , بدخواهی کردن , بدنام کردن , بدسگال , موذی , شیطان , بدجنس. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

موذی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پارسی تازی گشته موتک رنجاننده تند بار آزارنده (اسم) اذیت کننده آزار رساننده، حیله گر و بد جنس رنجاننده، زیان رساننده و آزار رسان. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

موذی در فرهنگ فارسی آزاد

  • مَوذِی، (اسم فاعل اَذی، یُوذِی، اِیذاء) اذیت کننده، آزار رساننده، ایضاً در فارسی حیله گر،. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

موذی در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب