معنی چریدن

چریدن
معادل ابجد

چریدن در معادل ابجد

چریدن
  • 267
حل جدول

چریدن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

چریدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • چرا کردن، علف‌چری کردن، علف خوردن، پلکیدن، ول‌گشتن، پرسه زدن، خوردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

چریدن در فرهنگ معین

  • (چَ دَ) (مص ل.) چرا کردن، علف خوردن در چراگاه.
لغت نامه دهخدا

چریدن در لغت نامه دهخدا

  • چریدن. [چ َ دَ] (مص) گیاه خوردن ستوران و چارپا، نسبت آن بسوی طیور نیز آمده. (آنندراج). گیاه خوردن و علف خوردن چارپا، در باغ و صحرا و مرغزار و چمن و جز آن در صورتیکه وی را رها کرده باشند. (ناظم الاطباء). بریدن حیوان گیاه زمین را با دندان یا منقار خود و خوردن آن. (فرهنگ نظام). خوردن چارپایان گیاه و علف مراتع را. گیاه و علف خوردن چارپایان در بیابان یا چراگاهها. خوردن ستور علف زمینی را در حال رفتن. خوراک خوردن حیوانات اعم ازچارپایان و طیور در حال حرکت. توضیح بیشتر ...
  • چریدن. [چ ُ دَ] (مص) درلهجه ٔ قزوینی، پوسیدن.

فرهنگ عمید

چریدن در فرهنگ عمید

  • گردش کردن و علف خوردن حیوانات علف‌خوار در چراگاه، چرا کردن،
    [مجاز] بهره بردن از غذا و تمتعات دیگر: شما دست شادی و ‌خوردن برید / به یک هفته ایدر چمید و چرید (فردوسی: ۴/۳۵۰)،
    [مجاز] خوردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

چریدن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

چریدن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

چریدن در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

چریدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) (چرید چرد خواهد چرید بچر چرنده چریده. متعدی: چراندن چرانیدن) علف خوردن جانوران علفخوار در چراگاه چرا کردن. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

چریدن در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید