معنی حیله

حیله
معادل ابجد

حیله در معادل ابجد

حیله
  • 53
حل جدول

حیله در حل جدول

  • ریو
  • مکر
  • مکر، فریب، نیرنگ، تزویر، ریا، سالوس، ظاهرنمایی، کید
  • کید
مترادف و متضاد زبان فارسی

حیله در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • احتیال، تزویر، تغابن، تلبیس، چاره، حقه، حیلت، خدعه، دستان، دغا، دوال، ریا، سالوس، شعبده، شید، ظاهرنمایی، غدر، فریب، فسوس، فن، فند، کید، مکر، نیرنگ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

حیله در فرهنگ معین

  • قدرت، توانایی، چاره، فریب، نیرنگ. [خوانش: (لِ) [ع. حیله] (اِمص. )]. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

حیله در فرهنگ عمید

  • مکر، فریب، نیرنگ،
    [قدیمی] قدرت و توانایی بر هرگونه تصرف و تدبیر،
    [قدیمی] چاره‌گری،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

حیله در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

حیله در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

حیله در فارسی به انگلیسی

  • Art, Artifice, Caginess, Craft, Craftiness, Cunning, Deceit, Deception, Dirty Tricks, Dodge, Guile, Racket, Ruse, Scheme, Shift, Stratagem, Strategy, Stunt, Trick, Trickiness, Wile. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

حیله در فارسی به عربی

  • احتیال، تهرب، حیله، خداع، خدعه، خطا، خطاف، مکر، وهم، أُحْبُولَه، اِحْتیالٌ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

حیله در فرهنگ فارسی هوشیار

  • قدرت بر تصرف، توانائی، چاره
فرهنگ فارسی آزاد

حیله در فرهنگ فارسی آزاد

  • حِیْلَه، حذاقت، مهارت، دقّت و خوبی نظر، قدرت و توانائی در تصرف، در فارسی این کلمه بمعنای مَکر، فریب و گول گفته می شود (جمع: حِیَل- بفعل مَحال نیز مراجعه شود)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

حیله در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

حیله در فارسی به آلمانی

  • Kniff (m), Kunstgriff (m), Pfiff (m), Schlich (m), Trick (m)
واژه پیشنهادی

حیله در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید