خلاصه داستان قسمت ۲۱۳ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب برای طرفداران خلاصه داستان قسمت ۲۱۳ سریال ترکی خواهران و برادران را گذاشته ایم، برای خواندن این مطلب ما را همراهی کنید. سریال ترکیه ای Kardeslerim خواهران و برادران به کارگردانی سرکان بیرینجی داستان یک خانواده را روایت می‌کند. خانواده‌ای که علی‌رغم تمامی مشکلات و سختی ها سعی دارند هر طور شده کنارهم باشند و با تکیه بهم از پس سختی‌های زندگی بربیایند. این سریال خانواده بودن،کنارهم بودن،بدی‌ و خوبی را نشان می‌دهد. نویسندگی این اثر گول ابوس سرمچی می باشد. بازیگران این سریال جذاب عبارتنداز؛ Celil Nalçakan – Halit Özgür Sarı – Ahu Yağtu – Cüneyt Mete – Fadik Sevin Atasoy – Su Burcu Yazgı Coşkun  و …

قسمت ۲۱۳ سریال ترکی خواهران و برادران
قسمت ۲۱۳ سریال ترکی خواهران و برادران

خلاصه داستان قسمت ۲۱۳ سریال ترکی خواهران و برادران

صرب پیش برک میره و بهش میگه که چجوری افرا را راضی کرده تا اون لباس خرگوشو بپوشه اوگولجان میشنوه و با صرب دعوا میکنه و پشت سر هم تو صورتش مشت میزنه، بقیه بچه ها به اونجا میرن و اونارو از همدیگه جدا میکنن. افرا با فهمیدن این موضوع با گریه از اونجا میره که اوگولجان با دیدن گریه اش دوباره عصبی میشه و میوفته به جون صرب همگی باهم درگیر شدن که احمد میاد و میگه اینجا چخبره؟ مگه نگفتم نمیخوام اینجا دعوا کنین؟ سپس با سوزان دعوا میکنه و سرش داد میزنه که آکیف باهاش دعوا میکنه و میگه صداتو ببین برای کی داری بالا میبری! احمد میگه به تو چه ربطی داره؟ چی میگی تو یکی دیگه؟! آکیف میخنده و میگه بهتره به جای این کارا به پسرت یخورده برسی! سپس جلو همه به همه میگه که احمد پسر عمره. همگی شوکه شدن و عمر میگه چی؟ عمو آکیف این حرفا چیه دیگه؟ آکیف حرفشو تایید میکنه از طرفی صرب میگه بابا چرا هیچی نمیگی؟ ساکتی چرا؟ عمر از سوزان میپرسه که او تایید میکنه. صرب با عصبانیت میگه یعنی چی؟ این پسر نمیتونه با ما نسبتی داشته باشه من ازش متنفرم الان میگی داداشمه؟ نه این نمیتونه حقیقت داشته نباشه! عمر میگه من نه داداش توعم نه بچه این مرد من یه بابا داشتم فقط اونم ولی بود که خودم با دستای خودم خاکش کردم حالا هم این بابای چندشتونو بردارین واسه خودتون و میره.

افرا تو اتاقش گریه میکنه و میگه همش برای شرط بندی بوده! وقتی گونور میره تو اتاقش خودشو میزنه به خستگی و میگه میخوام بخوابم. آسیه با عمر حرف میزنه. وسعی میکنه آرومش کنه و عمر میفهمه که او از قبل میدونسته و تست دی ان ای هم گرفته بودن. آکیف و سوزان قبل از رفتن به خونه خودشون میرن به طرف خانه عمر اینا. آکیف میره پیش شنگول تا اونا باهمدیگه تنها باشن سوزان با عمر حرف میزنه و سعی میکنه آرومش کنه. عمر بعد از کمی حرف زدن به آسیه میگه خاله سوگی یعنی؟! آسیه میگه مادربزرگته عمر با لبخندی رو لبش گریه میکنه و میگه آفرین به همتون خوب جلوم نقش بازی کردین! تولگا حقوقمو رو پس اندازه میزاره و میگه با این پولا خیلی طول میکشه تا از اینجا بریم! لیلا باهاش حرف میزنه و میخواد تا پا پس نکشه. افرا میخواد خوابش ببره که اوگولجان با سنگ می نه به پنجره اش و میخواد بره پایین تا باهاش حرف بزنه. او حالشو میپرسه و میگه چجوری جلوشو خوردی! نگفتی اون با من چیکار داره؟ افرا میگه چون در حد اونا پولدار نیستیم تعجب باید میکردم؟ سپس بعد از کمی حرف زدن با ناراحتی از اونجا میره. فردای آن روز آکیف تو کلوب پیش نباهت میره و بهش میگه که احمد اخراجش کرده خوشحال باشه چون دیگه نمی بینتش نباهت میگه خوبه موفق باشی و آکیف از اونجا میره.

تو مدرسه عمر و آسیه میخوان برن سر کلاس که صرب و یاسمین جلوشونو میگیرن و صرب میگه حتما تا صبح کلی رویا بافتی واسه خودت آره؟ باید بگم به هیچ کدومش نمیرسی! عمر با کلافگی میگه چی میگی واسه خودت؟ حوصله تو ندارم برو اونور. صرب میگه تو مامانت همچین نقشه ای کشیده بودین آره؟ که پولی به جیب بزنین! سپس میگه دوباره که تو برادر ما نیستی چون در سطح ما نیستی! آسیه میگه چرا باید بخواد شما خواهر و برادرش باشین؟ اون خودش دوتا خواهر داره که دوسش دارن! یاسمین میگه خورده‌ای موهاشو بده تا برن آزمایشگاه ببینن که داره دروغ میگه! اما آسیه میگه ما رفتیم آدرس کیلینیکو میفرستیم برین ببینین خودتون و از اونجا میرن. سر کلاس سوزی به عمر میگه اصلا شبیه هم نیستین چجوری آخه ممکنه! مدرکی هم هست؟ الان واقعا خواهر و برادرتن صرب و یاسمین؟ عمر میگه آزمایش اینطور میگه! سوزی با خنده میگه تا الان چندتا خواهر و برادر پیدا کردی؟ عمر میخنده و میگه ۶تا سوزی میگه فعلا ۶تا نمیدونیم در آینده قراره چی بشه! آنها میخندن و عمر میگه بسه دیگه نمیخوام بیشتر از این نمی خوام!…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خواهران و برادران kardeslerim + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا