خلاصه داستان قسمت ۲۴۶ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب برای طرفداران خلاصه داستان قسمت ۲۴۶ سریال ترکی خواهران و برادران را گذاشته ایم، برای خواندن این مطلب ما را همراهی کنید. سریال ترکیه ای Kardeslerim خواهران و برادران به کارگردانی سرکان بیرینجی داستان یک خانواده را روایت می‌کند. خانواده‌ای که علی‌رغم تمامی مشکلات و سختی ها سعی دارند هر طور شده کنارهم باشند و با تکیه بهم از پس سختی‌های زندگی بربیایند. این سریال خانواده بودن،کنارهم بودن،بدی‌ و خوبی را نشان می‌دهد. نویسندگی این اثر گول ابوس سرمچی می باشد. بازیگران این سریال جذاب عبارتنداز؛ Celil Nalçakan – Halit Özgür Sarı – Ahu Yağtu – Cüneyt Mete – Fadik Sevin Atasoy – Su Burcu Yazgı Coşkun  و …

قسمت ۲۴۶ سریال ترکی خواهران و برادران
قسمت ۲۴۶ سریال ترکی خواهران و برادران

خلاصه داستان قسمت ۲۴۶ سریال ترکی خواهران و برادران

شوال آکیف را صدا میزنه که آکیف جواب میده و میگه خدا لعنتت کنه زنگ بزن به اورژانس پاهامو حس نمیکنم! شوال میگه باشه ولی باید قبلش گوشیو ازت بگیرم و میگرده دنبال گوشی که آکیف داد میزنه که درد میکنه دست نزن! همان موقع یه ماشین وایمیسته و میپرسه حالتون خوبه؟ آکیف ازش میخواد زنگ بزنه به اورژانس. انها به بیمارستان میرن و دکتر و پرستار میره بالاسرش تا معاینه اش کنن. آنها گوشی آکیف را میخوان بدن به شوال که نگه داره اما آکیف به سرعت میگیره و میگه دست خودم باشه امن‌تره. شوال با خودش میگه هرجور شده باید اون گوشیو زودتر ازش بگیرم. عمر و اوگولجان با کلافگی نشستن و اوگولجان با عصبانیت میگه همه چیز خراب شد! اومدیم پول دربیاریم ببین چیکار کردی؟ عمر میگه مگه از قصد این کارو کردم؟ مگه ندیدی چجوری عصبیم کرد؟ او میگه خوب تو باهاش درگیر نمیشدی! میدیدی دورتو که چیو داری داغون میکنی! عمر عذرخواهی میکنه که اوگولجان میگه فرقی به حالمون نمیکنه عذرخواهیت! بهتره یه مدت باهم حرف نزنیم! وقتی به خانه میرن عمر ازش میخواد باهم حرف بزنن اما اوگولجان راضی نمیشه و میره داخل. شوال با آکیف حرف میزنه و بهش میگه که چیزی به پلیس نگه به جاش او پول میده بهش همان موقع وارد اتاقش میشه پلیس.

آکیف به شوال نگاه میکنه و در آخر چیزی از شوال به پلیسا نمیگه سپس بعد از رفتن پلیسا شوال میگه ممنونم ازت آکیف حالا چقدر میخوای؟ اینم در نظر بگیر که من از خونه بیرون زدم زیاد پول ندارم! آکیف میگه ۲۰۰تا میخوام شوال میگه من گفتم زدم از خونه بیرون! آکیف کلافه میشه و میگه به من چه؟ منم از خونه پرت شدم بیرون سپس باهم ۱۰۰تا توافق میکنن. پرستار به داخل میاد و به آکیف میگه میتونین مرخص بشین آکیف به پرستار میگه باشه فقط واستون یه زحمت دارم! سوزان تو خونه با عصبانیت در حال غر زدن سر آکیف هستش که دوباره تونست گولش بزنه همان موقع زنگ در زده میشه و از پنجره میبینه که آمبولانس پشت دره. او درو باز میکنه که آکیف را روی ویلچر میبینه. او به داخل میاد و میپرسه ازش که چیشده! آکیفواسش تعریف میکنه و به دروغ میگه که فعلا نمیتونم راه برم و برای کارام احتیاج به کمک دارم سوزان شماره دکترشو میخواد تا ازش اوضاعشو بپرسه که آکیف میپیچونه. سوزان تو آشپزخانه به خودش میگه ایندفعه دیگه گول نمیخورم و از تو اینترنت شماره بیمارستانو درمیاره و زنگ میزنه و میفهمه که تو راه رفتنش هیچ مشکلی نداره.

سوزان از این دروغ آکیف باز هم کلافه و عصبی میشه و میگه اگه الان برم به روش بیارم عصبانیتم روم میمونه باید یه فکر دیگه کنم و با عصبانیت واسش آب میبره. آسیه وقتی ماجرارو میفهمه به عمر میگه الان تو با احساس سوزی هم بازی کردی. سوزی که آماده شده تا با عمر بره بیرون بهش زنگ میزنه که عمر جواب نمیده و بهش پیام میده که به کاری پیش اومده تو مدرسه حرف میزنیم سوزی با کلافگی رو تختش ولو میشه. فردای آن روز بچه ها میخوان برن مدرسه که اوگولجان با دیدن عمر جلوتر راه میره. تولگا به زهرا میگه احتمال داره داداشت بیاد اینجا بیا با ما بریم مدرسه زهرا قبول میکنه. برادر زهرا آنهارو تعقیب میکنه و به خودش میگه این داره تو مدرسه میره چیکار کنه دیگه؟ سپس به خودش میگه این تا عصر بیرون نمیاد دیگه برم اون موقع بیام. عمر و اوگولجان در حضور اورهان باهم آشتی میکنن. سوزان با خودش آکیف را به یه پارک جنگلی برده آکیف میپرسه سختت نیست داری سربالایی منو میبری؟ سوزان میگه عیب نداره مهم اینه که جایی که دوست دارم و بهت نشون بدم…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خواهران و برادران kardeslerim + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا