خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی گلجمال + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب برای دوستداران سریال های ترکیه ای قسمت ۱۶ سریال ترکی گلجمال را قرار داده ایم. با ما همراه باشید. سریال گل جمال (Gülcemal) یکی از موردانتظارترین سریال‌های جدید ترکی است که با استقبال فوق‌العاده‌ای پس از انتشار روبه‌رو شد. داستان سریال گل جمال حول محور شخصی به همین نام می‌چرخد. مورات اونلامیش ، ملیس سزن، ادیپ تپلی، نایلای اردونماز ، آتیلا شندیل  بیرجه آکالای مروه سوی و… بازیگران اصلی این سریال هستند.

قسمت ۱۶ سریال ترکی گلجمال
قسمت ۱۶ سریال ترکی گلجمال

قسمت ۱۶ سریال ترکی گلجمال

ظفر به داخل میاد و با دیدن آرمان میگه که اینطوریه پسرم؟ به من دروغ میگی که رفتی لندن بعد میای اینجا؟ آنها باهم کمی بحث میکنن سپس دوا میپرسه اصلا اینجا چخبره؟ این پولها چیه؟ گلجمال به ظفر میگه پول غرامت توعه چون قراردادمو با ایتالیایی ها فسخ کردم چون میدونم اونا آدم های تو بودن! ظفر جا میخوره سپس به اون مرد میگه از اونجا بره. سپس بعد از کمی حرف زدن گلجمال میگه که اون مزایده رو از قصد به گوشت رسوندم تا بیای و برای کنار زدن من هرکاری کنی تو تله بیوفتی، ظفر میگه با این کارها فکر کردی میتونی منو از پا دربیاری؟ سپس بعد از کمی کل کل کردن ظفر به آرمان میگه بریم که آرمان میگه من با تو هیچ جا نمیام ظفر میگه اینجا تو خونه دشمنم میخوای بمونی؟ آزمان میگه اون دشمن من نیست تو خونه داداشم میمونم داداشم! اونا تعجب میکنن و ظفر میترسه و میگه چی؟ آرمان میگه فکر کردی میتونی تا ابد پنهون نگه داری؟ من همه چیزو فهمیدم!گلجمال میگه تو اشتباه متوجه شدی آرمان درسته من بهت کمک کردم برادرانه ولی خداروشکر با پهلوانان رابطه خونی ندارم واست ماجرارو تعریف میکنم و به دروغ میگه که پدراشون باهم دشمن بوده که باعث مرگ جفتشون شد بعد از مرگشونم مادرت دشمنیو ادامه داد و تمام بچگیمونو ازمون گرفت!

آرمان به مادرش میگه عذرخواهی کنه و باهم این دشمنیو تموم کنن اونوقت میاد باهاش خونه گلجمال تایید میکنه و میگه اگه ازم حلالیت بطلبه و بخواد ببخشمش من این دشمنیو کنار میزارم اما ظفر میگه جوری که باید میشد شد و بازم تهدیدش میکنه و از آرمان میخواد برن اما آرمان میگه من جایی نمیام ظفر میگه پیش این هیولا میخوای بمونی؟ او میگه تنها کسی که اینجا هیولاست تویی و ظفر میره. گلجمال به آدم هاش میگه آرمان را به خونه ببرن و وقتی با دوا تنها میشه بهش میگه که فهمیده جاسوس ظفر پهلوانه دوا جا میخوره و میگه چی؟ من همچین کاری نکردم! سپس گلجمال بهش پول میده و میگه از اینجا برو اینم غرامتت باشه چون قرارداد کاریمو باهات فسخ میکنم. دوا با چشمانی گریان به پولها نگاه میکنه و میریزه تو صورتش و میگه تاحالا کسی منو انقدر کوچیک نکرده بود و میخواد بره که گلجمال میگه ثابت کن اگه کار تو نبوده! دوا میگه فقط بهت سه روز فرصت میدم که تو ثابت کنی من خیانت کردم وگرنه همینجا ازم خواهش میکنی که بمونم و ازم معذرت خواهی میکنی و میره به گلخانه.

ظفر سر قبر مصطفی پهلوان رفته و با گریه گلگی میکنه از کارهای گلجمال و اتفاق های صبح، امرلله بلندش میکنه و از اونجا میبرتش. آرمان پیش دوا میره و میگه این خط و نشون چیه دیگه که میکشی واسش؟ آنها کمی حرف میزنن که آرمان میگه واقعا مسخره ست ۱۰ روز پیش هرکاری میکردیم از اینجا فراریت بدیم الان نمیخوایم بریم و باهم میخندن. ظفر تو خونه به ایپک میگه بره اتاقش و میگه از آرمان بخواد برگرده او میگه باشه ببینم حرفمو گوش میده یا نه. ایپک پیش آرمان میره و بهش میگه مادرش گفته بیاد اونجا راضیش کنه برگرده آرمان میگه تا زمانیکه اعتراف نکنن به این موضوع که من و گلجمال برادریم من همینجا میمونم. دوا برای خودش یکسری خوراکی و نوشیدنی سفارش داده و تو حیاط در حال خوردنه خوراکیاست که گلجمال میره پیشش و میگه اینا چیه دیگه؟ دوا میگه نمیبینی؟ با پول های خودم خریدم و حسابی از حالت طبیعی خارج شده که تو همان حالت میگه کار من نبوده کار اون عوضی بوده! گلجمال میگه کیو میگی؟ دوا حرفشو عوض میکنه و در آخر خوابش میبره گلجمال بلندش میکنه و میبرتش اتاقش….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی گلجمال + تصویر

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا