خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکیه یاقوت کبود + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی یاقوت کبود را مطالعه می کنید. همراه ما باشید. سریال ترکی یاقوت کبود (Safir) محصول سال ۲۰۲۳ کشور ترکیه به سفارش شبکه ATV و به کارگردانی سمیح بائجی و به نویسندگان گل آبوس و بورجو اور است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ اوزگه یائیز، ایلهان شن، جان بارتو اصلان، گیزم سویم، ایپک توزکو اوغلو، مفید کایاجان، ارکان بکتاش، سودا باش، سلین ایشیک، منیر جان سیندوروک، الچین زهرا ایرم، نور یازار و سردار بوردانجی. این سریال از ۱۱ آذر ماه ۱۴۰۲ روزهای زوج از شبکه جم سریز در ساعت ۲۱ پخش می شود و یک ساعت بعد از شبکه جم سریز پلاس پخش مجدد دارد.

سریال ترکی یاقوت کبود
سریال ترکی یاقوت کبود

خلاصه داستان سریال ترکی یاقوت کبود

داستان سریال ترکی یاقوت کبود روایت خانواده گولسوی از ثروتمندترین طایفه‌های ترکیه است. یامان یکی از فرزندان این خانواده است که از کودکی عاشق دختر راننده خانوادگی خودشان شده. او در دوران کودکی حلقه یاقوت مادرش را دزدیده و به فرای هدیه می‌دهد.

آتش پسر بزرگ خانواده یامان است که به علت سرباز زدن از دستورات پدربزرگش خانه را ترک کرده و به آمریکا رفته بود. پس از سال‌ها به درخواست مادرش به خانه برگشته تا دوباره خانواده گولسوی کنار هم جمع شوند و تجارت خانوادگی‌شان را از سر گیرند. یامان می‌خواهد با بازگشت برادرش از عشق کودکی‌اش خواستگاری کند و این دو برای این لحظه بسیار هیجان دارند. اما اتفاقی غیرمنتظره همه معادلات را برهم می‌زند. سریال یاقوت کبود داستان سه برادر به نام‌های یامان، آتش و اوکان را روایت می‌کند.


 

قسمت ۳۴ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۳۴ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۳۴ سریال یاقوت کبود

فرایه با عصبانیت بهش میگه تو چجوری میتونی انقدر بد باشی مگه شیطانی؟ و ازش میخواد دست از سرش برداره و دیگه تهدیدش نکنه و میره. عمر میره پیش یامان و از آتش گلگی میکنه که خیلی زیادی بهش بها دادم و میگه میخواد سهام خودش و مادرشو بزنه به نام او اما یامان میگه نمیخوام با این چیزا سرو کله داشته باشم.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۳ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۳۳ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۳۳ سریال یاقوت کبود

هازال بهش میگه داری میری خودتو معرفی کنی آره؟ او تایید میکنه که هازال بغلش میکنه و باهمدیگه خداحافظی میکنن و هازال میگه دلم تنگ میشه واست سپس میگه آزاد شدی میبینمت. آلینا میره پیش جمیله و واسش تعریف میکنه که کاری که خواستیو انجام دادم ولی اصلا توجه نکرد از اتاق رفت بیرون و ازم خواست که ازش فاصله بگیرم.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۲ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۳۲ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۳۲ سریال یاقوت کبود

جمیله یواشکی میره به اتاق سرپ تا ببینه چیزی پیدا میکنه که تهدیدش کنه یا نه که همان موقع سرپ میره داخل و با اسلحه تهدیدش میکنه تا مراقب کارهاش باشه که اتفاقی واسه خودش و دخترش نیوفته. سر میز شام آتش میبینه که یامان نیست میره دنبالش و میارتش سر میز شام. آتش جلوی همه میگه امروز فرایه فارغ التحصیل شد.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۱ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۳۱ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۳۱ سریال یاقوت کبود

هازال پیش فرایه میاد و میگه از فردا باید بیام کارمو شروع کنم و خوشحال میشن. سرپ وقتی میبینه اونا میخوان جایی برن میره جلو و بهشون میگه خریداتونو بدین به من بریم سمت ماشین برسونمتون اونا قبول میکنن. وقتی سرپ تنها میشه دفتری که فرایه توش داشت چیزی مینوشت باز میکنه و میخونه و متوجه باردار بودن فرایه میشه..…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۰ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۳۰ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۳۰ سریال یاقوت کبود

جمیله به دخترش زنگ میزنه و میپرسه که کجاست او بهش چیزی نمیگه و تلفنو قطع میکنه. آلینا به خونه سرپ رفته و اونجا سرپ میپرسه چیشد که اومدی اینجا؟ او میگه هیچی اعصابم خورد بود گفتم یه هوایی بخورم بریم بیرون سرپ میگه چه فرقی میکنه که کجا باشیم اینجام سرگرمت میکنم و ازش تعریف میکنه که آلینا ذوق میکنه..…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۹ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۹ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۹ سریال یاقوت کبود

آلینا با گلفم تو سالن نشستن و باهم کل کل میکنن که گلفم بهش میگه با من کل کل نکن پا پیچم نشو! فرایه به هازال میگه میخوام برم یامانو ببینم هازال میگه نمیشه بسه جلوی در جلوی همه بغلشم کردی! فرایه میگه نمیتونم نگرانشم برم سریع ببینمش و بیام فقط یکبار! هازال با کلافگی نگاهش میکنه. آتش با داروهای عمر بالاسر پدربزرگش میره..…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۸ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۸ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۸ سریال یاقوت کبود

هازال به فرایه زنگ میزنه که او ازش میخواد سریع پیشش بیاد چون اصلا حالش خوب نیست. اوکان از شدت استرس زیاد حالش خوب نیست و نمیتونه نفس بکشه سپس ماشینو نگه میداره تا کمی هوا بخوره. آتش به شرکت رفته و با دیدن یاقوز نگهبان شرکت که رو زمین افتاده بالاسرش میره همان موقع پلیسها از راه میرسن و محوطه را میبینن..…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۷ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۷ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۷ سریال یاقوت کبود

اوکان از دور خونه وورال را زیر نظر گرفته که میبینه جمیله به اونجا اومده و میره که جلوشو بگیره اما جمیله زنگو زده بود که همدست وورال میاد و میگه آقا وورال نیستن سپس با اسلحه تهدیدشون میکنه که سوار ماشین بشن سپس سه تایی سوار یه ماشین میشن و راه میوفتن. تو ماشین به سرپ زنگ میزنه و میگه گیرشون انداختم لازم نیست.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۶ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۶ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۶ سریال یاقوت کبود

عمر هنوز حواس پرتیش ادامه داره که آتش بغلش میکنه و سعی میکنه آرومش کنه اما موفق نمیشه که با درماندگی کنارش رو تخت میشینه. سرپ با دست راست وورال به اسم بشیر که تمام کارهای وورال را میکنه حرف میزنه و بهش میگه که فهمیده کار اوکان بوده اما چیزی به وورال نمیگه و ازش میخواد به اون کمک کنه چون زندگی که داره لایقش نیست.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۵ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۵ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۵ سریال یاقوت کبود

یامان را به اتاق عمل بردن اما قلبش وایمیسته و بهش شوک میزنن که به زندگی برمیگرده. از طرفی آسیه که دلش درد گرفته بود پیش دکتر رفته و با ترس میگه صدای قلبشو نمیشنوم! چی شده؟ بچه ام زنده ست؟ همان موقع صدای قلب بچه اکو میشه که آسیه خیالش راحت میشه و با خوشحالی میگه زنده ست.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۴ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۴ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۴ سریال یاقوت کبود

جمیله شبانه میره اتاق فرایه و دستشو میزاره رو دهنش و میگه بیا بریم حیاط حرف بزنیم. فرایه ازش میپرسه چی از جون من میخوای؟ جمیله که برای پاریس رفتن یامان مشکوک شده به همه چیز بهش میگه نه خودت مهمی واسم نه بچه تو شکمت زودتر با آتش ازدواج میکنی آتش بیمه زندگیته اگه بخوای کاری کنی اشتباهی کنی به جفتتون رحم نمیکنم!…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۳ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۳ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۳ سریال یاقوت کبود

اوکان با یامان حرف میزنه و میگه دیگه نمیری؟ یامان میگه روز عروسی میرم اوکان بهش میگه همه چیز درست میشه بهت قول میدم یکم دیگه صبر کن یامان میگه حالت خوبه؟ سپس اوکانو بغل میکنه. آتش با فرایه حرف میزنه و میگه چرا اصلا به من فکر نکردی که باید چیکار کنم با پدربزرگ و مادرم؟…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۲ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۲ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۲ سریال یاقوت کبود

یامان از باده میپرسه دلیل ازدواجشون چی بوده باده میگه نمیتونم بگم قول دادم هرچی هم بگی نمیگم خواهشا همینم بین خودمون بمونه نرو از داداشت بپرس من این وسط بده میشم یامان میره. اوکان تو اتاق باده میره و ازش میپرسه که ماجرا چیه؟ باده میگه هیچی گفتم که چیزی نیست اوکان میگه پس بزار یه چیز دیگه بپرسم.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۱ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۱ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۱ سریال یاقوت کبود

فرایه میگه من میخوام برم یامان میگه نمیرم داداشم باید بیاد مارو ببینه بعد منو بزنه به حدی که از حال برم تو هم با لذت مارو میبینی. آتش به اتاق میاد و فرایه را صدا میزنه و میگه تو بالکنی؟ فرایه حسابی ترسیده که آتش وقتی جوابی دریافت نمیکنه میره یامان میگه نیومد بعدا بازم امتحان میکنیم و میره که فرایه میشینه و شروع میکنه به گریه کردن.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۰ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲۰ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲۰ سریال یاقوت کبود

آتش و فرایه باهم حرف میزنن و آتش میگه نمیخواد درباره اون فرد حرف بزنی دیگه باید به فکر این بچه باشی و همونجوری که بهت قول دادم تا آخرش پیشت میمونم و واسه این بچه به اسم و فامیل خودم شناسنامه میگیرم باده همه حرفاشونو میشنوه و شوکه میشه. بعد از رفتن فرایه آتش صدایی میشنوه و از تکون خوردن پرده میفهمه کسی اونجاست که…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۹ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۹ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۹ سریال یاقوت کبود

فرایه وقتی میخواد قضیه را بگه آتش بهش میگه تو برو تو عزیزم و با یامان دعوا میکنه که تو به چه حقی زن منو سوال پیچ میکنی؟ یامان میگه تو حق داری واقعیتو از زبان خود فرایه بشنوی! آتش باهاش بحث میکنه و ازش میخواد دیگه تو این کارها دخالت نکنه و اگه بخواد چیزیو بفهمه خودش میره از فرایه میپرسه…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۸ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۸ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۸ سریال یاقوت کبود

فرایه وقتی از ماشین پیاده میشه که بره پیش خیاط یامان دوباره باهاش دعوا میکنه و سرش داد میرنه و میگه تو لیاقت پوشیدن این لباسو داری؟ و لباسو رو زمین میندازه و میگه من میگم! نه نداری! فرایه میخواد لباسو برداره و بره که یامان میگیرتش و تو اون کش مکش لباس پاره میشه فرایه گریه میکنه و میگه تنها یادگاری مادرم بود!…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۷ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۷ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۷ سریال یاقوت کبود

آتش وقتی دخترهارو میرسونه به فرایه میگه فردا میریم دنبال کارهای عقد بعدشم مراسم عروسی فرایه میگه لازمه؟ نمیشه یه جشن ساده باشه؟ آتش میگه پدربزرگم اینجوری میخواد نمیخوام ناراحتش کنم یه شبه دیگه خوش میگذره فرایه قبول میکنه و میره. فرایه عکسی از خودشو میبینه که مربوط به یکسال پیش تو استانبوله…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۶ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۶ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۶ سریال یاقوت کبود

فرایه با دوستاش اومدن و فرایه سوار ماشین آتش میشه که اوکان میگه من دخترهارو میارم سپس به داملا میگه تو با آلینا و یامان بیا آنها فکر میکنن اوکان میخواد با هازال تنها بشه اما او میخواد تو این فرصت باهاش حرف بزنه درباره فرایه. فردی به اسم سرپ به خانه وورال رفته که وورال با دیدنش خوشحال شده…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۵ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۵ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۵ سریال یاقوت کبود

یامان به کلبه ای در دل صحرا رفته تا بتونه با خودش کنار بیاد سپس از آنجایی که میدونه همان روز، روز خواستگاری فرایه ست به خاطر همین راه میوفته به طرف عمارت. هازال و داملا با یه چمدون لباس رفتن پیش فرایه تا همشونو تن بزنه و یکیشو برای مراسم انتخاب کنن در آخر پسرهای کالباسی رنگ انتخاب میکنن.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۴ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۴ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۴ سریال یاقوت کبود

فرایه بعد از دانشگاه سر قرار با آتش میره و میگه اتفاقی افتاده؟ او میگه نه قرار امشب قبل از شام همه چیزو به مامانم بگم گفتم قبلش بهت بگم در جریان باشی فرایه میگه پس امشب میرم پیش هازال خونه نباشم بهتره آتش میگه من دارم سعی میکنم همه چیزو بهتر کنم دلیل نداره فرار کنی کسی نباید با تو بدرفتاری کنه پس دلیلی نداره جایی بری.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۳ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۳ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۳ سریال یاقوت کبود

جمیله پیش اوکان رفته و میپرسه که مریح چیشد؟ اوکان همه چیزو واسش تعریف میکنه که جمیله گریه میکنه و با عصبانیت میگه چرا بهش کمک نکردی؟ چرا نجاتش ندادی؟ اوکان بهش حمله میکنه و سرش داد میزنه و میگه همه اینا تقصیر توعه! و سرزنشش میکنه سپس بهش میگه از اتاقش بره بیرون او قبول میکنه و از اونجا با گریه میره.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۲ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۲ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۲ سریال یاقوت کبود

یامان وقتی فرایه را میدزده فرایه تو ماشین داد میزنه که ماشینو نگه داره یامان به راهش ادامه میده و میگه باید به حرفام گوش کنی آنها تو ماشین درگیر میشن که یامان حواسش پرت میشه و میخواست با اتوبوس تصادف کنه که یامان جمعش میکنه و خطر از بیخ گوششون میگذره. فرایه از ماشین پیاده میشه و میخواد بره که یامان جلوشو میگیره…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۱ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۱ سریال یاقوت کبود

آتش و فرایه به رستوران رفتن و آتش بهش میگه جمیله از کجا فهمیده که بارداری؟ فرایه میگه نمیدونم فقط تو و هازال میدونستین از یه جایی فهمیده دیگه آتش میگه ازدواج میکنیم و همه فکر میکنن این بچه منه و از دست جمیله هم خلاص میشی الانم غذاتو بخور نباید خودتو بچه ات ضعیف بشین. آلینا حاضر شده شب و منتظر یامانه…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۱۰ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱۰ سریال یاقوت کبود

باده از وورال پدرش میپرسه بورا همیشه اینجا تو بیمارستان میمونه؟ وورال میگه نه میبریمش خونه با تمام تجهیزات همه کار میکنم تا خوب بشه. آدم وورال میره پیشش و میگه سیگنال گوشی بورا را پیدا کردم از وقتی گم شده تو عمارت گولسای هاست اونا جا میخورن. گلفام میره پیش عمر پدرش و ازش میخواد با بچه هاش کاری نداشته باشه…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۹ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۹ سریال یاقوت کبود

یامان پشت سر داملا به داخل خانه هازال میره و هازال با دیدنش عصبی میشه و باهاش دعوا میکنه که یامان میگه تو دخالت نکن هازال من باید باهاش حرف بزنم یه واقعیتیو بگم اونم باید بهم توضیح بده. فرایه باهاش بحث میکنه و در آخر تایید میکنه که یکسال با آتش حرف میزده و ازش مخفی کرده بوده یامان میگه یعنی از توجهش به خودت خوشت میومد؟…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۸ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۸ سریال یاقوت کبود

فرایه با هازال تو دانشگاه که آتش بهش میگه من یکم حالم خوب نیست میتونیم حرف بزنیم؟ او میگه آره من دانشگاهم آتش میگه باشه میام اونجا. یامان و اوکان تو جلسه عمر با وورال و باده نشستن و باهم صحبت میکنن درباره کار که به وورال زنگ میزنن و خبر میدن که پسرت الان تو بیمارستانه وورال شوکه میشه و با عمر و باده به اونجا میرن.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۷ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۷ سریال یاقوت کبود

صبح زود سر میز صبحانه فرایه با برادرش حرف میزنه درباره کار کردنش تو استانبول بعد از فارغ التحصیلی اما چتین بهش میگه لازم نیست میخوای بری بابارو بندازی گردن من؟ آقا عمر داره به کارخانه جدید میزنه باهاش حرف میزنم برو اونجا کار کن ولی فرایه میگه کارخانه تو استانبول خیلی خوبه چتین میگه بری بابارو میزاریم تو یه خانه سالمندان…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۶ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۶ سریال یاقوت کبود

هازال بعد از رفتن یامان با آلینا از شوک درمیاد و میره پیش فرایه و ازش میپرسه اینجا چخبره؟ فرایه میگه بریم بیرون همه چیزو واست تعریف کنم. آلینا تو ماشین مدام درباره عروسی و چیزهایی که دوست دارد باهاش حرف میزنه اما یامان اصلا بهش توجهی نمیکنه و فکرش درگیر فرایه ست.…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۵ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۵ سریال یاقوت کبود

محسن و پسر و عروسش نگران حال فرایه هستن و هرچی زنگ میزنن میبینن که برنمیداره. فرایه مرخص میشه که اتش گوشیشو میده و میگه زنگ بزن به خونه حتما نگرانت شدن او به برادرش زنگ میزنه و میگه هازال مریض شده بود اومدم باهاش بیمارستان برادرش میگه باشه بیا خونه حرف میزنیم. یامان از دور فرایه و آتشو میبینه…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۴ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۴ سریال یاقوت کبود

آلینا وقتی به خانه برمیگرده به فرایه میگه که تا الان پیش شوهر خواهرت بودم فرایه میگه پیش کی بودی؟ آلینا میگه چون دیگه بهم حلقه داده و همه چیز داره علنی میخواد بشه بهت معرفیش میکنم شوهرخواهرت یامانه. فرایه شوکه شده و میگه چی؟ چی میگی؟ آلینا میگه که من بهت میگفتم که اونم منو دوست داره ولی تو باور نمیکردی…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۳ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۳ سریال یاقوت کبود

یامان میره پیش اوکان تو اتاقش و میگه چیشد؟ چرا نگفتی تو کدوم بیمارستان رفتی؟ اوکان با ترس واسش ماجرارو تعریف میکنه و گریه میکنه یامان میگه تو دیوونه شدی پسر؟ چرا اینکارو کردی؟ اگه به یکی گفته باشه که میاد خونه ما چی؟ اوکان با ترس و گریه میگه اگه اینجوری بود تا الان یه نفر پیگیریشو کرده بود هان؟…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲ سریال ترکی یاقوت کبود
قسمت ۲ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۲ سریال یاقوت کبود

سر میز شام بورال باکیلجی با پدربزرگ پسرها عمر درباره یکی کردن سرمایه ها و اینکه آتش دیگه اینجا کار راه بندازه حرف میزنن سپس از آتش میپرسه فکر ازدواج کردن تو سرت نیست؟ آتش از قصد میگه چرا با یکی تو رابطه ام ایشالله به زودی ازدواج میکنیم همگی جا میخورن و باده به بهونه آماده کردن دسر میره تو آشپزخانه…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۱ سریال یاقوت کبود

فرایه منتظر یامان هست تا شب تولدشو باهم جشن بگیرن که وقتی یامان از راه میرسه با حالی داغون بهش میگه یادم رفته بود خیلی سرم شلوغ بود فرایه متوجه میشه که مثل همیشه نیست و میگه پس گفتی سورپرایز داری اونم فراموش کردی آره؟ یامان اسلحه درمیاره که فرایه جا میخوره. از تو خونه صدای شلیک میاد و فرایه اونجارو آتیش میزنه…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا