خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی ایگو + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی ایگو را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم با ما همراه باشید. سریال ترکی ایگو (به مرد نمیشه اعتماد کرد) با نام کامل Erkeğe Güven Olmaz و مخفف EGO به کارگردانی دوعا جان آنافارتا (Doğa Can Anafarta) و شنول سونمز (Şenol Sönmez) ساخته شد. نویسندگی این مجموعه ترکیه ای نیز برعهده جمعی از نویسندگان بود و در واقع اقتباسی از سریال کره ای وسوسه (Temptation) که خالق آن هان جی-هون (Han Ji-hoon) بود، محسوب می‌شود. این اثر از اوایل سال ۲۰۲۳ از شبکه فاکس ترکیه پخش و پس از چند ماه به پایان رسید.

قسمت ۳۶ سریال ترکی ایگو
قسمت ۳۶ سریال ترکی ایگو

قسمت ۳۶ سریال ترکی ایگو

بگوم که دیگه حوصله تونجای و پرو بازیاشو نداره از سر میز بلند میشه و میره. سیبل و ارهان هم تو حیاط در حال حرف زدنن و سیبل میگه من نمیخوام اینجا زندگی کنم اون چی بود گفتی؟ سیبل میگه نمیبینی الیف داره چیکار میکنه؟ سپس باهم کمی حرف میزنن. سر میز شام شوکران و طاهر با تونجای بحث میکنن که نمیتونن با دروغ هایی که این دختر گفته بود قبولش کنن آنها باهم بحث میکنن و در آخر تونجای میگه باید به تصمیم من احترام بزارین آردا به الیف زنگ میزنه و خبر میده بابا برهان سکته کرده الیف شوکه میشه و با ترس به همه خبر میده و در آخر با ارهان و تونجای به طرف بیمارستان میرن. بگوم تو خونه به سیبل میگه تو خیلی خونسردیا! سیبل میگه واسه چی؟ من به ارهان اعتماد دارم بگوم میگه ولی موزمار با یه این دخترو دست کم نگیر و سیبل وقتی حرف های اونو میشنوه سریعا بلند میشه و میگه برم ویش سوهرم چرا باید تنهاش بزارم بگوم میخنده و میگه همینه. تو بیمارستان همه مضطربن که دکتر میاد و خبر میده که خطر رفع شده و چند دقیقه دیگه به بخش منتقل میشه ولی نباید دیگه استرس بکشه چون اون موقع دیگه رگش بسته بشه باید عمل بشه که از پسش با این سن ب نمیاد.

الیف به ارهان میگه باهم حرف بزنیم؟ سپس وقتی میرن تا حرف بزنن تونجای و بعدش سیبل به اونجا میاد و ارهان با دیدن سیبل جا میخوره که او میگه اومدم کنارت باشم ارهان تشکر میکنه الیف میگه میخواستم با ارهان حف بزنم که شماها هم بشنوین خوبه باید در جریان باشین سپس میگه با این وضع پدرم من نمیتونم بهش بگم که با ارهان بهم زدم و با تونجای نامزد کردم آنها با تعجب بهش نگاه میکنن و الیف ازش میخواد تا وقتیکه حالش خوب بشه کامل نشون بدن که هنوز با ارهان نامزده سیبل میگه خجالت نمیکشی از پدرت ب ای نزدیک شدن به ارهان استفاده میکنی؟ آنها باهم بحث میکنن که همگی مخالفت میکنن و میگن ما موافق نیستیم و نمیشه دروغ گفت اما ارهان به خاطر بابا برهان قبول میکنه که سیبل و تونجای ناراحت میشن و از اونجا میرن. ظفر رفته دنبال صنم که شوکران بهش میگه دخترم امشب اینجا میمونه چون دلم واسش تنگ شده او ناچارا قبول میکنه و میره. فردای آن روز ازهان اول میره پیش سیبل و باهاش درباره دیشب حرف میزنه و آرومش میگنه سپس میگه میرم بیمارستان و بعد از ترخیص بابا برهان میام شرکت سیبل قبول میکنه.

برهان مرخص شده که صنم هم زنگ میزنه به آردا و ازش حال برهانو میپرسه و وقتی میفهمه خوبه ترخیص داره میشه خوشحال میشه و تصمیم میگیره یه سر بره ببینتش. سیبل با ملیس در حال حرف زدن درباره این موضوع هستن که ملیس ازش میخواد میدونو خالی نکنه و حواسش به الیف باشه. صنم از خانه بیرون میزنه و همان موقع به ظفر پیام میده که به شرکت رسیده و جلسه داره و تا شب سرش شلوغه ظفر که از دور داره میبینتش تاکسیو تعقیب میکنه و وقتی میبینه جلوی خانه برهان پیاده شده جلوشو میگیره و میگه در غ و پنهون کاری کردی و دوباره برگشتی پیش این پسر یادت هست که چه قراری گذاشته بودیم؟ سپس بهش میگه سوارشو بریم خونه. تو مسیر صنم گریه میکنه و وقتی میبینه نمیتونه ظفرو از تصمیمش منصرف کنه پنهانی به خواهرش زنگ میزنه و وقتی برمیداره به ظفر میگه تو نمیتونی بدون اجازه به من دست بزنی! من با این شرط باهات ازدواج کردم که تا وقتیکه نخواستم بهم نزدیک نشی! ظفر میگه بس کن ما دیگه زن و شوهریم جلومو نمیتونی بگیری! سپس میگه من نمیخوام بیام خونه بزن کنار پیاده میشم! سیبل میشنوه و او که پیش ارهانه و میخواستن برن گردش بهش میگه سریع برو به خونه ظفر!..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ایگو EGO + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا