خلاصه داستان قسمت ۵ سریال ترکی نشاط زندگی + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۵ سریال ترکی نشاط زندگی می باشید همراه ما باشید. سریال نشاط زندگی (شادی زندگی من)، داستانی زنانه است که به موضوعاتی مانند خانواده، عشق، و تلاش برای رسیدن به اهداف می‌پردازد. این سریال ترکیه ای با نگاهی مدرن به مفاهیم سنتی، توانسته است مخاطبان زیادی را جذب کند. سریال نشاط زندگی از تاریخ ۲ بهمن ماه ۱۴۰۲، روزهای زوج ساعت ۲۰:۰۰ و تکرار آن روز بعد ساعات ۱۲:۰۰، ۱۷:۰۰ از شبکه جم تی‌وی پخش می‌شود. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ شبنم بوزوکلو در نقش نشه شنبکال، تولگا تکین در نقش مصطفی شنبکال، متین کوشکون در نقش مهمت شنبکال، اوغور دمیریهلوان در صالحا شنبکال، ارس شنول در نقش سردار شنبکال، گیزم کالا در نقش آیلین اوزای، ازگی تومبول در نقش تورکان شنبکال، سوریا گوزل در نقش سودا کورماز، نیسان دوکمچی در نقش زینب شنبکال، گفت اژه ییلدیزیم در نقش امره شنبکال و…

قسمت ۵ سریال ترکی نشاط زندگی
قسمت ۵ سریال ترکی نشاط زندگی

قسمت ۵ سریال ترکی نشاط زندگی

نشه وقتی به خونه میره میبینه همه جا مرتبه و جا میخوره او نوشته ای مصطفی میبینه که بهش گفته خیالت راحت همه چیز روبراهه و به همش رسیدگی کردم نشه خوشحال میشه و میگه خوب الان میتونم به درسام برسم سپس میشینه تمام درساشو میخونه. فردای آن روز صبح زود به بیمارستان میره که بچه هاش وقتی به سر میز صبحانه میرن از مفصل بودن میز جا میخورن و پسرش نوشته ای میبینه که نشه نوشته برای خرید رفته به تره بار پدرتون میرسونتتون. دختر نشه به مصطفی میگه این خریدا داره زیاد میشه ها! دست بجنبون! نشه به بیمارستان رفته و استاد سودا از دانشجوها سوال میپرسه که او به تمام سؤال‌ها جواب میده سودا بهش میگه تو احتیاجی نیست تو این بخش باشی برو تا بهت بگم باید کجا بری. پدر مصطفی کمی قلبش درد میگیره تو مغازه که مصطفی او را سریعا به بیمارستان میاره. نشه اونارو میبینه و روپوششو درمیاره تا اونا چیزی نفهمن سپس میره حال پدرشو میپرسه و ازش میخواد تا به مصطفی نگه اونو اونجا دیده سپس میره پیش مصطفی و میگه پدرت چیزیش نیست فقط از فشار خون بالا یکم به قلبش فشار اومده داروشو بخوره آروم بشه خوب میشه فقط به مامان نگو که اصلا تا نگران نشه. صالحه مادر مصطفی بهش زنگ میزنه و میگه کجایی نشه؟ قرار بود بریم خونه دوستم نشه میگه امروز بود؟ یادم نبود.

نشه پیش سودا میره و میپرسه باید چیکار کنه خودتون گفتین بیام سودا میگه برو دو ساعت دیگه بیا الان سرم شلوغه نشه از فرصت استفاده میکنه و میره پیش صالحه تا باهم برن به  خانه دوست صالحه. سردار پیش مصطفی رفته و بهش میگه دیگه نمیکشم میخوام برم به بابا همه چیزو بگم دیگه قید مغازه ام میزنم تهش هرچی شد شد دیگه سپس از مصطفی میخواد باهاش بیاد تا برن برای آیلین انگشتر بخرن شایدم تو هم واسه زن داداشم یه چیزی خواستی بگیری تا آشتی کنه باهات مصطفی میگه فکر خوبیه و باهمدیگه به همراه خواهرشون میرن به طلا فروشی. اونجا سردار یه انگشتر مجلل میگیره و وقتی به مصطفی میگه تو میخوای چی بگیری؟ او میگه نیم سکه، سردار از خساستش میگه که مصطفی میگه باشه یه تمام سکه میگیرم وقتی میخوان حساب کنن خواهرشون میخواد یه گوشواره واسه خودش بگیره که مصطفی میگه من میگیرم واست سردار میگه الان به خاطر خساستت واسه زنت سکه میگیری بعد واسه آبجی گوشواره میگیری؟ و باهم کمی کل کل میکنن. سودا به نشه زنگ میزنه از تو بیمارستان و میگه کجایی؟ نشه میگه اومدم یه فتوکپی بگیرم الان میام استاد و سریعا به بهونه ای از اون مجلس میره به طرف بیمارستان…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی نشاط زندگی Hayatim Nesesi

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا