معنی تدبیر

تدبیر
معادل ابجد

تدبیر در معادل ابجد

تدبیر
  • 616
حل جدول

تدبیر در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تدبیر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پایان‌نگری، تمهید، چاره، چاره‌اندیشی، حزم، درایت، رایزنی، سیاست، شگرد، کیاست، مشورت، مشی، وسیله. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تدبیر در فرهنگ معین

  • (مص م. ) به پایان کاری اندیشیدن، اندیشیدن، مشورت کردن، (اِمص. ) پایان بینی، شور، مشورت. [خوانش: (تَ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تدبیر در لغت نامه دهخدا

  • تدبیر. [ت َ] (ع مص) اندیشه کردن در عاقبت کار. (تاج المصادر بیهقی). پایان کار نگریستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). در پس کاری درآمدن و در عقب کاری غور کردن. پایان کاری نگریستن. (غیاث اللغات). نیکو اندیشیدن، و خصم بند ولایت گشای از صفات اوست و با لفظ آوردن و دادن و کردن وساختن مستعمل. (آنندراج). پایان کار را نگریستن و اندیشیدن و توجه کردن و نظم و ترتیب دادن آن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). تأمل و تفکر و اندیشه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تدبیر در فرهنگ عمید

  • به پایان کاری نگریستن و در آن اندیشیدن،
    برای انجام دادن امری فکر و دقت به کار بردن و توجه کردن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

تدبیر در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

تدبیر در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

تدبیر در فارسی به انگلیسی

  • Art, Circumspection, Contrivance, Counsel, Device, Devise, Diplomacy, Expediency, Expedient, Idea, Maneuver, Manoeuvre, Policy, Politics, Reason, Resourcefulness, Scheme, Strategy, Tact, Tactics, Wisdom. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

تدبیر در فارسی به عربی

  • تصمیم، جهاز، حیله، خطه، مستشار، مکیده، أجراءٌ
عربی به فارسی

تدبیر در عربی به فارسی

  • صرفه جویی , کم خرجی
فرهنگ فارسی هوشیار

تدبیر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • اندیشه کردن در عاقبت کار، تامل و تفکر و اندیشه
فرهنگ فارسی آزاد

تدبیر در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَدْبِیر، در کاری اندیشه کردن و عاقبت آنرا سنجیدن، اداره کردن، مآل اندیشی،. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

تدبیر در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید