خلاصه داستان قسمت ۱۵۳ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب برای طرفداران خلاصه داستان قسمت ۱۵۳ سریال ترکی خواهران و برادران را گذاشته ایم، برای خواندن این مطلب ما را همراهی کنید. سریال ترکیه ای Kardeslerim خواهران و برادران به کارگردانی سرکان بیرینجی داستان یک خانواده را روایت می‌کند. خانواده‌ای که علی‌رغم تمامی مشکلات و سختی ها سعی دارند هر طور شده کنارهم باشند و با تکیه بهم از پس سختی‌های زندگی بربیایند. این سریال خانواده بودن،کنارهم بودن،بدی‌ و خوبی را نشان می‌دهد. نویسندگی این اثر گول ابوس سرمچی می باشد. بازیگران این سریال جذاب عبارتنداز؛ Celil Nalçakan – Halit Özgür Sarı – Ahu Yağtu – Cüneyt Mete – Fadik Sevin Atasoy – Su Burcu Yazgı Coşkun  و …

قسمت ۱۵۳ سریال ترکی خواهران و برادران
قسمت ۱۵۳ سریال ترکی خواهران و برادران

خلاصه داستان قسمت ۱۵۳ سریال ترکی خواهران و برادران

برک و آیبیکه با آسیه و دوروک تو کلاس نشستن و از تبرعه شدن عمر و اوگولجان حسابی خوشحالن برک به آیبیکه میگه پس تو چرا هنوز ناراحتی؟ آیبیکه میگه به خاطر بدهی که به اون زنه صاحب کار بابام دارم اعصابمو خورد میکنه اون زنه رسما داره به بابام نخ میده! برک میگه میخوای پولشو بدیم تا این حسن نداشته باشی دیگه؟ آیبیکه میگه نه من باید خودم بدم پولو آسیه پیشنهاد میده تا اونا هم بهشون ملحق بشن و ۴ نفره رقص طراحی کنن و با برنده شدنشون میتونن با پولش بدهیشو به گونور بده آیبیکه خوشحال میشه و میگه واقعا میشه؟ آسیه و دوروک تایید میکنن و میگن بریم پیش مدیر مدرسه تا بهش بگیم. آنها موضوع را به مدیر میگن و بوراک قبول میکنه و میگه فقط دو روز مونده از پسش برمیاین؟ آنها میگن بله یه رقص دیگه طراحی و تمرین میکنیم بوراک میگه باشه پس این دو روز درس واسه شما تعطیله که بیشتر بتونین تمرین کنین آنها خوشحال میشن و میگن این خیلی خوبه. آکیف بعد از قطع تلفنش با سوزان با کلافگی به خودش میگه اصلاً نمیفهمم کار کردنش یعنی چی معلوم نیست آیلا با نباهت چقدر بهش فشار آورده اند که گیر داده تا کار کنه! او به طرف اتاقش میخواد بره که تعدادی دختر تو سالن میبینه و حسابی جا میخوره و میگه حتما اشتباهی اومدم از دستیار آیلا میپرسه که اینجا چه خبره؟ بهش میگه نباهت خانوم برای چهره های تبلیغاتی محصولات شون به مدل احتیاج دارند و دارن چند تا نمونه میگیرند که ببینند چی میشه آکیف به طرف اتاق آیلا و نباهت میره وقتی وارد میشه نباهت بهش میگه که چرا در نمیزنه وارد میشه؟ آکیف با عصبانیت بهش میگه اینجا شرکت خودمه هر جور که دلم بخواد رفتار می کنم آیلا بهش میگه بهتره بگی شرکتمون یادت که نرفته مال جفت مونه! او  میگه متاسفانه یادمه.

گونور بعد از رفتن بچه‌ها به مدرسه پیش اورهان میرود او با دیدن خانه که به هم ریخته و کثیف است شروع میکنه به تمیزکاری و مرتب کردن و در یک فرصت مناسب وارد اتاق خواب شنگول و اورهان میشه و با نگاه کردن به اونجا به خودش میگه نباید پا روی دمم میذاشتی شنگول خانوم! بالاخره که از زندان آزاد میشی! بچرخ تا بچرخیم سپس دستمال گردن خودش را زیر بالشت می گذارد و از آنجا بیرون میره و به اورهان میگه من کارم اینجا دیگه تموم شده سپس به طرف رستوران راهی میشه. بچه ها در سالن مدرسه در حال تمرین کردن رقص هستند آیبیکه کلافه میشه و میگه من باهاتون هماهنگ نیستم و ناامید میشه آسیه و دوروک با برک بهش میگن که ما هم اومدیم تمرین کنیم که هماهنگ بشیم آسیه به آیبیکه میگه به این فکر کن که با برنده شدن میتونی بدهی تونو به اون خانوم بدی که میگه زدی تو هدف و سر جایش میفهمه که آنها همان روز مسابقه دارند بهش نمیگه که روز دادگاه شه مهمان روزه و برایشان آرزوی موفقیت می کند بعد از قطع تماس زهرا به شنگول میگه چرا بهشون نگفتی که روز دادگاه امروزه؟ شنگول میگه مسابقه داشتن اینجوری ذهنشون به هم میریزه و نمیتونن خوب اجرا کنن.

از طرفی هم اینکه میدونستم اورهان معلوم نیست بیاد دادگاه گفتم نگم دیگه! بعد از رفتنش زهرا حرصش میگیره و به آشناهایش زنگ میزند و آدرس رستوران را بهش میده و ازشون میخواد تا برن اونجا یه گوشمالی خوبی بهشون بدن. دادگاه شنگول تموم میشه و تبرعه می شود او با خوشحالی به سلول برمیگرده و این خبر را به بقیه میده همگی برایش خوشحال میشن و آرزوی خوشبختی میکنند واسش. زهرا بهش میگه برو خیالتم راحت از بابت گونور فرستادم برم یه گوشمالی ریزی بهش بدن شنگول جا میخوره و میگه الان اونا فکر میکنن که من این کارو کردم و دیگه اورهان را نمیتونم راضی کنم برگرده سر خونه زندگیش بیچاره شدم! موقع رفتنش به او میگه تورو خدا بهشون زنگ بزن و بگو هیچ کاری نکنن. مسابقه رقص شروع میشه نامزدها از هر مدرسه روی سن میرند و اجراشون را به نمایش میگذارند اوگولجان از مسخره گی و چرت بودنشون خوابش میگیره. وقتی گروه آسیه اینا روی سن میره همه کسانی که از مدرسه آتامان به اونجا رفتن بلند میشن و آنها را تشویق می‌کنند آنها اجرا شون رو میرن و همگی خوششون میاد. اورهان به رستوران گونور میره و با دیدن به هم ریختگی آنجا جا میگه چی شده؟ گونور با گریه بهش میگه نمیدونم چند نفر اومدن اینجارو ریختند به هم بهم گفتن که از طرف شنگول خانم هستند و از شوهرش دوری کنه و گریه میکنه اورهان به شدت عصبی میشه و میگه میدونم چه جوری به حسابش برسم فقط خودم از پسش بر میام! مجری برنامه میاد و برنده مسابقه را گروه مدرسه آتامان معرفی میکنه خوشحال میشن. آسیه و دوروک با برک و آیبیکه جام را بالا می آورند و میگن بالاخره موفق شدیم امیر سر هاریکا داد میزنه و میگه اگه مثل آدم میرقصیدی ما الان اونجا بودیم و از سالن بیرون میره. اوگولجان به دنبالش میره و بهش میگه مراقب رفتارش با هاریکا باشه تا اون روی اوگولجان بالا نیامده سپس بهش میگه که هاریکا فقط به خاطر پولت باهاته وگرنه مثل بلایی که سرم آوردی به جای پشت تو نمیومد پشت منو بگیره و ماجرا تعریف کنه برای همه تا ما را تبرئه کند و از اونجا میره امیر به شدت عصبی میشه و به سالن برمیگرده سپس به هاریکا اشاره میکنه که بره پیشش…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خواهران و برادران kardeslerim + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا