خلاصه داستان قسمت ۲۲ سریال ترکی نشاط زندگی + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۲۱ سریال ترکی نشاط زندگی می باشید همراه ما باشید. سریال نشاط زندگی (شادی زندگی من)، داستانی زنانه است که به موضوعاتی مانند خانواده، عشق، و تلاش برای رسیدن به اهداف می‌پردازد. این سریال ترکیه ای با نگاهی مدرن به مفاهیم سنتی، توانسته است مخاطبان زیادی را جذب کند. سریال نشاط زندگی از تاریخ ۲ بهمن ماه ۱۴۰۲، روزهای زوج ساعت ۲۰:۰۰ و تکرار آن روز بعد ساعات ۱۲:۰۰، ۱۷:۰۰ از شبکه جم تی‌وی پخش می‌شود. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ شبنم بوزوکلو در نقش نشه شنبکال، تولگا تکین در نقش مصطفی شنبکال، متین کوشکون در نقش مهمت شنبکال، اوغور دمیریهلوان در صالحا شنبکال، ارس شنول در نقش سردار شنبکال، گیزم کالا در نقش آیلین اوزای، ازگی تومبول در نقش تورکان شنبکال، سوریا گوزل در نقش سودا کورماز، نیسان دوکمچی در نقش زینب شنبکال، گفت اژه ییلدیزیم در نقش امره شنبکال و…

قسمت ۲۲ سریال ترکی نشاط زندگی
قسمت ۲۲ سریال ترکی نشاط زندگی

قسمت ۲۲ سریال ترکی نشاط زندگی

همگی وقتی متوجه نبود امره میشن سریعا به طرف خانه برمیگردن. نشه استرس داره و از اینکه نمیدونه امره کجاست و چیکار میکنه همش فکرهای بد میکنه. وقتی به خانه میرسن میبینن امره نشسته رو کاناپه و در حالیکه خوراکی میخوره بازی هم میکنه، همگی خیالشون راحت میشه. فردای آن روز مصطفی از نشه میپرسه که تو چجوری تو کنگره سخنرانی میکردی؟ ۱۷ ساله که سراغ کتابات نرفتی! نشه تعریف میکنه که سودا دوست پسر سابقشه دید که همونجا عروسی میخواست بکنه سپس میگه منم بهش کمک کردم از چیزهایی که میدونستم و نوشته های خود سودا نوبت سودارو سخنرانی کردم سپس به بهونه صبحانه درست کردن سریع میره. مصطفی با دوستش حرف میزنه که روشا میشنوه و میره به نشه میگه شوهرت داره یواشکی حرف میزنه با گوشی نشه میگه باشه مامان و کارهای خودشو میکنه. نشه میره پیش مصطفی و میگه امروز روز پلو خوری دانشگاهته هرسال کاری داشتی نتونستی بریم امسال اگه بخوای مصطفی کار زیادو بهونه میکنه و میگه نمیتونم. سردار چون مصطفی شب گذشته با صاحب مغازه حرف زده و او راضی شده که یه مغازه دیگه شو اجاره بده به سردار، حسابی خوشحاله و صبح زود بیدار شده و جاشو هم مرتب کرده که تورکان میبینه و تعجب میکنه.

زینب میره پیش نشه و میگه چرا همش تو اتاق من کتاب های پزشکیه؟ اگه فکر میکنین اینجوری میتونین منو به پزشکی خوندن ترغیب کنین باید بگم کارساز نیست و میره. زینب پدرشو جلوی در اتاق میبینه و بهش میگه که اصلا من به پزشکی علاقه ندارم  مصطفی میگه واقعا؟ حتی یه ذره؟ او میگه نه باباجون حتی یه ذره! من میخوام درباره ارتباطات تو فضای مجازی درس بخونم کلا برنامه هم دارم امره هم تایید میکنه و میگه منم همینطور مصطفی پیش نشه میره و میگه باید درباره آینده و شغلشون یه کاری بکنیم! روشا حاضر شده تا بره پیاده روی که دم در با صالحه روبرو میشه و از قصد دوباره اشتباه میگه اسمشو سپس درباره سالم زندگی کردن و ورزش کردن باهم کل کل میکنن که صالحه به داخل میره و روشا وقتی حرصشو درآورده برمیگرده داخل. صالحه از زیر تخت برگه آزمایش مهمت را پیدا میکنه و میفهمه که اوضاعش نرمال و خوب نیست واسه همین تصمیم میگیره که غذای سالم دیگه بده بهشون و میز صبحانه را رژیمی میچینه که آنها تعجب میکنن و میگن اینا چیه؟ صالحه میگه از این به بعد همینه و برگه را بهش نشون میده و میگه باید به قوانین غذایی من عمل کنین!….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی نشاط زندگی Hayatim Nesesi

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا