خلاصه داستان قسمت ۴۰ سریال ترکی نشاط زندگی + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۴۰ سریال ترکی نشاط زندگی می باشید همراه ما باشید. سریال نشاط زندگی (شادی زندگی من)، داستانی زنانه است که به موضوعاتی مانند خانواده، عشق، و تلاش برای رسیدن به اهداف می‌پردازد. این سریال ترکیه ای با نگاهی مدرن به مفاهیم سنتی، توانسته است مخاطبان زیادی را جذب کند. سریال نشاط زندگی از تاریخ ۲ بهمن ماه ۱۴۰۲، روزهای زوج ساعت ۲۰:۰۰ و تکرار آن روز بعد ساعات ۱۲:۰۰، ۱۷:۰۰ از شبکه جم تی‌وی پخش می‌شود. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ شبنم بوزوکلو در نقش نشه شنبکال، تولگا تکین در نقش مصطفی شنبکال، متین کوشکون در نقش مهمت شنبکال، اوغور دمیریهلوان در صالحا شنبکال، ارس شنول در نقش سردار شنبکال، گیزم کالا در نقش آیلین اوزای، ازگی تومبول در نقش تورکان شنبکال، سوریا گوزل در نقش سودا کورماز، نیسان دوکمچی در نقش زینب شنبکال، گفت اژه ییلدیزیم در نقش امره شنبکال و…

قسمت ۴۰ سریال ترکی نشاط زندگی
قسمت ۴۰ سریال ترکی نشاط زندگی

قسمت ۴۰ سریال ترکی نشاط زندگی

نشه وقتی چشمای بنیامین را باز کرده بهش میگه که فیلیس نیست و دخترشه او شوکه میشه و بدون هیچ حرفی از اونجا میره که نشه با تعجب میگه واقعا بدون هیچ حرفی میخواین بزارین برین؟ او سوار تاکسی میشه و میره. تو خونه مهمت خبر میده که تصمیمش داره جدی میشه و مشتری پیدا کرده صالحه میگه قید این تصمیمتو بزن چون من نمیام! نشه از راه میرسه و همه ازش میپرسن چیشد؟ حرف زدی با پدرت؟ او میگه نه حتی بهم نگاه هم نکرد رفت من سعی کردم جلوشو بگیرم اما نشد! سپس صالحه با خانواده اش به خانه شان میرن که اونجا صالحه و مهمت سر رفتن به شیله دعوا و باهم قهرن میکنن که سردار و تورکان نمیدونن باید چیکار کنن. مراد با به کیک رفته به خونه مهمت و به صالحه میگه واسه به امر خیر مزاحم شدم صالحه استر میگیره که نکنه واسه تورکان اومده باشه اما وقتی داخل میره او به صالحه میگه اون دختری که تو مراسم دیروز اومد پیشم و از آشناهای شما بود انگاری، دیروز خوب رفتار نکردم باهاش واسه همین خواستم باهاش یه ملاقات دیگه بزارین از دلش دربیارم صالحه خوشحال میشه که تورکان جا میخوره و میگه ما فکر میکردیم کسیو زیر سر دارین طبق گفته خودتون! او میگه آره بود ولی نشدنیه.

نشه دلو میزنه به دریا تا بره با پدرش حرف بزنه. او به پارک رفته و پیشش میشینه و میگه اگه شما لجبازین من بدترم! تا جواب سوالامو نگیرم از اینجا نمیرم! سپس ازش میپرسه که چرا اصلا سراغی ازم نگرفتین؟ باشه با مامانم به مشکل خوردین ولی من چیکار کرده بودم؟ من فقط ۳ سالم بود! او روشو برگردونده و حتی نگاهشو نمیکنه و بغض کرده که نشه وقتی جوابی نمیگیره میگه باشه و از اونجا میره. وقتی به خانه برمیگرده با انرژی و حالی متفاوت میره که همه متوجه میشن حالت عادی نداره مادرشون و ازش میپرسن که چیشد با پدرش حرف زد؟ او میگه نه تلاشمو کردم ولی نشد اما مهم نیست من خودم خانواده دارم مادرمو دارم و سعی میکنه خوب نشون بده همه چیزو و پیشنهاد میده یهویی که بریم پیکنیک همگی جا میخورن از رفتارش. او به خانه صالحه هم میره و اونجا به آنها هم میگه که حاضر بشن باهم برن که صالحه استقبال میکنه ولی میفهمن که رفتارش عادی و مثل همیشه نیست نشه برمیگرده و میگه یادتون نره به آیلین و مراد هم بگین بیان حتما خوش میگذره و میره….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی نشاط زندگی Hayatim Nesesi

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا