خلاصه داستان قسمت ۴ سریال ترکی ایگو + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۴ سریال ترکی ایگو را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم با ما همراه باشید. سریال ترکی ایگو (به مرد نمیشه اعتماد کرد) با نام کامل Erkeğe Güven Olmaz و مخفف EGO به کارگردانی دوعا جان آنافارتا (Doğa Can Anafarta) و شنول سونمز (Şenol Sönmez) ساخته شد. نویسندگی این مجموعه ترکیه ای نیز برعهده جمعی از نویسندگان بود و در واقع اقتباسی از سریال کره ای وسوسه (Temptation) که خالق آن هان جی-هون (Han Ji-hoon) بود، محسوب می‌شود. این اثر از اوایل سال ۲۰۲۳ از شبکه فاکس ترکیه پخش و پس از چند ماه به پایان رسید.

قسمت ۴ سریال ترکی ایگو
قسمت ۴ سریال ترکی ایگو

قسمت ۴ سریال ترکی ایگو

الیف حسابی عصبی شده و وقتی از اتاق بیرون میان به ارهان میگه دختره خجالت نمیکشه همچین پیشنهادی میده! فکر کرده چون پول آره میتونه همه چیزو با پول بخره و به دست بیاره!؟ و شروع میکنه به غر زدن با عصبانیت که یکدفعه بهش میگه تو چرا هیچی نگفتی بهش؟ چرا باهاش دعوا نکردی به خاطر پیشنهادی که داد؟ ارهان میگه چون حالا ما اصلا نمیدونیم خواسته اش چیه و چی میخواسته ازمون الیف با عصبانیت میگه چی میخواسته؟ هیچی انقدر تنها بوده فقط خواسته سه روز باهاش تو اتاق باشی باهات درد و دل کنه یه شونه داشته باشه سرشو بزاره روش فقط گریه کنه! بعدشم تو قیمت فقط سه میلیونه؟ آنها باهم بحث میکنن که ارهان سعی میکنه آرومش کنه. الیف میگه بیا بریم ارهان بیا از اینجا بریم همه چیزو فراموش کنیم این گردنبندشم بهش پس بدیم ارهان میگه میخوام برم باهاش حرف بزنم ببینم ماجرا چیه آنها سر این موضوع باهم بحث میکنن که در آخر الیف میگه اگه پاتو از اتاق بیرون بزاری دیگه نه من نه تو! ارهان بیرون میره که الیف با گریه میشینه. تونجای پیش سیبل رفته که وقتی میبینه او جا خورده میگه منتظر کسی بودی؟ نکنه قرار داشتی؟ سیبل میگه چرت نگو.

تونجای میگه از بچگی نمیتونستی خوب دروغ بگی سیبل میگه ولی برعکس من تو خیلی ماهرانه دروغ میگی! سپس میگه نه باکسی قرار ندارم تونجای میگه نکنه با ظفر فرد مورد تایید بابا میخوای بری شام بخوری تا دل اونم بدست بیاری! سیبل میگه نه اونجوری نیست و ازش میخواد بره. بعد از رفتنش ارهان به اونجا میره که سیبل میگه چقدر زود تصمیم گرفتی ارهان میگه هنوز تصمیم نگرفتم اومدم ببینم ماجرا چیه؟ سیبل بهش قراردادی نشون میده و میگه اینو امضاء میکنی و کار شروع میشه و هیچکی نباید از چیزی خبردار بشه! فقط بین خودمونه و بهش میگه که پولو طی ۲ ماه بهش میده که ارهان میگه قرار بود یه جا بدین بهم اعتماد ندارین؟ او میگه من به هیچکی اعتماد ندارم حتی بابای خودم! سیبل بهش میگه باید بریم یه جایی و باهم سوار ماشین میشن و میرن که الیف میبینه و گریه میکنه تونجای اونو میبینه و میگه اون مرد نامزدت نبود؟ الیف میگه نه و ماشین میگیره تا بره فرودگاه که تونجای میگه منم میام باهاتون ولی تو فرودگاه میبینه پرواز برای استانبول ندارن الیف میگه با اتوبوس میرم فقط میخوام برم. تونجای میگه من و برکای هم باهاتون میایم و باهم برمیگردن.

سه روز بعد، الیف با کسی تو خونه حرف نمیزنه پدر و برادرش کنجکاون بدونن چه اتفاقی افتاده که وقتی پدرش میبینتش بهش میگه صبرم تموم شده دیگه بحثت با ارهان سر چی بوده؟ چی شده؟ الیف میگه هیچی اون انتخابشو کرد تموم شد الان میخوام برم مهدکودک از کارم عقب نمونم و میره. سیبل به ارهان گوشزد میکنه که کسی چیزی نفهمه سپس بهش میگه با نامزدت چیکار میخوای بکنی؟ ارهان میگه میرم معذرت خواهی کاری نمیتونم بکنم سیبل میگه مثل اینکه ما دخترارو نشناختی به این راحتیا نیست سپسازهان از ماشین پیاده میشه و به طرف الیف میره. او میخواد باهم حرف بزنن که الیف میگه حرفی باقی نمونده تو سه شب معلوم نیست کجا بودی با اون زنه تازه گوشیتم خاموش بوده! ارهان میگه چیزی که تو فکر میکنی نبوده باید باهم حرف بزنیم بعدا بازم میام…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ایگو EGO + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا