خلاصه داستان قسمت ۵۹ سریال ترکی اوچ کوروش (سه سکه)

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۵۹ سریال ترکی اوچ کوروش (سه سکه) را می توانید مطالعه کنید. با ما همراه باشید. سریال ترکی سه سکه یا سه قرون با نام انگلیسی بد پنی در ۱۰ آبان ۱۴۰۰ از شبکه Show TV آغاز و تاکنون ۱۱ قسمت ۱۵۰ دقیقه ای سریال پخش شده است.در سریال سه سکه بازیگرانی همچون نسرین جواد زاده در نقش بهار , اوراز کایگیلار اوغلو در نقش کارتال و آصلیهان مالبورا در نقش لیلا حضور دارند. این سریال به صورت دوبله فارسی از ۱ خرداد در روزهای فرد ساعت ۲۲:۰۰ از شبکه +gem series و از ۳ خرداد روزهای فرد ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه gem series پخش خود را آغاز کرده‌ است‌.

قسمت ۵۹ سریال ترکی اوچ کوروش
قسمت ۵۹ سریال ترکی اوچ کوروش

قسمت ۵۹ سریال ترکی اوچ کوروش

کارتال به کل اهالی هتل شیرینی پخش میکنه و همه بهش تبریک میگن و آرزو میکنن که زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه. کارتال به طرف اتاق بهار میره و دل تو دلش نیست. کارتال به جلوی در اتاق میرسه تمرین میکنه که چجوری با پسرش رفتار کنه که یکدفعه در باز میشه و آتش میگه بابا. کارتال با دیدنش اشک میریزه و در آغوشش میگیره و مدام میگه پسرم. آنها به داخل اتاق میرن و باهم شروع میکنن به بازی کردن و مدام بهش میگه بگه بابا و هر سری که آتش بابا صداش میزنه کارتل ذوق میکنه و میگه وای خدا من کجا برم! چیکار کنم! کارتال میپرسه موهامو زرد کنم؟ بهار میگه نه ولی آتش میگه آره کارتال با کلافگی میگه اینجوری بین شما دوتا گیر میکنم که! بهار میگم بهت گفتم که لوسش نکن! کارتال یواشکی میگه بزار حرف مامانی بشه بعدا رنگ میکنم به خاطرت. افه خرید میکنه و به خانه اش میره که میبینه لیلا رو کاناپه خوابه. لیلارو تو خواب نگاه میکنه و به زخم روی پیشانیش چشم میدوزد و از اونجا بیرون میاد که چتین به دنبالش میره و سوارش میکنه و به طرف خانه چتین میرن. لیلا از خواب بیدار میشه میبینه افه روی هر پلاستیک یکسری توضیحات نوشته او لبخند میزنه. افه و چتین به خانه رفتن که بعد از چند دقیقه کارتال و بهار و پسرشان به اونجا میرن. بایبارس و شاهین به منطقه ای رفتن تا جسد کرکماز را دفن کنن. ادم های بایبارس شروع کردن به کندن زمین و شاهین عکس جنازه کرکماز جلو در خانه اش را به بایبارس نشون میده. اوکتای نامه کارتال را به خودش که با سازش فرستاده بود را میخونه که نوشته تو منو فراموش کردی بابا ولی من فراموش نکردم بدی هایی که بهت کردنو فراموش کردی ولی من فراموش نکردم!

شاهین شروع میکنه تعریف کردن به بایبارس که دیشب با چندتا مار اومد قمارخانه و به کرکماز گفت از تو شروع میکن خوب به حرفشم عمل کرده! بایبارس میگه من تورو گذاشتم که این اتفاق ها نیوفته! شاهین میگه نمیتونه تنهایی از پسش بربیاد یه نفر کمکش کرده! بایبارس میگه مثلا کی؟ شاهین میگه مطمئن نیستم ولی آزاده چون قبلا شنیدم که به کارتال کمک کرده تا کرکمازو از میان برداره! بایبارس میگه خودم میفهمم. شاهین به افرادش میگه رفتین به انبار آزاده؟ اونا تایید میکنن. کارتال با خوشحالی از ذوق پسرش صحبت میکنه ولی چتین و افه با بی تفاوتی نگاهش میکنن کارتال میگه دارم با ذوق واستون تعریف میکنه یه چیزی بگین حداقل! چتین میگه خدا حفظش کنه اما کارتال میگه اما چی؟ چتین میگه سما میخواین اینجا بمونین؟ کارتال میگه مگه خودت نگفتی اینجا امنه! کسی پیدا نمیکنه اینجارو؟ چتین میگه امنه اما واسه خودمون کارتال میگه چی میگی؟ افه میگه منظورش اینه که به درد خانواده نمیخوره و مناسب خانواده نیست! کارتال میگه یعنی چی؟ من فردا خودمون میریم خونه خودمون فقط امشب صبح بشه! چتین میگه خیلی خوب و میره تا بخوابه. افه به اتاق چتین میره تا بپرسه کجا باید بخوابن که میبینه داره لباسشو میشوره و تنش لباس نیست و چشمش می افته به زخم های روی بدنش و جا میخوره. وقتی صداش میکنه افه به خودش میاد و میگه اینجا چیکار میکنی؟ افه میگه اومدم بپرسم کجا باید بخوابیم؟ چتین میگه کارتال اتاق ته راهرو تو هم رو کاناپه. توش لحاف و تشک هست. شاهین افرادشو میفرسته به انبار آزاده تا افرادشو بکشن و وارد اونجا بشن تا بتونه نقشه ی از بین بردن آزاده را عملی کنه. آزاده خوابه که بایبارس با یه فنجان دمنوش به اتاقش میره که آزاده از خواب بیدار میشه و با دیدن بایبارس حسابی جا میخوره و میگه آقا بایبارس شمایین؟ بایبارس میگه خدمتکارتون خیلی دمنوش خوب درست میکنه. حالا که بیدار شدی حاضرشو بریم، آزاده میگه کجا؟ چیشده؟ بایبارس میگه یعنی تو خبر نداری کرکماز مرده؟ آزاده خودشو جا خورده نشون میده و میگه چی؟ بایبارس میگه فکر میکنی کار کی بوده؟ آزاده میگه کارتال؟ بایبارس تایید میکنه و میکه ولی کمی شک دارم.

آزاده میگه شک به چی؟ بایبارس به تو چون مرگش به نفع تو هم هست بگو که باهاش ارتباطی نداری! آزاده تایید میکنه که بایبارس میگه خیلی خوبه پس بلندشو قاتل کرکمازو واسم بیار. افه نصفه شب بیدار میشه که میبینه کارتال بیداره ازش میپرسه چرا تو بیداری؟ کارتال میگه دارم فکر میکنم که لایق این خوشبختی هستم؟! افه میگه دوست داشتم بگم لایقشی ولی نگم بهتره کارتال با ناراحتی میره و میگه حرف درست از دهنت بیرون نمیاد که! افه صداش میکنه و میگه بچه بانمکیه شبیه تو هم هست، کارتال میگه واقعا؟ خودمم همینو حس کردم خیلی خوشتیپه! افه میگه ای کاش اخلاقش مثل تو نشه کارتال تایید میکنه و میگه آره درس بخونه آدم حسابی بشه کا تال قبل از رفتنش میگه ولی تو لایقشی افه میگه چی؟ کارتال میگه لایق خوشبختی. افه به لیلا زنگ میزنه و به بهانه کونیالی میخواد باهاش حرف بزنه. کارتال میره پیش بهار و از خوشبختیش بهش میگه و میگه نمیخوام دیگه یه لحظه اش هم از دست بدم بهار میگه نمیدی کارتال میگه قول؟ هرچی هم که بشه؟ بهار میگه قول. قولم قوله! همان موقع به خانه تیراندازی میشه و کارتال بهار و آتش را تو کمد میزاره. آزاده به محض دیدن چتین جا میخوره و میگه برگردین. کارتال پیش بهار میره که میبینه حسابی ترسیده. آزاده پیش بایبارس میره و میگه یکی کمکش میکنه اونم چتین! بایبارس جا میخوره. کارتال به چتین میگه تو گفتی اینجا امنه که! چتین میگه امن بود اگه اینجارو پیدا کردن یعنی ادامه داره! بهار ماجرارو میپرسه که کارتال بهش میگه از بین بردن کرکماز بهار عصبی میشه و باهم دعوا میکنن و بهش میگه اگه به فکر مایی سوییچ ماشینو بده اگه به فکر من و پسرتی دیگه نباید بیای سراغ ما و سمت ماشین میره که کارتال میره و میگه هرجای دنیا بری پیدات میکنن کسی که میتونه مراقبتون باشه منم الانم سوارشو ببرمتونن جای امن. آزاده میپرسه ادامه ندادم چون قبلا همه مارو کنار کشیدین و گفتین به چتین نباید صدمه ای وارد بشه منم کنار کشیدم ولی تو اولین فرصت که تنها گیرش بیارم کارشو تموم میکنم بایبارس میگه خوبه خوب کاری کردی. آزاده میسپاره تا کارتالو بگردن پیدا کنن و به سر دسته آدم هاش میگه تا شاهینو پیدا کنه. شاهین به بایبارس زنگ میزنه که به انبار آزاده بیاد اونجا. بایبارس وقتی به اونجا میره میبینه جنس ها اونجاست و شاهین وانمود میکنه که آزاده جنس هارو برداشته بوده و کمک کرده کرکمازو بکشن بایبارس با عصبانیت از اونجا میره و شاهین لبخند میزنه…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی اوچ کوروش (سه سکه)

۱ ۱ رای
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا