خلاصه داستان قسمت ۵ سریال ترکی ایگو + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۵ سریال ترکی ایگو را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم با ما همراه باشید. سریال ترکی ایگو (به مرد نمیشه اعتماد کرد) با نام کامل Erkeğe Güven Olmaz و مخفف EGO به کارگردانی دوعا جان آنافارتا (Doğa Can Anafarta) و شنول سونمز (Şenol Sönmez) ساخته شد. نویسندگی این مجموعه ترکیه ای نیز برعهده جمعی از نویسندگان بود و در واقع اقتباسی از سریال کره ای وسوسه (Temptation) که خالق آن هان جی-هون (Han Ji-hoon) بود، محسوب می‌شود. این اثر از اوایل سال ۲۰۲۳ از شبکه فاکس ترکیه پخش و پس از چند ماه به پایان رسید.

قسمت ۵ سریال ترکی ایگو
قسمت ۵ سریال ترکی ایگو

قسمت ۵ سریال ترکی ایگو

الیف به مهدکودک رفته که همش تو فکره و حال خوبی نداره که داداشش میره اونجا و به بهونه اینکه اونجا کار داشته بهش سر میزنه که الیف میگه من میدونم بابا تورو فرستاده بهش بگو حالم خوبه نگران نباشه او میخواد سر صحبتو باز کنه تا ببینه با ارهان میونه اش چیشده که الیف بهش چیزی نمیگه. تونجای بهش زنگ میزنه که رد تماس میده. تونجای پیام میده و خودشو معرفی میکنه و میگه که درباره برکای به کمکتون احتیاج دارم اما الیف میگه متاسفانه کار میکنم و وقت نمیکنم اگه کسی به پستم خورد بهتون معرفیش میکنم. بعد از تموم شدن جلسه سیبل از ارهان میخواد بمونه تا باهم صحبت کنن او درباره کاراش میپرسه که خوب پیش میره یا نه او تایید میکنه که سیبل بهش میگه نیم ساعت دیگه آماده باش باید باهام بیای مصاحبه آنها باهم در حال حرف زدنن که تونجای به اونجا میاد و میگه میتونم با خواهرم تنهایی حرف بزنم؟ بعد از رفتن ارهان تونجای بهش با طعنه درباره مسافرتش میگه که دروغ گفته بوده با ملیس رفته بوده اما سیبل زیربار نمیره که تونجای میگه باشه شب بابا میخواد بیای شام باهم بخوریم او قبول میکنه و میره.

سیبل با ارهان سوار ماشین میشن تا به دفتر مجله مزورا که قرار مصاحبه دارن برسن تو مسیر کمی حرف میزنن که سیبل میگه داره دیرمون میشه از تاخیر متنفرم واسه همین ارهان بهش میگه بزن کنار سپس خودش پشت رول میشینه و با سرعت بالا سر موقع سیبل را به اونجا میرسونه. تونجای تو شرکت مونده و با منشی سیبل حرف میزنه و سعی میگنه از زیر زبونش حرف بکشه بیرون تا بفهمه اوضاع چجوریه. الیف تو کلاس نشسته و به عکس های دونفره اش با ارهان نگاه میکنه و به آرامی اشک میریزه. تونجای میره پیش عایشه کسی که سیبل قراردادشو باهاش بهم زده بود. عایشه با دیدنش میگه چی میخوای؟ بعد از یکسال اومدی چی میگی؟ او میگه پیشنهاد دارم که باهمدیگه سود کنیم. تو خونه پدری سیبل همه در حال آماده سازی شام هستن. ازهان میره به دم در خانه الیف اما از در زدن پشیمون میشه و میخواد بره که پدر الیف میبینتش و به داخل تعارفش میکنه و یکدستی میزنه و میگه من از ماجرا باخبرم بیا داخل تا حرف بزنیم. تو حرفاش ارهان میگه فقط به خاطر خونه بود که پدرش میگه چی؟ کدوم خونه؟

همان موقع الیف میاد و با دیدن ارهان میگه تو اینجا چیکار داری؟ سپس میرن به حیاط پشتی تا باهم حرف بزنن. ارهان بهش میگه که بین من و سیبل خانم هیچ اتفاقی نیوفتاده و نخواهد افتاد! الیف میگه پس چیشد؟ چی میخواست؟ ارهان میگه دلیلشو نپرس فقط نمیتونم بگم ولی اینو بدون که هیچی نبوده و نیست الیف کمی آروم میشه. شب تو خونه پدر سیبل سر میز شام همه نشستن و پدرش خیلی خوشحاله و همگی از موفقیتش تعریف میکنن و تشویقش میکنن که یکدفعه از تو اخبار عکسایی از سیبل و ارهان که صورتش مشخص نیست و تو یه ویلا هستن پخش میشه این کار که زیر سر تونجای بوده باعث میشه خوشحال بشه اما همگی شوکه شدن و پدرش اونو دعوا و سرزنش میکنه و در آخر ازش میخواد از خونه اش گم بشه بره…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ایگو EGO + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا