خلاصه داستان قسمت ۹ سریال ترکی ایگو + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۹ سریال ترکی ایگو را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم با ما همراه باشید. سریال ترکی ایگو (به مرد نمیشه اعتماد کرد) با نام کامل Erkeğe Güven Olmaz و مخفف EGO به کارگردانی دوعا جان آنافارتا (Doğa Can Anafarta) و شنول سونمز (Şenol Sönmez) ساخته شد. نویسندگی این مجموعه ترکیه ای نیز برعهده جمعی از نویسندگان بود و در واقع اقتباسی از سریال کره ای وسوسه (Temptation) که خالق آن هان جی-هون (Han Ji-hoon) بود، محسوب می‌شود. این اثر از اوایل سال ۲۰۲۳ از شبکه فاکس ترکیه پخش و پس از چند ماه به پایان رسید.

قسمت ۹ سریال ترکی ایگو
قسمت ۹ سریال ترکی ایگو

قسمت ۹ سریال ترکی ایگو

برهان پدر الیف وقتی به یاد میاره که بهش گفته بودن الیف استعفا داده به خودش میگه به دلت بد راه نده حتما دلیل قانع کننده ای داره. الیف مدام به صبح فکر میکنه که چرا ارهان نزاشت بره داخل خونه اش واسه همین به صرب زنگ میزنه تا بپرسه ببینه اونجا بوده شب گذشته یا نه که صرب بهش میگه دیشب بودم ولی امروز نه الیف میره تو فکر و بهم میریزه. وقتی به خودش میاد دنبال برکای میگرده که میبینه نیست و با خدمه ی ویلا دنبالش میگردن و استرس گرفتن. طاهر با دیدن صنم حسابی خوشحاله و میگه خداروشکر همه ی بچه هام دورمن طاهر یکدفعه سراغ سیبل را میگیره که زنش میگه حتما تو ترافیکه میرسه. بعد از چند دقیقه خانواده ظفر از راه میرسن و همگی سر میز نشستن. ب هان میز شام را چیده که پسرش میگه چیشده منتظر آبجی نمی مونی! برهان میگه کارش طول کشیده یکم دیگه میاد سپس او متوجه میشه گوشیشو تو ماشین جا گذاشته که وقتی به ماشین برمیگرده میبینه صنم کارتشو اونجا جا گذاشته و لبخند میزنه. ارهان با سیبل در حال رفتن به طرف خانه طاهر هستن که. ارهان ازش میخواد رفت اونجا همه چیزو بگه درباره تونجای.

سیبل میگه امشب ظفر و خانواده اش هم هستن نمیشه میمونه واسه یه موقع دیگه ارهان باهاش حرف میزنه و مجابش میکنه که واقعیتو بگه. الیف برکای را تو کوچه پیدا میکنه که مدام سراغ مادر و پدرشو میگیره الیف سوار ماشین میشه تا ببره پیش باباش و تو مسیر به تونجای زنگ میزنه اما تونجای جواب نمیده که بگوم شک میکنه که ماجرا چیه. در آخر تلفن خدمتکار را جواب میده و او بهش میگه که الیف خانم با برکای دارن میان اونجا تونجای جا میخوره که همان موقع الیف از راه میرسه بگوم به وانجا میره و میگه اینجا چخبره؟ تونجای از الیف خواسته بود تا بره و بعد از رفتنش تونجای میگه که از پرسنل شرکت واسش مشکل پیش اومده بوده کمک میخواست بگوم که باور نکرده بعد از زدن حرفای دلش از اونجا میره. ارهان الیفو میبینه تو مسیر و میگه تو پیش تونجای بودی؟ الیف میگه دارم کارمو انجام میدم آره پیش صاحب کارم بودم وبهش تیکه میندازه سپس میره. آنها به جلوی در خانه طاهر رسیدن که ارهان بهش میگه اگه تو نمیگی من برم بگم! در آخر ارهان به سیم آخر میزنه و میگه خودم میگم و به داخل خونه میره.

تونجای و طاهر با دیدنش میگن تو اینجا چیکار میکنی؟ ارهان کمی با ظفر کل کل میکنه که سیبل میاد و ارهان جلوی همه میگه که گرفتن عکس و پخش کردن بین خبرنگارها و رسانه ها کار تونجای بوده طاهر عصبی میشه ولی تونجای زیر بار نمیره که ارهان ویسی واسشون پخش میکنه که تونجای خودش در اینباره صحبت کرده تونجای سریع حق به جانب میشه و به سیبل میگه تو سه روز با این آدم تو ویلا باغ چیکار میکردی؟ ارهان از سیبل دفاع میکنه و شروع به سرزنش کردنش میکنه و از اونجا میره. بعد از چند دقیقه سیبل هم از اونجا میره و ارهان را به خانه اش میرسونه و برای همه چیز ازش تشکر میکنه و دستشو میگیره که برادر الیف میبینه اونارو و جا میخوره از طرفی الیف که برکای را به بیمارستان برده واسه تبش تونجای هم اونجا میره و ازش به خاطر همه چیز تشکر میکنه و دستشو میگیره و میگه واسه من و برکای خیلی باارزشی…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ایگو EGO + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا