خلاصه داستان قسمت ۹ سریال ترکی بهار + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۹ سریال ترکی بهار را برایتان گذاشته ایم، امیدوارم خوشتون بیاد. با ما همراه باشید. سریال بهار توسط نسلیهان یشیلیورت کارگردانی شده است و آسنا بولبلوگلو نیز به‌عنوان تهیه‌کننده این مجموعه شناخته می‌شود. این سریال در کشور ترکیه تولید شده است و روز‌های فرد از شبکه ترکی جم تیوی به زبان فارسی پخش می‌شود. بهار، بیست سال پیش، از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شد، اما به جای اینکه حرفه پزشکی را دنبال کند، خانه‌دار شدن را انتخاب کرد. او با جراح موفق تیمور یاووز اوغلو ازدواج کرده و زندگی خود را وقف همسر و فرزندانش کرده است. اما ناگهان خانواده به ظاهر خوشحال یاووز اوغلو با بیماری بهار دچار مشکلاتی می‌شود. پزشک بهار، اورن، مصمم به نجات اوست و می‌گوید تنها راه حل، پیوند کبد است؛ اما تنها کبد سازگار خانواده، متعلق به تیمور است!

قسمت ۹ سریال ترکی بهار
قسمت ۹ سریال ترکی بهار

قسمت ۹ سریال ترکی بهار

بچه جیلان به کمک بهار و رنگین به دنیا میاد ولی گریه نمیکنه ولی وقتی گریه بچه شو میشنوه خوشحال میشه ولی رنگین میگه وضعیت بچه کمی بحرانیه باید بره تو دستگاه. بهار آرومش میکنه و میگه بچه تو زود بغل میکنی دکتر اودت از رفتار بهار با بیمار لبخند میزنه. هما تو خونه عصبی و ناراحته و میره تو اتاقش. رنگین پیش بهار میره و بهش میگه میدونی امکان داره بچه بمیره چرا اونجوری بهش امیدواری دادی؟ اگه نمیتونی خودتو کنترل کنی و با هر بیمار میخوای اینجوری گریه کنی برگرد خونه ات و میره. فردای آن روز وقتی بهار برمیگرده به خونه با هما روبرو میشه و سعی میکنه آرومش کنه اما هما با ناراحتی میره. بهار وقتی به داخل خانه میره تزئینات خونه رو میبینه و گریه اش میگیره. نورا از قصد خدمتکار گونور را بهش یه هفته مرخصی داده تا بره به بچه اش برسه که مریض شده. بهار بعد از عوض کردن لباس هاش خونه را تمیز میکنه که شب از خستگی بیهوش میشه و صبح خواب میمونه. او از تیمور میخواد برسونتش که تیمور میگه نه ریسکه خودت برو و قبل از منم باید برسی وگرنه نمره ازت کسر میشه.

بهار ماشین تیمور را برمیداره و با سرعت میره و تیمور مجبور میشه با تاکسی دنبالش بره در آخر بهار به موقع میرسه. رنگین پیش رئیس بیمارستان میره و بهار را میفرسته پیش تیمور تا دستیار اون باشه. جیلان وقتی بهار را میبینه بغلش میکنه و بهش میگه تو با خنده هام خندیدی با گریه ام گریه کردی تو خیلی خوبی! و وقتی میشنوه که حال بچه اش خوبه بیشتر خوشحال میشه و رنگین با بهار را بغل میکنه. شب بعد از تمام شدن شیفت همگی باهم به غیر از رنگین میرن به کلاب برای خوشگذرونی. هما با یه دوست شرش بیرون روی یه دیوار شروع میکنن به نقاشی کشیدن که شب گیر دو نفر میوفتن و از دستشون فرار میکنن که تو مسیر هما میوفته رو زمین و سرش میخوره به سنگ، دوستش که بچه رنگینه به مادرش زنگ میزنه و کمک میخواد. نورا در نبود بقیه میره به خونه مادر بهار و ازش عذرخواهی میکنه به خاطر رفتارهای اخیرش باهاش و ازش میخواد با بهار صحبت کنه به خاطر سلامتیش دست از دستیاری و شغلش بکشه. همگی تو کلاب خوش میگذرونن و نوشیدنی میخورن و میرقصن و آواز میخونن. موقع برگشت بهار به تیمور میگه گفتی کسی ازم خوشش نمیاد ولی انگاری تا الان خوب بدن باهاموتیمور میگه مشکل منم همینه تو با همه خوبی و همه را خوشحال میکنی جزء من! سپس بهار از دکتر اودت میخواد برسونتش و باهم میرن…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی بهار + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا