خلاصه داستان قسمت ۱۷ سریال ترکی گلجمال + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب برای دوستداران سریال های ترکیه ای قسمت ۱۷ سریال ترکی گلجمال را قرار داده ایم. با ما همراه باشید. سریال گل جمال (Gülcemal) یکی از موردانتظارترین سریال‌های جدید ترکی است که با استقبال فوق‌العاده‌ای پس از انتشار روبه‌رو شد. داستان سریال گل جمال حول محور شخصی به همین نام می‌چرخد. مورات اونلامیش ، ملیس سزن، ادیپ تپلی، نایلای اردونماز ، آتیلا شندیل  بیرجه آکالای مروه سوی و… بازیگران اصلی این سریال هستند.

قسمت ۱۷ سریال ترکی گلجمال
قسمت ۱۷ سریال ترکی گلجمال

قسمت ۱۷ سریال ترکی گلجمال

مرت پیش ظفر رفته و باهاش دعوا میکنه و میگه منو تو وضعیتی انداختی که الان جونم در خطره! متوجه میشه که دوا جاسوس نبوده اونوقت همه چیزو متوجه میشن و گلجمال منو میکشه میفهمی اینو؟ ظفر میگه تو برگ برنده ات گل اندامه، دل اونو به دست بیار اونجوری ضامنت زنت میشه نقطه ضعفه گلجمال گریه گل اندامه اونجوری هیچ بلایی سرت نمیاره سپس بعد از کمی حرف زدن از مرت میخواد بره. مرت از خونه بیرون میاد که با ابراهیم روبرو میشه. ابراهیم با دیدنش به طرفش هجوم میبره و میزنتش و میگه تو چه غلطی کردی؟ مرت از خودش دفاع میکنه و میگه مجبور شدم اون گلجمال مجبورم کرد ابراهیم جا میخوره و میگه به اون چه ربطی داره؟ مرت میگه مگه شما نمیدونین من با خواهر گلجمال ازدواج کردم ابراهیم با تعجب میگه تو با دخترم تو یه خونه زندگی میکنی؟ سپس به طرفش راه میوفته تا بزنتش که مرت فرار میکنه ابراهیم بهش میگه من به گلجمال همه چیزو میگم مرت میترسه و ازش میخواد بهش نگه وگرنه میکشتش ابراهیم با عصبانیت با گلجمال قرار میزاره. وقتی باهم تو رستوران ملاقات میکنن مرت از دور میبینتشون و میگه بدبخت شدم! ابراهیم ازش میخواد دخترشو بده تا از اونجا ببرتش گلجمال میگه من نگهش نداشتم خودش نمیره او جا میخوره و میگه یعنی چی؟ چرا اونجاست پس؟ گلجمال میگه چون جاسوسه ظفره ابراهیم جا میخوره و میگه چی؟ اون اونجا مونده چون من ازش خواستم!

گلجمال میگه چی؟ چرا؟ ابراهیم میگه چون باید یه تصمیم میگرفتم. مرت تو مسیر رفتن به خانه به خودش میگه باید مرده به حساب بیام دیگه. الان فهمیدم که هیچکی به اندازه خودم پشت خودم نیست باید برم وسایلمو سریع جمع کنم همان موقع گلجمال با ماشین میره کنارش و میگه اینجا چیکار میکنی؟ او اول فکر میکنه همه چیزو فهمیده اما از حرف های اون میفهمه که ابراهیم بهش نگفته و نفسی راحت میکشه. ظفر با آتوش در حال دلمه درست کردنه برای فردا چون روز مادره. گلجمال وقتی به خانه میره آرمان بهش میگه که مامانم اینکه فرستاده تا بهم بگه مثل همیشه دلمه درست میکنه برم اونجا چون هرسال خودش دلمه درست میکنه منم هرجا باشم یه شاخه گل میبرم واسش. گلجمال با وفا میره کنار گلخانه و گوشت درست میکنه و میز غذا چیده دوا بیرون میاد که گلجمال میگه اگه منتظر سفارشی باید بگم من خوردم منتظر نباش دوا میخواد دوباره سفارش بده که میگه ورود اون چرت و پرتا به خونه ممنوع شده و ازش میخواد اگه گرسنشه بره پیششون و غذا بخوره دوا میگه نمیخواد و برمیگرده.

آخر شب گلجمال پنهانی به خانه ظفر میره تا فیلم دوربین مدار بسته رو برداره تا ثابت کنه اون روز دوا به اونجا اومده اما میبینه که پاک شده او سریعا به وفا خبر میده. سپس به اتاق ظفر میره و کنارش یه شاخه گل با یه نامه میزاره و با دیدنش گریه اش میگیره و میره. قبل از بیرو نرفتن یاد دلمه میوفته که آرمان گفته بود واسه همین کل ظرف دلمه را برمیداره و به دریاچه میره او با گریه دلمه هارو میخوره. در نبودش فیروزه غذا برای دوا برده و میگه این خودم آوردم تا نیستش بخور دوا میگه این موقع شب نیست؟ فیروزه به دروغ میگه آره چون چشم چرونه میره بیرون. بعد از چند ساعت که گلجمال میره خونه دوتارو میبینه تو حیاطه و ازش میپرسه چرا نخوابیده دوا بهش تیکه میندازه واسه چشم چرون بودنش که گلجمال میگه تو الان نگران من شدی؟ دوا میگه مگه واسم مهمی که نگرانت باشم؟ و به داخل میره. فردای آن روز ظفر با دیدن گل فکر میکنه آرمان اومده که آتوش بهش میگه خانم آرمان خان نیومده این عکسم دیشب یکی پاره کرده. ظفر با دیدن عکس دو نفره اش با شوهرش که پاره شده سریعا نامه را میخونه که میفهمه گلجمال بوده او با عصبانیت پرت میکنه گل و نامه را و میره به اتاقش….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی گلجمال + تصویر

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا