خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی گلجمال + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب برای دوستداران سریال های ترکیه ای قسمت ۲۳ سریال ترکی گلجمال را قرار داده ایم. با ما همراه باشید. سریال گل جمال (Gülcemal) یکی از موردانتظارترین سریال‌های جدید ترکی است که با استقبال فوق‌العاده‌ای پس از انتشار روبه‌رو شد. داستان سریال گل جمال حول محور شخصی به همین نام می‌چرخد. مورات اونلامیش ، ملیس سزن، ادیپ تپلی، نایلای اردونماز ، آتیلا شندیل  بیرجه آکالای مروه سوی و… بازیگران اصلی این سریال هستند.

قسمت ۲۳ سریال ترکی گلجمال
قسمت ۲۳ سریال ترکی گلجمال

قسمت ۲۳ سریال ترکی گلجمال

مامان گارا از دوا میپرسه چیشد که برگشتی؟ نکنه عذرخواهی کرد؟ دوا میخنده و میگه معلومه که عذرخواهی کرد اگه نکرده بود که من الان اینجا نبودم! تازه یکی از آرزوهای منو برآورده کرده مامان گارا میگه چه آرزویی؟ دوا میگه من از بچگی دوست داشتم یه اسب بالدار داشته باشم گلجمال هم یکی از اسباشو داد بهم و وقتی اسم اسبو میگه همگی تعجب میکنن و گل اندام میگه چی؟ داد به تو؟ دوا از اسب تعریف میکنه و میگه وقتی سوارش شدم انگار واقعا پرواز میکنه مامان گارا میگه گلجمال انقدر اون اسبشو دوست داره که حتی نمیزاشت گل اندام سوارش بشه! گل اندام میگه ای بابا چرا همه چیزو باهم قاطی میکنین؟ من اصلا از سوارکاری خوشم نمیاد نمیدونین؟ سپس بعد از کمی حرف زدن گل اندام میره پیش گلجمال و او را به خاطر این کارهاش سرزنش میکنه و میگه. اولش من خوشحال بودم که یه نفر بالاخره اومده و بهش یه حس هایی داری ولی اون داره کلا تغییرت میده! دیگه خودت نیستی! متوجهی؟ گلجمال و گل اندام سر این موضوع کمی بحث میکنن. مرت دوباره دوا را گیر میاره و بهش میگه که وفا فهمیده که ما باهم نامزد بودیم دوا میگه چی؟ از کجا فهمیده؟ و بهش میگه که من میرم به گلجمال میگم و چیزیو ازش پنهان نمیکنم آنها باهم بحث و کل کل میکنن که مامان گارا اونارو میبینه و میره به مرت میگه بهت قبلا هشدار داده بودم که به این دختر نزدیک نشی!

دیگه بهت اخطار نمیدم یکبار دیگه ببینم نزدیک این دختر شدی، همان موقع گل اندام از اونجا رد میشه که مامان گارا حرفشو ادامه نمیده. گل اندام میپرسه چخبره؟ مرت میگه دوا خانم فشارش افتاده بود از مامان گارا میپرسیدم ماست و این چیزا کجاست دوغ بیارم واسشون گل اندام به دوا میگه گلجمال کنار رودخانه منتظرته. دوا به اونجا میره و باهاش درباره کار صحبت میکنه آنجا باهم قرارداد کاری میبندن و دوا میفهمه که برندی به اسم خودش زده و جا میخوره سپس بعد از امضا کردن میخواد بره خونه شون که گلجمال میگه میرسوننت اما دوا میگه خودم میرم نمیخواد. تو مسیر یه ماشین کنارش می ایستد و تعدادی مرد اونو سوار ماشین میکنن و پیش ظفر میبرن. دوا به خاطر بلایی که سر گلجمال و گل اندام در گذشته آورده سرزنشش میکنه که ظفر میگه تو چی میدونی از عشق هان؟ و خودشو با دلایل خودش تبرعه میکنه سپس میگه تا فردا ساعت ۶ وقت داری آرمانو برگردونی وگرنه گلجمال میفهمه که با مرت نامزد بودی و تو میشی دومین زنی که ازش متنفره!

دوا با کلافگی از اونجا میره. ابراهیم تو خونه در حال خودخوری هست که ایپک ازش میخواد آروم باشه و دمنوششو بخوره تا بیاد دوا. دوا به اونجا میره و باهاش حرف میزنه و میگه که با گلجمال میخواد برند بزنه و کار کنه ابراهیم کلافه میشه و میگه که اگه با اون کار کنی دیگه پدری به اسم ابراهیم نداری و میره ایپک جلوی دوارو میگیره و میگه بزار یخورده آروم بشه بعد حرف میزنیم. شب آرمان و ایپک با دوا حرف میزنن و سعی میکنن متقاعدش کنن که با گلجمال کار نکنه اما دوا میگه من اونجوری که شماها گلجمال میبینین نمیبینم! و میگه در آخر که میخواد باهاش همکاری کنه. فردای آن روز خونه گلجمال در حال آماده سازی واسه جشنه دوا به اونجا میره و میخواد به گلجمال بگه که با مرت قبلا نامزد بوده که گلجمال میگه بعدا باهم حرف بزنیم. مراسم شروع میشه و دوا بعد از حاضر شدن پیش گلجمال میره که او بهش میگه ۱۰ دقیقه دیگه تو گلخانه ببینیم همو تا حرف بزنیم دوا قبول میکنه. ظفر به امرلله میگه میدونستم پسرمو نمیاره بریم مهمونی یه شور و هیجانی بهش بدیم و راه میوفته. دوا تو گلخانه به گلجمال میگه تو اول حرفتو بگو، او اولین دیدارشون تو بچگیو بهش میگه با گفتن خاطراتی دوا هم اونو میشناسه و میگه اون پسر بچه هم تویی؟…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی گلجمال + تصویر

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا