خلاصه داستان قسمت ۲۳۱ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب برای طرفداران خلاصه داستان قسمت ۲۳۱ سریال ترکی خواهران و برادران را گذاشته ایم، برای خواندن این مطلب ما را همراهی کنید. سریال ترکیه ای Kardeslerim خواهران و برادران به کارگردانی سرکان بیرینجی داستان یک خانواده را روایت می‌کند. خانواده‌ای که علی‌رغم تمامی مشکلات و سختی ها سعی دارند هر طور شده کنارهم باشند و با تکیه بهم از پس سختی‌های زندگی بربیایند. این سریال خانواده بودن،کنارهم بودن،بدی‌ و خوبی را نشان می‌دهد. نویسندگی این اثر گول ابوس سرمچی می باشد. بازیگران این سریال جذاب عبارتنداز؛ Celil Nalçakan – Halit Özgür Sarı – Ahu Yağtu – Cüneyt Mete – Fadik Sevin Atasoy – Su Burcu Yazgı Coşkun  و …

قسمت ۲۳۱ سریال ترکی خواهران و برادران
قسمت ۲۳۱ سریال ترکی خواهران و برادران

خلاصه داستان قسمت ۲۳۱ سریال ترکی خواهران و برادران

سه هفته از شب مرگ لیلا گذشته، عمر تو امتحان آزمون رانندگی قبول شده اما به خاطر نداشتن پول برای بنزین ازش استفاده ای نمیکنه. امل با ناراحتی بهش نگاه میکنه. عمر وقتی دلیلشو میپرسه او بهش میگه میترسم که مثل داداش قدیر واسه همیشه بری! عمر بهش قول میده که با احتیاط رانندگی کنه و خیلی تند نره. عمر و آسیه وقتی از خونه بیرون میان تا به مدرسه برن با احمد روبرو میشن او واسشون کلی خرید کرده با کلی هیزم به اونجا اومده انها قبول میکنن و تعارف میکنن تا به داخل بره. احمد تو خونه نشسته و میگه فقط برای دادن خریدها نیومدم خواستم بگم با مشاور املاک حرف زدم و میخوام واستون یه خونه بخرم تا از اینجا برین عمر میگه نمیخواد دستتون درد نکنه نمیخوایم سربارتون بشیم اما او میگه اعتراض قبول نمیکنم و از اونجا میره. گونور به افرا میگه امروز موعد دادگاهمونه افرا اعتنایی نمیکنه گونور ازش میپرسه چرا هیچ عکس التماس نداره افرا با کلافگی میگه خوب چیکار کنم؟ اورهان به وانجا میاد و میخواد لباساشو برداره که گونور میگه واقعا میخوای طلاقم بدی؟ اورهان تایید میکنه و میگه آره دیگه بحثی هم توش نیست! گونور برای اینکه او به جلسه دادگاه نرسه در را به رویش میبنده، گوشیشو برمیداره و از اونجا میره.

اورهان کلافه میشه. دوروک برای تولگا صبحانه آماده کرده و ازش میخواد بخوره برن مدرسه که تولگا میگه نمیخوام بیام مدرسه دوروک وقتی میبینه زورش بهش نمیرسه از اونجا میره. تو مدرسه سوزی با دیدن عمر میخواد پیشش بره که او سریع میره سر کلاس دوروک میگه دلم واسه سوزی هم میسوزه آسیه میگه چیکار کنیم؟! عمر فکر میکنه رابطه ای با صرب داره سپس به کلاس میرن. افرا با اوگولجان و آیبیکه به خانه شان میرن اورهان با دیدنشون خوشحال میشه که افرا عذرخواهی میکنه و میگه فقط تونستم به بچه ها خبر بدم بیان اورهان ازش تشکر میکنه و سریعا به طرف دادگاه میره. گونور خوشحاله چون فکر میکنه اورهان به دادگاه نمیرسه که همان موقع اورهان به اونجا میاد و گونور حرص میخوره. آنها بالاخره از همدیگه طلاق میگیرن. آکیف پیش شنگول رفته و میگه چیکار میکنی؟ شنگول میگه برای اون دختر بیچاره دارم خیرات میدم آکیف میگه خوب کاری میکنی سپس خبر میده که اورهان طلاق گرفته او با عصبانیت میگه به من چه؟ آکیف وقتی میبینه نمیتونه شنگول خیلی عصبیه ساکت میشه.

تو زنگ تفریح صرب پیش سوزی میره و ازش میخواد تا یخورده حالش خوب بشه اما او میگه نمیتونم عمر هنوز باهام قهره از اون شب مرگ لیلا فکر میکنه چیزی بین ماست! سپس به صرب میگه شاید تو نباید اصلا منو بغل میکردی! صرب میگه پس چیکار میکردم؟ حالت بد بود! داشتی گریه میکردی! سپس ازش میخواد یخورده لبخند بزنه. تو کلاس عمر و آسیه به اوگلوجان و آیبیکه میگن که احمد میخواد واسشون خونه بگیره آنها خوشحال میشن و میگن این خیلی خوبه عمر میگه آره ولی اول باید آسیه راضی بشه او وقتی اصرار اونارو میبینه قبول میکنه. بعد از مدرسه سوزی میره پیش عمر و میگه میشه حرف بزنیم؟ عمر میگه من هنوز جواب سوالمو نگرفتم که اون شب چرا به جای من به صرب زنگ زدی و چرا تو بغل من رفتی تو بغل صرب گریه کردی جوابی داری؟ سوزی ساکت میشه که عمر میره سوزی با خودش میگه نمیتونم بگم! اورهان بعد از طلاق پیش شنگول میره که گونور میگه میدونستم! حسابتو میرسم. شنگول وقتی میخواد بره پای مینی بوس میبینه نیست او جا میخوره و وقتی به خونه برمیگرده میبینه برای تهدید یه آینه بغل مینی بوس رو میز تو حیاطه! او به آکیف زنگ میزنه و خبر میده و میگه که حتما کار گونوره! عمر میخواد بره کلوب سرکار که احمد میگه بیا بریم تا یه جایی و برگردیم…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خواهران و برادران kardeslerim + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا