خلاصه داستان قسمت ۳۸ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۳۸ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست در این مطلب از سایت جدولیاب می باشید. تا آخر این مطلب همراه ما باشید. این مجموعه به کارگردانی امره کاباکوشاک (Emre Kabakuşak) و اینجی بالابانوغلو آهیسکا (İnci Balabanoğlu Ahıska) و به نویسندگی تونا کیگی و گولبیکه اوته ساخته شده است. بازیگرانی که در این سریال ترکی نقش آفرینی کردن عبارتنداز؛Hakan Yılmaz, Selen Soyder, Eylül Tumbar, Enes Koçak, Berat Yenilmez, Sema Çeyrekbasi, Yigit Kagan Yazici, Yonca Sahinbas, Serhan Onat, Yigit Kalkavan, Hivda Zizan Alp, Çagla Boz, Sait Genay.

قسمت ۳۸ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست
قسمت ۳۸ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

قسمت ۳۸ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

آلیزه که منتظر تا اونا حرفشونو بزنن که بفهمه ماجرا چیه بهاء و توچه از راه میرسن و توچه الیزه را صدا میزنه تا ماجرارو بهش بگه که بهاء با کتاب میزنه تو سر توچه و او بیهوش میشه و روی زمین میوفته اونا وقتی به اونجا میرن توچه را بیهوش رو زمین میبینن و جا میخورن. بعد از مدتی توچه به هوش میاد که نورالدین میخواد از فرصت استفاده کنه و بره که آلیزه جلوشو میگیره و میگه اول حرفتو کامل کن بعد برو! نورالدین ناچارا تمام ماجرارو برایش تعریف میکنه و میگه که او از سرکان خواسته بود تا باهات وارد رابطه بشه چون میدونست که برای درس دادن بهش این بازیو با سرکان واسش راه انداخته بودن سپس بعد از زدن حرفاش آلیزه جا خورده و میپرسه کیا از این ماجرا خبر داشنن؟ همه به غیر از چند نفر دستشونو بالا میبرن که نورالدین میگه نیمه پر لیوانو ببین الان واقعی شده و همدیگرو دوست دارین! آلیزه از سرکان میپرسه ازدواجت با منم واسه نقشه بود؟ سرکان مخالفت میکنه و میگه من واقعا عاشقت شدم واسه عشقم بهت ازدواج کردم باهات نورالدین میگه تقصیر منه سرکان میخواست بهت بگه چندبار من نزاشتم ! آلیزه میگه نمیتونم باور کنم ای کاش قبل از پیشنهاد ازدواجت میگفتی ماجرارو و منو بازی نمیدادی! از این به بعد دیگه واسم یه تعمیرکاری فقط تموم شد و از اونجا میخواد بره که سرکان میپرسه انقدر ازم راحت میگذری؟ تو هم فقط دنبال بهونه بودی که بری سریع!

سرکان به یاد میاره که قبل از ورود به خانه همه چیزو برای آلیزه تعریف کرده بود و گفته بود که از همون اول عاشقت شده بودم وگرنه پیشنهاد نورالدینو قبول نمیکردم آلیزه میگه باید جلوی همه نقش بازی کنیم که از هم میخوایم جدا بشیم تا بابام تاوان کارشو پس بده. آنها تو گاراژ هستن که سرکان میگه حتما تا الان پشیمونه بریم بگیم واقعیتو اما آلیزه میگه نه. نورالدین هرچی به آلیزه زنگ میزنه او جواب نمیده از طرفی صنم به اسماء میگه ماجرا مشکوکه باید آلیزه از پدرش عصبی میشد چرا سر سرکان خالی کرد؟ الیزه و سرکان تو کافه نشستن و او میگه باید برگردم خونه بابام اینجوری بهتر باور میکنه سرکان میگه من دوریتو نمیتونم تحمل کنم آلیزه میگه بیرون از خونه یواشکی همو میبینیم. سر میز شام سرکان خودشو خوشحال نشون میده که همه تعجب میکنن. آلیزه سر میز شام خونه پدرش میگه قصد داره طلاق بگیره و با گریه میره اتاقش که نورالدین برای این وضعیت دخترش ناراحته و بهم ریخته….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا