خلاصه داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست در این مطلب از سایت جدولیاب می باشید. تا آخر این مطلب همراه ما باشید. این مجموعه به کارگردانی امره کاباکوشاک (Emre Kabakuşak) و اینجی بالابانوغلو آهیسکا (İnci Balabanoğlu Ahıska) و به نویسندگی تونا کیگی و گولبیکه اوته ساخته شده است. بازیگرانی که در این سریال ترکی نقش آفرینی کردن عبارتنداز؛Hakan Yılmaz, Selen Soyder, Eylül Tumbar, Enes Koçak, Berat Yenilmez, Sema Çeyrekbasi, Yigit Kagan Yazici, Yonca Sahinbas, Serhan Onat, Yigit Kalkavan, Hivda Zizan Alp, Çagla Boz, Sait Genay.

قسمت ۵۱ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست
قسمت ۵۱ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

قسمت ۵۱ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

سرکان و آلیزه وقتی به خانه باهم برمیگردن به همشون میگن که دارن میرن سر خونه زندگی خودشون و سرکان خونه خریده همگی جا میخورن و خوشحال میشن اما سراپ هم به خاطر رفتن سرکان ناراحت میشه و از این خبر جا میخوره سپس غر میزنه. دوست های آلیزه و سرکان اومدن و همگی در حال تمیز کردن خونه و چیدن وسایل هستن. سراپ به اتاق سرکان میره و بغض میکنه و بهم میریزه سرپ پیشش میره و میخواد باهاش حرف بزنه که سراپ به خاطر رفتن سرکان مدام گلگی میکنه و موقع رفتن پاس میخوره به پای تخت و درد میگیره که همین باعث میسه گریه کنه و خودشو تخلیه کنه به خاطر رفتن سرکان سپس به سرپ میگه برو وسایلتو بیار دیگه اینجا اتاق توعه سرپ خوشحال میشه و میگه واقعا؟ سراپ تایید میکنه و میگه تو فقط واسم موندی و همدیگرو بغل میکنن. دوستای آلیزه و سرکان بعد از چیدن خونه میخوان از اونجا برن که آلیزه واسه اینکه با سرکان تو خونه تنها نشه ازشون میخواد تا چای دم کنه وباهم بخورن اما اونا میگن ما باید بریم دیگه فردا کار داریم.

بعد از رفتنشون آلیزه سریع میگه من میرم میخوابم خیلی خسته ام و به اتاق میره که به خودش میگه یعنی چی اینجا که فقط یه تخته! یعنی باید باهم رو یه تخت بخوابیم؟ دیگه چی؟! سرکان پیشش میره و یکم میخواد اذیتش کنه که زنگ در خورٔه میشه و میرن که میبینن سرکان یه تخت دیگه هم سفارش داده و میگه تو واقعا فکر کردی فقط یه تخت خریدم؟ و از وانجا میره که آلیزه خیالش راحت میشه. فردای آن روز آلیزه وقتی از خواب بیدار میشه میره تو اتاق سرکان و شروع میکنه به جارو برقی کشیدن تا از خواب بیدار بشه اما میبینه او تکون نمیخوره و میترسه که سرکان از خواب بیدار میشه و آلیزه متوجه میشه گوش گیر تو گوشاش گذاشته بوده. سرکان میره سر میز صبحانه که میبینه آلیزه میز صبحانه ای چیده که روی همه چیز ربان صورتیه و نباید پاپیونشون موقع خوردن خراب بشه. سپس آلیزه میخواد لباساشونو تو ماشین بندازه اما نمیتونه درست کار کنه و خونه را کف برمیداره. از طرفی غذاشم میسوزه که با کلافگی میگه من به هیچ دردی نمیخورم هیچی بلد نیستم! سر میز صبحانه در خانه نورالدین اسما تصمیم میگیره مغازه شیرینی فروشی بزنه سپس میره پیش سراپ و بهش میگه که میخواد مغازه بزنه باهم کار کنن سراپ میگه من چیزی از مغازه داری نمیدونم! اسماء میگه یاد میگیریدر ضمن شیرینی پری که بلدی! سپس باهم میرن مغازه میبینن….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا