خلاصه داستان قسمت ۵۴ سریال ترکی یاقوت کبود + تصویر

در این مطلب از بخش فرهنگ و هنر در سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۵۴ سریال ترکی یاقوت کبود را برایتان قرار داده ایم با ما همراه باشید. سریال ترکی یاقوت کبود (Safir) با بازی ایلهان شن و اوزگه یاعیز جدیدترین سریال شبکه ATV ترکیه است. سمیح باعجی کارگردانی این سریال را برعهده دارد. این سریال ترکی از سریال‌های جدید ۲۰۲۳ در ژانر عاشقانه و خانوادگی است. سمیه باغچی کارگردانی سریال را بر عهده دارد. این سریال به داستان ناپدید شدن خانواده گولسوی در جاده‌های خطرناک پر از آزمون‌های شور، اشتیاق، انتقام و قلدری می‌پردازد که یک شبه تغییر می‌کند.ایهان شن، اوزگه یاعیز، بوراک برکای آک‌گول، ایپک توزجواوغلو و… از بازیگران سریال یاقوت کبود هستند. آتش گولسوی با بازی ایلهان، فرایه ییلماز با بازی اوزگه، یامان گولسوی با بازی بوراک نیز کاراکترهای اصلی سریال می‌باشند.

قسمت ۵۴ سریال ترکی یاقوت کبود

قسمت ۵۴ سریال ترکی یاقوت کبود

اونجا آلینا و فرایه باهم دعواشون میشه و آلینا و مادرش برای آبروریزی شروع میکنن به داد زدن. آتش و گونش باهم کمی حرف میزنن و در آخر گونش میگه که اومده بودم تا مدت طولانی بمونم ولی اتفاق هایی افتاد که فکرشو نمیکردم و باید فرداصبح زود برم سپس به سختی از هم جدا میشن و آتش میره. آلینا با گریه و فریاد همه رو دور خودش جمع کرده و به دروغ میگه که فرایه زدتش و به زور شوهرشو ازش گرفته. یامان از اونجا میبرتشون و میفرسته برن سپس با فرایه تو پارک روبروی خونه فرایه قرار میزارن تا باهم حرف بزنن و راهی پیدا کنن. فرایه میگه تا وقتیکه جواب آزمایش نیومده نمیتونیم کاری کنیم فقط باید آرامش خودمونو حفظ کنیم! یامان به خونه رفته و میره سراغ مادرش و بهش میگه که پدربزرگم بردن بازداشتگاه او میگه چی؟ تو این سن آخه واسه چی؟ یامان میگه چون کارهای غیرقانونی میکرده از امور مالی اومدن همه اش لو رفته و بردنش، گلفم با ناراحتی میگه نه نه نمیشه! اونجا دوام نمیاره! و گریه میکنه.

شرمین هرچی به عمر زنگ میزنه جوابی دریافت نمیکنه که نگران و کلافه میشه جمیله پیشش میره و میگه چقدر انقدر حرص میخوری ولشون کن هیچکی تو عمارت نیست بیا یکبارم ما اونجا خوش بگذرونیم شرمین میگه راست میگی بیا بریم چرا الکی بزرگش کردم! یامان و آتش و گوکان تو شرکت در حال حل کردن ماجرای پدربزرگشون هستن چون فردا صبح دادگاه پدربزرگشونه. باده وسایلشو جمع کرده و رفته به دم در خانه گونش و میگه ببخشید جایی نداشتم این موقع شب مجبور شدم بیام. گونش ازش میپرسه چیشده؟ او میگه وورال فهمیده که دارم درباره ماجرا تحقیق میکنم همش دست و پامو میبنده! نمیزاره!  مجبور شدم بزنم بیرون گونش میگه با بد کسی درافتادی بیا با من بریم استانبول! اما باده قبول نمیکنه. فردای آن روز یامان و گوکان و آتش از شرکت بیرون میان و میگن حاضرین واسه دادگاه؟ و همگی به طرف دادگاه راهی میشن. باده داره برای تو راه گونش کیک میزاره که گونش میگه منصرف شدم یخورده دیگه میمونم باده میگه واسه من؟ او میگه هم تو هم به نفر دیگه و میره سمت ماشینش تا بره دادگاه عمر که بازم ماشینش روشن نمیشه و کلافه میشه…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکیه یاقوت کبود + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا