خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال نیکان از شبکه سه سیما + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال نیکان را مطالعه می کنید. با ما همراه باشید. سریال‌ نیکان ملودرامی اجتماعی در ۳۰ قسمت به کارگردانی علی سراهنگ و تهیه‌کنندگی کامران مجیدی محصول جدید مرکز سیمافیلم است که از ۱۲ خرداد ماه پخش خودش را از شبکه سه سیما آغاز کرده است. این سریال هر شب ساعت ۲۰:۳۰ بروی آنتن شبکه سه می رود و تکرار آن ۰۰:۰۰ بامداد، ۰۹:۳۰ صبح و ۱۴:۱۰ ظهر می باشد.

قسمت ۱۶ سریال نیکان
قسمت ۱۶ سریال نیکان

خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال نیکان

جناب سروان تمام نوچه های داوود را جمع کرده و ازشون بازجویی میکنه و سرنخ هایی به دست میارن. نیکان به ملاقات سیما رفته و اونجا باهمدیگه درحال حرف زدنن که یه زندانی با دیدن مادرش خوشحال میشه و همدیگرو در آغوش میگیرن سیما به نیکان میگه این دخترو میبینی! مامانش باهاش قهر کرده بوده نمیومدم ملاقاتش بالاخره انگاری اومده و باهم آشتی کردن. سپس به نیکان میگه میبینی! اگه به کارهایی که میگم توجهی نداشته باشی منم باهات دیگه قهر میکنم و نمیام ملاقاتی و میخندن. آنها درباره اینکه مهتاب واسشون کاری نکرده حرف میزنه که سیما میگه حق داره خوب نتونسته! این همه آدم تو لیست انتظار پیوند کلیه هستن نمیتونه به این راحتی جابه جا کنه که منم باشم انجام نمیدم خوب! سپس درباره کیان میپرسه که نیکان میگه مامان پری گفت نیارمش که هوایی نشه. او میپرسه پیش مهتابه؟ حتما بهش خوش میگذره اگه خوشحاله اونجا بزار بمونه! نیکان میگهاز اینجا برم میرم دنبالش اما سیما میگه نه بزار بمونه حالش خوب باشه کافیه. نیکان بعد از ملاقاتی میخواد بره که یه دختر کنار جاده بهش میگه تو دختر خانم دکتری؟ بیا تا یه جایی برسونمت.

آنها تو مسیر باهم حرف میزنن و اون دختر میگه که دارم پول جوری میکنم که به آیت زودیا خواهرمو بیارم بیرون هرچیزیو میشه با پول جور کرد پولی داری که شاکی های مادرتو باهاش بخری؟ نیکان میگه نه دارم تو مزون کار میکنم اون دختر بهش میگه پول مزون که چیزی نیست پول خورد و خوراکی هم به زور هندل میکنه! سپس بهش پیشنهاد کار میده تا پول بیشتری دربیاره نیکان میگه نمیخوام من خودم کار دارم اما اون دختر میگه حالا شماره منو بزنه ضرر نداره که! نیکان به خونه مهرانفر میره برای پرستاری ازصدرا. صدرا باهاش کمی حرف میزنه و میگه کیو تو زندان داری؟ نیکان جا میخوره که او بهش میگه به خاطر مهر کف دستت گفتم نیکان میگه مادرم صدرا میپرسه جرمش چیه؟ نیکان میگه چک کشیده واسه یکی الانم افتاده تو زندان همه ی وظایف خانه افتاده رو دوش من. مادر بزرگم، داداشم، خرج و مخارج! شب وقتی مهرانفر به خانه میره صدرا باهاش حرف میزنه و ازش میپرسه میتونه کاری کنه که مادر نیکان از زندان آزاد بشه یا نه او جا میخوره ولی میگه نمیتونم اما به نیکان کمک میکنم صدرا ازش میخواد تا هرچقدر که تونست کمکش کنه.

فردای آن روز پلیس به شرکت و گاراژ جهان میره و باهاش درباره کارش حرف میرنه بعد از رفتنش ارژنگی به اونجا میاد و بهش میگه پلیس اینجا چیکار داشت؟ او هیچی نمیگه و باهمدیگه کمی بحث میکنن. ارژنگی بهش طعنه میزنه و میگه چیشده با این تراب رفیق شدی! سوار موتورش میشی باهم قرار پنهانی میزارین! دلت واسه اون موتور داغونت تنگ شده؟ جهان میگه قبلا حرف میزنی الان تیکه میندازی چیشده؟ جهان دوباره میگه که من فقط مکمل اصل وارد میکردم نه قلابی! و دیگه این کارو نمیکنم ارژنگی بهش میگه که باید نرخشو ببره بالا و به جاش ساکت بشه تا اتفاقی واسش نیوفته. هستی مهرانفر به مزون میره که آذر بهش میگه بیا اینجا ببین نیکان چیکار کرده! آنها دکوری که نیکان درست کرده را بهش نشون میدن مهرانفر بهش نگاه میکنه فقط و بهشون میگه جمع کنیم این مسخره بازیارو و از اونجا میره. نیکان ناراحت میشه و با دلخوری از مزون خارج میشه….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال نیکان از شبکه سه سیما

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا