خلاصه داستان قسمت ۶۷ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۶۷ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست در این مطلب از سایت جدولیاب می باشید. تا آخر این مطلب همراه ما باشید. این مجموعه به کارگردانی امره کاباکوشاک (Emre Kabakuşak) و اینجی بالابانوغلو آهیسکا (İnci Balabanoğlu Ahıska) و به نویسندگی تونا کیگی و گولبیکه اوته ساخته شده است. بازیگرانی که در این سریال ترکی نقش آفرینی کردن عبارتنداز؛Hakan Yılmaz, Selen Soyder, Eylül Tumbar, Enes Koçak, Berat Yenilmez, Sema Çeyrekbasi, Yigit Kagan Yazici, Yonca Sahinbas, Serhan Onat, Yigit Kalkavan, Hivda Zizan Alp, Çagla Boz, Sait Genay.

قسمت ۶۷ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

قسمت ۶۷ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

مسعود وقتی اسماء را میرسونه به شیرینی فروشی بهش میگه من کی میتونم دوباره ببینمت؟ اسماء میگه نمیدونم هماهنگ میشیم سپس خداحافظی میکنه و میره. شب سرکان تنهایی نشسته و به حلقه اش نگاه میکنه و یاد شبی میوفته که از آلیزه خواستگاری کرده بود تو رستوران و ازش خواسته بود واقعی برای یه عمر ازدواج کنن سپس راهی میشه تا بره پیش آلیزه. آلیزه تو خونه نشسته که یکدفعه فیوز برق خانه میپره و برق ها خاموش میشه. خیلی نگذشته که آلیزه میخواد بره بخوابه و متوجه میشه یه نفر وارد خونه شده آلیزه چیزی برمیداره و تو سر اون آدم خورد میکنه و میره سریعا دم در خانه و داد میزنه دزد که یکدفعه برقارو روشن میکنه و میبینه سرکان بوده. اسماء تو خونه نشسته و مدام با مسعود در حال پیام دادن هستش و لبخند میزنه که نورالدین میبینه و میگه چخبره تا دیروز همش مثل افسرده ها بودی الان همش میخندی و پیام میدی! ببین دنیای بدون مسعود چه خوبه شرط میبندم اصلا بهت فکرم نمیکنه تو به پیام دادنت به اون طرف ادامه بده اسماء نمیگه که طرف مقابلش همون مسعوده. آلیزه حال سرکان را میپرسه و او بعد از بهتر شدن سرش از اونجا میره.

فردای آن روز قدیر با نورالدین میره به خارج از شهر برای تدریس و کار و از همه خداحافظی میکنه. بیلگه با گروهی طبل زن جلوی در خانه میاد تا دل سراپ را به دست بیاره اما تورکان به پایین میره و میگه این کارها یعنی چی؟ دختر من به خاطر تو گریه کرده شب و روزبیلگه میگه اومدم از دلش در بیارم! تو کل نمیگه که دوباره ناراحتش کنی؟! و بعد از سرزنش کردنش ازش میخواد بره بیلگه با ناراحتی میره. مسعود دختریو اجیر کرده و با خودش میبره به تعمیرگاه سرکان و میگه واست وردست آوردم اونم فیریزک خونده سرکان ازش امتحان میگیره و وقتی میبینه واقعا چیزهایی سرش میشه قبول میکنه. آلیزه با توچه و دنیز تصمیم گرفته کیک درست کنه به مناسبت ۶امین ماهگرد واقعی شدن ازدواجشون بره پیش سرکان. وقتی اونجا میره با دیدن ییلدیز جا میخوره و میره جلو که سرکان اونو معرفی میکنه و آلیزه حس بدی میگیره از ییلدیز. سپس وقتی میبینه سرکان اصلا حواسش نیست که اون روز چه روزیه ناراحت میشه و میره.

آلیزه در حال غر زدن با خودشه که سرکان دنبالش میره و تو پارک گیرش میندازه و میگه که میدونسته امروز چه روزیه و هر روزی که با تو بیدار میشم از خواب اون روز عید منه سپس آلیزه به دوست داشتنش اعتراف میکنه و سرکان هم همینطور و همدیگرو بغل میکنن، کیک میخورن و خوش میگذرونن. ییلدیز میره پیش مسعود و بهش گزارش میده. او میپرسه چطور بود؟ ییلدیز میگه موتور سازیو میگی متنفرم از این کار ولی سرکان عاشقش شدم این کار شدنیه مسعود میگه تو باید رو مغز آلیزه کار کنی تا به کار ما کاری نداشته باشه ییلدیز میگه این کار تموم شده ست خیلی روم حساس شده مسعود میگه خوبه….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا