خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی رامو + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی رامو را مطالعه می کنید با ما همراه باشید. این سریال اکشن که از زمستان سال ۲۰۲۰ پخش آن از شبکه شو تی وی ترکیه آغاز شده، آنقدر مورد توجه قرار گرفت که ساخت فصل دوم آن نیز خیلی زود شروع شد. هر قسمت از دو فصل این سریال از نظر سایت IMDB  امتیازهای فوق‌العاده‌ای دریافت کرده است و توانسته که با داستان جذاب و به تصویر کشیدن فضای زیبا و متفاوت شهر آدنا نظر بینندگان بسیاری را به خود جلب کند. این سریال به تازگی پخش خود را از شبکه جم روبیکس آغاز کرده. زمان پخش این سریال هرشب رأس ساعت ۲۱:۰۰ از شبکه جم روبیکس و یک ساعت بعد از شبکه جم روبیکس پلاس می باشد.

قسمت اول تا آخر سریال ترکی رامو
قسمت اول تا آخر سریال ترکی رامو

خلاصه داستان سریال ترکی رامو

رامو مرد جوان و جویای نامی است که در شهر آدنا زندگی می‌کند؛ او با اینکه جوان است اما در واقع رئیس خانواده خود و محله‌ است اما او و سایرین همگی برای شخصی به نام چنگیز کارهای غیر قانونی انجام می‌دهند و از او فرمان می‌گیرند.

خانواده رامو تحت نظر چنگیز به کار قاچاق و جا به جایی سوخت مشغول اند. اعضای این خانواده تحت هر شرایطی از یکدیگر مراقبت می‌کنند و فرمان‌بردار چنگیز هستند؛ اما بعد از مدتی جاه طلبی رامو او را به این فکر می‌اندازد که دیگر برای کسی کار نکند و مقام چنگیز را تصاحب کند و حق خود و خانواده‌اش را از او بگیرد. او دور از چشم چنگیز نقشه‌ای می‌کشد و هنگامی که می‌خواهد آن نقشه را عملی کند، اشتباهی از جانب نزدیک‌ترین دوستش باعث می‌شود که چنگیز از رامو بخواهد که برای اثبات وفاداری اش به او دوست خودش را بکشد.

در این بین تصمیم‌گیری برای رامو که با دختر چنگیز درگیر مسائل عاطفی‌ای شده بسیار سخت می‌شود…


قسمت ۱۱۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۷ سریال رامو (قسمت آخر)

آدم های شریف دم خروجی تونل وایسادن تا خانواده ی رامو را بکشن به غیر از سیبل ولی رامو برای جلوگیری از اینکه اتفاقی بیوفته مینی بوسی تو تونل گذاشته بوده از قبل که ماشینو اونجا عوض کنن و با به ماشین دیگه به راهشون ادامه بدن. آدم های شریف وقتی میبینن از تونل بیرون نیومدن به داخل میرن که متوجه میشن…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۶ سریال رامو

صبوش داروهاشو نخورده فراموش کرده دوباره و میره پیش دوعان و میگه چیشده پسرم؟ دوعان میگه هیچی از بالای درخت افتادم صبوش میگه همیشه همینجوری بودی یکجا آروم و قرار نداشتی! برخلاف شاهین دوعان با شنیدن ایم شاهین گریه میکنه تو بغل صبوش. قدرت و مظهر به شریف میگن چجوری تونست فرار کنه؟…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۵ سریال رامو

دوعان با حسن حرف میزنه و ازش قول میخواد تا به سزای اعمالشون برسونه اونایی که شاهینو کشتن حسن قول میده و باهم گریه میکنن. نهیر با دیدن دوعو بغلش میکنه و میگه خداروشکر نمردی و زنده ای. دوعو ازش میپرسه رامو کجاست؟ نهیر میگه تنها چیزی که میدونم مرده! دوعو میگه دست بردار نهیر سپس او بهش میگه داره میره…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۴ سریال رامو

سیبل وقتی از پیش مظهر میره رو زمین میشینه و زجه میزنه و از ته دل گریه میکنه. مظهر به شریف زنگ میزنه و میگه حله. سیبل در حین رانندگی یاد خاطراتش با رامو میوفته و مثل مرده ها به جاده زل زده. شریف به آدمش زنگ میزنه و میگه هیچکی نباید زنده بمونه اگه بمونه برگردین اینجا خودم میکشمتون اولم خود تورو!…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۳ سریال رامو

شریف تو ماشین رامو نشسته و با یه نفر که بیهوشه حرف میزنه سپس از ماشین پیاده میشه و بعد از چند دقیقه ماشین رامو منفجر میشه. صبح همان روز، ادم های شریف رامو را بیهوش میکنن و میبرن سپس شریف به تزر شلیک میکنه و میره. حسن و حشمت و یه نفر دیگه تو آشپزخونه هستن که رامو به حسن زنگ میزنه و میگه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۲ سریال رامو

بعد از دو دقیقه محل اسلحه ها رو هوا میره. صاحبش به اونجا میاد وبا دیدن اون صحنه شوکه میشه و میگه مسبب این کارو به خاک مینشونم! او به قدرت زنگ میزنه و خبر میده که چه اتفاقی افتاده سپس به طرف استانبول راهی میشه. او به همون آدمش که دوعو را شکنجه میکرد میگه ببینیشون میشناسیشون؟ او میگه فقط یکیشونو و یاد دوعو میوفته.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۱ سریال رامو

رامو به یکی از آدم هاش میگه به دوعو بگو به محض رفتن ما از اینجا حمله کنه به اینجا سپس همان موقع ماشینی رد میشه که میگه سریعا به دوعو بگو جلوی ماشینو بگیره. دوعو و افرادش جلوی اون ماشینو میگیرن و با افرادش درگیر میشن که در آخر از پشت ون یکدفعه کلی آدم بیرون میاد که دوعو داد میزنه تله ست!…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱۰ سریال رامو

رامو به سیبل میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ کاپیتان میگه منم میخواستم اینو بفهمم که چرا خونه منو زیر نظر داشته؟ رامو میگه چی؟ خودش اومده اینجا؟ کایپیتان میگه آزه خونه منو زیر نظر داشته بود سیبل میگه فکر کنم آدرسارو اشتباه کردم همان موقع زن کاپیتان به اسم جاهیده پایین میاد و میگه سیبل را من دعوت کردم فکر نمیکردم بازجوییش کنی…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۹ سریال رامو

برهان به همراه دزدهای پولها میرن به جنگل تا پول هایی که زیر خاک دفن کردنو دربیارن و به برهان بدن. دوعو که برهانو تعقیب میکرده به رامو زنگ میزنه و خبر میده. رامو به کورکوت میگه اگه حرفات راست بوده باشه سر میز یه صندلی خواهی داشت و میره. تِزر استاد یه دانشگاه ست که شریف به عنوان ساواش و یه دانشجو سر کلاسش نشسته…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۸ سریال رامو

چیچک با صبوش حرف میزنه و از خودشو خانواده اش میگه سپس صبوش میره تا واسش غذا بیاره بخوره که شاهین و دوعان میان و میپرسن مهمون داری؟ آنها از حرف های چیچک میفهمن که او دختر حسنه..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۷ سریال رامو

رامو کلافه ست که نقشه اش خوب پیش نرفته و شریف در حال رفتنه که رامو میگه اون کجا میره؟ کاپیتان میگه جامونو پیدا کردن و ترکوندن پولارو هم دزدیدن! سپس به رامو میگه پولارو پیدا کن! و از اونجا میرن که متین به رامو زنگ میزنه و میگه داداشم جمیل تلفنشو برنمیداره به مرز هم نرسیده پیگیری کردم تو خبر داری؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۶ سریال رامو

عفت سوار ماشین شده و میخواد بره ازمیر حسن که توسط ساهین باخبر شده سریعا به اونجا میاد و تمام تلاششو میکنه تا جلوشو بگیره اما عفت بهش اعتنایی نمیکنه و میخواد بره که حسن ازش خواهش میکنه ببخشتش و باهم حرف بزنن اما او میره که حسن اسمشو فریاد میزنه و شاهین میره پیشش تا کنترلش کنه..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۵ سریال رامو

سیبل وقتی ماجرای همدستیش با خواهرشو میفهمه شوکه میشه و به نهیر میگه واقعا دلم واست میسوزه چون باید تا آخر عمرت خودتو تحمل کنی و میره که نهیر تو خودش میره. کاپیتان به رامو میگه از این به بعد یه شرکت داری که صورت کار قانونیته مثل جهانگیر و باهم کارهای بزرگی میکنیم و میخنده..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۴ سریال رامو

جمیل پیش رامو میره و بهش بابت کوکسال تسلیت میگه رامو با دیدن متین میگه اینو واسه چی آوردی؟ جمیل میگه واسه اینکه مجازاتش کنی تو آبروی مارو بردی! سرافکندمون کردی! متین میگه به مغزم شلیک کن ولی انقدر عذاب نده جمیل میگه نه تصمیم این کار با راموعه. رامو به متین میگه مجازات خیانت به خانواده مرگه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۳ سریال رامو

مراسم خاکسپاری کوکسال شروع شده که رامو. سیبل از دور نهیر را میبینن و میرن سراغشو ازش میخوان از اونجا بره رامو میگه فکر نکن نمیدونم چیکارها کردی منتظر زمان درستشم و نهیر از اونجا میره. شریف و کاپیتان حرف میزنن و درباره اینکه کی جرأت کرده بهشون حمله کنن حرف میزنن و یه مظهر مضنون میشن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۲ سریال رامو

ییلدریم به رامو میگه چیشد؟ انگار روح دیدی! رامو میگه نه فقط تعجب کردم. ییلدریم باهاش حرف میزنه و میگه بیا باید باهم بریم یه جا، رامو پشت سرش راه میوفته که سردرگمه و نمیدونم قراره چی بشه. کوکسال تو بیمارستان میمیره که دوعو با پریشانی و بهم ریختگی بیرون میزنه و با چشمانی پر از اشک به خاطراتش با پدرش فکر میکنه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۱ سریال رامو

گیزم سر قرار با نهیر رفته و از رامو بهش میگه که اون میدونه طلاها کجاست و کورکوت برداشته، گیزم طبق نقشه ی دوعان تمام حرف هایی که باید به نهیر میزد را میزنه و با گرفتن پولش از نهیر از رستوران بیرون میاد و سوار ماشین دوعان میشه. دوعان میپرسه باور کرد؟ گیزم میگه آره دوعان میپرسه اون کیف چی بود تو دستت؟…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰۰ سریال رامو

رامو یه دوری تو تالار میزنه و به گیزم میگه بیا بریم بالا می‌خوام خواهرتو سوپرایز کنم وقتی وارد اتاق میشن گیزم می‌بینه که دوعان با عصبانیت اونجا وایساده و بهش میگن که می‌دونیم دستت با نهیر تو یه کاسه است و جزای خیانت مرگه گیزم گریه‌اش شدت می‌گیره و رامو بهش میگه فردا به خواهرت میگی از یک دانشگاه تو خارج از کشور قبولی گرفتی.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۹ سریال رامو

دوعو بعد از دادن قرصا به ییلدریم رامو با متکا خفه اش میکنه که دوعو از رامو میپرسه الان چی میشه؟ رامو میگه قیامت! سپس همه چیزو طبیعی جلوه میکنن و از خونه دوباره میخوان بیان بیرون. مظهر و آدم هاش بیرون میان و با دیدن حسن و دوعان میپرسه که اینجا دم خونه من چیکار دارین؟ دلبر با مظهر دعوا میکنه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۸ سریال رامو

رامو با افرادش سراغ جمیل و دارودسته اش میره و با تهدید کردن جون خودش و برادرهاش اونو مجبور میکنه تا تسلیم بشه جمیل میگه منو ببر پیش مظهر اما رامو میگه دستور مرگت خیلی وقته صادر شده و به آدم هاش میگه جمیلو ببرین به وقتش کارشو بسازم سپس به برادرهاش میگه اگه با پادشاه استانبول بیعت نکنین یکی یکیتونو میکشم.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۷ سریال رامو

سیبل به بهونه پاپ کورن آوردن میره و میخواد با تلفن زنگ بزنه که دلبر مچشو میگیره و سیبل سعی میکنه نرمش کنه و میگه تو ادم خوبی به نظر میرسی اما دلبر میگه از کجا فهمیدی اینو؟ سیبل میگه اینا آخرش میخوان منو بکشن! دلبر میگه خوب حتما حقته خواهرزادشو کشتی سیبل میگه اگه میشناختیش میدیدی که حقش بود…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۶ سریال رامو

رامو برخلاف طرز فکر اونا اسلحه اش را میده به مظهر و میگه به رئیست بگو تسلیم شدم هرکاری بگه میکنم شریف با دیدن این صحنه به آدم ها دستور میده که اسلحه شونو بیارن پایین. رامو به مظهر میگه من سیبلمو از دست دادم تو خواهرزادتو دیگه تسویه حساب تموم شد مظهر میگه چه زود از سیبل دست کشیدی!…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۵ سریال رامو

سیبل به مظهر میگه رامو متوجه این کارت میشه! مظهر میگه کدوم کار؟ رامو فکر میکنه تو مردی تازه قبرم داری سیبل شوکه شده و باهم کمی بحث میکنن و در آخر مظهر میگه فهمیدم که تانر را کشتی تاوانش خیلی سنگینه! و میره. رامو سر خاک سیبل داره گریه میکنه و حالش حسابی داغونه. دوعو دوعان را میبینه که داره از محله رد میشه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۴ سریال رامو

جبار افرادشو فرستاده دنبال همان مرد پرستار به دستور رامو اما چیزی فعلا دستگیرشون نشده. آنها به جبار خبر میدن و او هم که پیش رامو هستش بهش میگه و میپرسه تا کی باید دنبالش باشن؟ شاید واقعا یه اتفاق بوده و اون مرد هیچی نمیدونه! رامو میگه اون یه مرگش هست اتفاق هم واسه مردم عادیه نه واسه ما که دردسر دنبالمونه!.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۳ سریال رامو

چند روز قبل، رامو برای چندمین بار میخواد بره جنازه را ببینه که حسن میگه چرا باور نمیکنی؟ مامورها گفتن سیبل از اتاق بیرون نرفته بود اون خودشه! رامو با اینکه چشماش پر از اشکه میگه اون سیبل نیست! دکتر میگه صورت و بدنش سوخته نمیشه شناسایی بشه وقتی رامو میبینه میبینتش میگه آزمایش دی ان ای میخوام دکتر میگه باشه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۲ سریال رامو

سر میز فیکو به برهان میگه کار تو بود؟ حمله به عروسی رامو؟ برهان میگه من موندم این فکرهای چرت و پرت چجوری به سرت میزنه! اونا باهم کل کل و بحث میکنن. کورکوت به اونجا میاد و میگه این جلسه واسه چیه؟ فیکو میگه واسه رامو فکر میکنه کار حمله به عروسی یکی از ماهاست. رامو به اونجا میاد و کورکوت را مقصر میدونه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۱ سریال رامو

نهیر و رامو به بیمارستان میرسن و نهیر خون میده رامو پشت در اتاق منتظر خبری از سیبله. نهیر میاد و میگه من به قولم عمل کردم رامو حالا نوبت توعه. دکتر میاد و رامو میگه نجات پیدا کرد دیگه آره؟ دکتر میگه وایه این حرف خیلی زوده باید منتظر بمونیم. نهیر داره میره که صبوش دستشو میگیره و میگه خدا خیرت بده.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۹۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۹۰ سریال رامو

آمبولانس ها از راه میرسن و زخمی هارو از اونجا میبرن. سیبل تو راه ایست قلبی میکنه و با دستگاه شوک و ماساژ قلبی برمیگرده که رامو خدارو شکر میکنه. آنها به بیمارستان میرسن و به اتاق عمل میرن، همگی استرس دارن و دعا میکنن که چیزیشون نشه. اونجا میفهمن که جودت مرده و بهم میریزن……. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۹ سریال رامو

دوعو پیش نهیر رفته و سعی میکنه راضیش کنه تا بدون در نظر گرفتن رامو و جهانگیر و بقیه برن به مسیر خودشون اما نهیر میگه نمیشه زندگی مسیرتو عوض میکنه چه بخوای چه نخوای و میگه نمیشه! و میره. سیبل تو اتاق با رامو از خواهرش که یهو پیداش شده حرف میزنه سپس وقتی میبینه رامو تو فکره میره باهاش حرف میزنه……. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۸ سریال رامو

گیزم همان دختری که نهیر رفته بود سراغش سیبل را به داخل یه جنگل میبره و ازش میخواد پیاده بشه سپس بهش میگه من آدمکش نیستم نمیدونم اون دختر چجوری منو پیدا کرد ولی ازم کارهای خیلی بدی خواست بکنم سپس میخواد بره که سیبل بهش میگه اگه هرچی میدونی بهم بگی من پولی که خواستیو بهت میدم اون دختر سر جاش میمونه……. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۷ سریال رامو

رامو با اسلحه تو جنگل بالاسر وادیمه و بهش میگه که گور خودشو بکنه او ازش میخواد تا جونشو بهش ببخشه تا توسط رئیسا کشته نشه رامو میگه اونا خیلی ساده ان اصلا نمیفهمن که مردی یا نه! وادیم اسلحه را از دستش میگیره و میخواد شلیک کنه که میبینه توش فشنگ نداره رامو میخنده….…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۶ سریال رامو

دوعو هم مثل رامو به گروه فدائیان می پیوندد و با تو به زیر زمین میره تا همه دور هم جمع بشن حشمت آخرین اطلاعاتو در اختیار رامو میزاره. رامو عکس دو نفرو رو مانیتور میندازه و میگه این دوتا ابراهیم و مسعود هستن که دو رئیس این مجموعه اما از سومی هیچ اطلاعی نداریم دوعو میگه میدونم من اسمش ییلدریمه جهانگیر بهم گفته بود..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۵ سریال رامو

نهیر تنهایی تو خونه پدرش که دیگه هیچکی نیست قدم میزنه و گریه میکنه. محافظ اتاق گاوصندوق آقا جهانگیر میره پیش نهیر و میگه بیاین اینارو بهتون تحویل بدم برم. نهیر با اون مرد به اتاقی مخفی تو خونه شون میره اون گاوصندوق با چشم نهیر باز میشه او وارد اتاقی میشه که پر از مهمات و پوله……. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۴ سریال رامو

جهانگیر با آدمش تماس تصویری میگیره و میبینه که رامو گوشیو برداشته و زنده ست رامو تهدیدش میکنه و میگه روز آخر زندگیته میام که بکشمت جهانگیر میگه تنها بیا منتظرتم. جهانگیر سیبل را تو اتاقی زندانی میکنه. نادیا میپرسه که چخبر شده؟ نادیا میاد و میگه ماجرارو که سیبل خیانت کرده و از اول رامو را دوست داشته..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۳ سریال رامو

سیبل و نهیر در حال دعوا کردنن که صندلی میخورن به دیوار و متوجه میشن که دیوار پوکه. سپس سیبل با صندلی یه دیوار میزنه که دیوار میریزه و از اون اتاق میرن بیرون سپس سعی میکنن به همدیگه کمک کنن تا از اونجا فرار کنن دو مرد به اونجا میان و اونارو محاصره میکنن آنها گیر میوفتن که محافظاشون اون دوتا مردو میکشن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۲ سریال رامو

سیبل رامو را بغل کرده که جهانگیر به آدم هاش میگه تیر بارانشون کنین رامو لبخند میزنه و میگه حالا بیارین پایین اسلحه هارو جهانگیر پوزخند میزنه و میگه چیه؟ بوی مرگو فهمیدی؟ رامو میگه نه تا وقتیکه نخوام چیزی تموم نمیشه میخوام بگم نهیر دخترت دست منه اومدم بگم سیبلو میبرم نهیرو میارم جهانگیر جا میخوره.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۱ سریال رامو

پرفسور طبق نقشه ی رامو پیش میره و تیر هوایی میزنه همه جمع میشن اونجا و فرمانده شون از رامو میخواد به دادش برسه رامو میگه باید بریم شهر اینجا نمیشه. سیبل مجبورا با برهان به رستوران رفته و ازش میپرسه که خوب بگو ماجرا چیه. برهان صدارو پخش میکنه که مظهر گفته بوده که رامو مرده؟ گندش بزنن!.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۸۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۸۰ سریال رامو

سیبل میره پیش مظهر تا باهاش حرف بزنه که میبینه جای اون برهان نشسته و میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ و با برهان کمی بحث و کل کل میکنه که در آخر برهان بهش میگه شب باهم سرشام حرف می زنیم سیبل عصبی میشه و باهاش دعوا میکنه که مظهر میاد و ازشون میخواد برن بیرون دعوا کنن……. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۹ سریال رامو

دو ماه بعد، صبوش به اتاق رامو و سیبل میره و میبینه رامو نیست و از سیبل میپرسه رامو کجاست؟ سیبل جا میخوره و بهش میگه کارش زیاده مادرجون صبح زود میره سپس بعد از رفتن صبوش سیبل حاضر میشه و میره سر میز صبحانه. بعد از کمی حرف زدن با عفت درباره صبحانه بهش میگه یوفکا میگیرم شب بورک پنیری درست کنیم..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۸ سریال رامو

حسن به بچه ها میگه امشب بعد از خوابیدن همه میریم عملیات. بعد از چند دقیقه رامو و سیبل به اونجا میان و رامو میگه از این به بعد سیبل با ما زندگی میکنه واسه همیشه حسن میگه چطور؟ رامو میگه که او همیشه با ما بوده و واسشون تعریف میکنه که تا الان سیبل داشته بهشون کمک میکرده حسن بهش خوش آمد میگه..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۷ سریال رامو

مظهر به جهانگیر میگه اینکه میخوای با دوعو و کوکسال چیکار کنی به خودت مربوطه ولی رئیسا میخوان بدونن که با سیبل چیکار میخوای بکنی جهانگیر میگه تصمیم با خودشه و میره. سیبل با رامو تلفنی در حال حرف زدنه که وقتی نهیر میاد باهاش دعوا میکنه و نهیر بهش میگه آفرین خوب باهاش حرف زدی حقشو گذاشتی..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۶ سریال رامو

رامو از تو ساختمان متوجه آدم هایی میشه که میخوان بکشنش سپس باهاشون درگیر میشه و یکیشونو گروگان میگیره. از گوشیش رامو با کاندیسکی تماس میگیره که او ازش میپرسه کارشو تموم کردی؟ اون مرد ساکته و هیچی نمیگه که کاندیسکی میپرسه که چرا حرف نمیزنی پس؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۵ سریال رامو

دوعو وقتی به هوش میاد میگه باید برم کوکسال جلوشو میگیره و میگه کجا پسرم؟ نمیتونی! دوعو میگه باید برم دوردست‌ها و ازش گلگی میکنه که این همه وقت ساکت مونده بودی وقتی دیدی اون همه گریه کردم ساکت موندی و از اونجا میخواد بره که کوکسال میگه فقط برای نجات جونت از جهانگیر بود دوعو میخواد بره..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۴ سریال رامو

صراف به رامو زنگ میزنه و میگه جای کارتال آدم یاقوزو پیدا کردیم رامو میکه الان میام و از دوعو اونجا جدا میشه و میره. حسن به خونه ای که کوکسال اونجاست میره تا ببینه ماجرا از چه قراره. وقتی وارد میشه کوکسال و حسن رو همدیگه چاقو میگیرن و از هم میپرسن که تو کی هستی؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۳ سریال رامو

آینده، اعضاء مافیا با رئیسشون قرار گذاشتن. رئیس به اونجا میره و فقط میپرسه اسم؟ هیچکی هیچی نمیگه در آخر دوست دختر واسیلی میگه رامو. رئیس بهشون میگه من جنازه پسرمو میبرم عزاداریمو میکنم فقط سه روز بهتون مهلت میدم که سر رامو را برام بیارین سپس رو به جهانگیر میگه وگرنه سر تورو میزنم! و میره……. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۲ سریال رامو

شاهین و رفیقش به اونجا میرن و با دیدن حشمت رو زمین میگن چیشده؟ فرار کرد؟ دوعو از پشت سر میاد و میگه چرا فرار کنم؟ و باهاشون درگیر میشه و بعد از کتک زدنشون از اونجا میره سراغ یاقوز از اون طرف صدای فیکو هم میاد که ازش میخواد اونو هم باز کنه دوعو دست اونارو باز میکنه و از اونجا میره……. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۱ سریال رامو

واسیلی چندتا برگه میاره تا جهانگیر اونارو امضاء کنه جهانگیر میگه اینا واسه چیه؟ واسیلی میگه در ازای پولی که تو بهم ضرر زدی باید پول مصالح ساختمانیو نگیری ازم مظهر به اونجا میاد و باهاشون حرف میزنه که بهش زنگ میزنن و میگن که رامو فیکو و یاقوزو گرفته مظهر میگه کاری پیش اومده من باید برم..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۷۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۷۰ سریال رامو

واصلی به آدم هاش میگه از مهمونام پذیرایی کن و واسه همه از اون خاویارها بیار. وقتی میخواد از همه پذیرایی بشه به دوعو خبر میدن که به محل اجناس حمله کردن و تمام اجناسو سوزوندن جهانگیر عصبی شده و واصلی ازش میخواد تا خسارتشو بده جهانگیر با کلافگی میگه باشه بزار اول ببینیم کار کی بوده.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۹ سریال رامو

رامو سرجلسه میرسه و دوعو به هرکدومشون یه پرونده میده و میگه وظیفه هرکدومتون مشخصه و به رامو میگه کار کورشاد با توعه رامو میگه اونو من حلش میکنم سپس همه میخوان برن که جهانگیر به رامو میگه تو بمون و باهمدیگه کل کل میکنن و کری میخونن و با همدیگه با تهدید حرف میزنن سپس رامو از اونجا میره.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۸ سریال رامو

صراف به آدمش میگه بیاد تو و بهش میگه چی هایی که یاد گرفتیم به رامو بگو. او میگه بالاییا میخوان یه راه جدید درست کنن تا مواد مخدر به خارج صادر و وارد کشور کنن صراف میگه ما باید بفهمیم کجا میخوان این کارو بکنن تا بهشون حمله کنیم و نزاریم جوان هایمان درگیر بشن رامو میگه یه راه هست که بفهمیم.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۷ سریال رامو

رامو سر خاک رفته و گریه میکنه و میگه نتونستم ازت محافظت کنم! و گریه میکنه و قسم میخوره نمیزارم خونت پایمال بشه. زمان حال، رامو به طرف ماهر اسلحه گرفته که او بهش میگه کی گفته منو بکشی؟ جهانگیر؟ رامو چشمش به مصاحبه ای میوفته که از لپ تاپ داره پخش میشه مظهر که از دوربین داره اونارو میبینه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۶ سریال رامو

حسن با کل خانواده سوار ماشین میشن و حسن بهشون میگه میخوایم کبابی باز کنیم و راهی میشن. رامو با سرعت به طرف محل قرار با مهار است. مهار که فکر میکنه او حمدی فردیو کشته همه ی مامورهاشو مستقر کرده تا رامو را گیر بندازن رامو متوجه مامورها میشه و به ماهر زنگ میزنه و میگه از تو همچین کاری برمیومد.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۵ سریال رامو

پلیس ها فیدان را بردن به کلانتری برای بازجویی تا درباره مرگ حمدی فرید ازش سوالاتی بکنن رامو هم به اونجا رفته. یه گزارش میاد که کارت شناسایی حمدی فرید جعلی بوده و اسم واقعیش محرم بوده. سپس فاتح میگهاین پس همون منشی لونت کامان بوده که چند سال پیش گم شده بود و دنبالش میگشتیم!.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۴ سریال رامو

جهانگیر میخواد رامو را بکشه که یه نفر از تاریکی بیرون میاد که جهانگیر با دیدنش میگه مظهر؟! تو توی این قضیه چه نقشی داشتی؟ مظهر میگه خیلی ولی الان با رامو صحبت دارم! جهانگیر میگه رامو واسه منه اما مظهر میگه دیگه نیست رامو ماله منه و دستور از بالا دستیاست..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۳ سریال رامو

سیبل نقش بازی میکنه که سرش گیج میره و با نهیر میرن سرویس بهداشتی که رامو و شاهین به اونجا میرن و جلو دهنشون دستمال میگیرن که بیهوش بشن نهیر بیهوش میشه ولی سیبل نقش بازی میکنه سپس اونا از اونجا میرن. اونا به یک سوله میرن و منتظر میمونن که نهیر به هوش بیاد سیبل میگه خیلی الکل داشته..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۲ سریال رامو

رامو سراغ خانوادشو میگیره که اون مرد میگه خیلی خوب و میبرتش به یه اتاقی که خانواده اش اونجان و اون مرد به رامو توضیح میده که قبل از رسیدن جهانگیر به اونجا رفتم و تمام خانوادتو برداشتم و از اونجا آوردم پیش خودم تا جاشون در امان باشه. آنها با دیدن همدیگه شوکه و خوشحال میشن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۱ سریال رامو

دکتر مدام با حسن حرف میزنه و میگه پلیس اومد چی بهش میگی؟ حسن میگه که همه ی خانوادمو از دست دادم! دکتر میپرسه باعثش کی بود؟ حسن میگه جهانگیر! دکتر میگه نگفتم کی کرد؟ گفتم باعثش کی بود؟ دکتر بعد از کمی حرف زدن با حسن تو سرش میکنه که رامو را مقصر بدونه..…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۶۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۶۰ سریال رامو

رامو دست سیبل را گرفته و ولم نمیکنه و بهش میگه باید همه چیزو بگی هم ی این کارارو واسه من میکنی آره؟ چرا هرجا تو دردسر افتادم پیدات میشه؟ و ازش میخواد همه چیزو تعریف کنه که یکدفعه دو نفر به طرفشون اسلحه میگیرن که رامو مجبور به تسلیم میشه سپس یکی از اونا به دوعو زنگ میزنه و میگه رامو را پیدا کردیم.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۵۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۹ سریال رامو

سیبل علی رغم میل باطنیش به خانه جهانگیر برگشته که جهانگیر با دیدنش میگه این موقع شب از کجا میای؟ سیبل میگه کلانتری خواستم کنارتون باشم تنها نباشین که وقتی فهمیدم آزاد شدین برگشتم جهانگیر قانع میشه و میگه که کار رامو بوده حالا دشمنمون یکیه سیبل میگه چه فکری دارین حالا؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۵۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۸ سریال رامو

حسن تو اتاقه و دکتر روانشناس باهاش درباره از دست دادن عزیزانش صحبت میکنه تا حالش بهتر بشه و بتونه حرف بزنه حسن فقط به یه گوشه زل زده. چند روز قبل، سیبل سوار ماشینش میشه و از خونه جهانگیر با خوشحالی بیرون میزنه. تو اسکله همگی سر میز نشستن و دارن با خوشحالی غذا میخورن…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۵۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۷ سریال رامو

رامو پیش برادر کورشاد میره و او بهش میگه چیشده رامو؟ کمک میخوای؟ رامو میگه همراهی میخوام و باهم صحبت میکنن. فیدان رفته پیش فرمانده فاتح و بهش میگه پیش مادر لونت کامان رفتم و اونجا فهمیدم یه نفر هزینه آسایشگاهو پرداخت میکنه و ازش میخواد تا آدرس اون ادمو واسش پیدا کنه فاتح قبول میکنه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۵۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۶ سریال رامو

نهیر از پرستار سراغ اون زخمی که آورده بودنو میگیره که میگه تا ۲۴ ساعت آینده وضعیتش وخیمه پلیس میاد و میپرسه کی میتونه ازش بازجویی کنه پرستار میره جوابشو بده که نهیر استرس میگیره. تو خونه صبوش استرس داره و میگه یه اتفاقی افتاده ولی یادم نمیاد چی و هرچی به صفحات دفترش نگاه میکنه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۵ سریال رامو

بعد از گذشت چند روز رامو به هوش میاد که سیبل را پیشش میبینه سیبل بهش رسیدگی میکنه که رامو ازش میپرسه اینجا چیکار میکنی؟ چرا اینجایی؟ اونشب دم خونه ما چیکار میکردی؟ فیدان به اونجا میاد و به سیبل میگه دوعو داره میاد بدو برو از اینجا سیبل از فرصت استفاده مرده و از اونجا میره.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۴ سریال رامو

نقشه رامو گرفته و جهانگیر اسلحه را به دوعو داده تا کاری که ازش خواسته را بکنه و پیش پلیس بره. تو مسیر دوعو متوجه میشه ماشین هایی دنبالشن که ماشینو یه جا پارک میکنه و تو جنگل میرن تا اسلحه با اثر انگشت یاقوز تو دستشون نیوفته اما تو جنگل محاصره اش میکنن و یاقوز اسلحه را ازش میگیره…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۳ سریال رامو

دوعان یاقوز را به جایی میبره و بعد از چند دقیقه رامو به اونجا میاد و با دیدن یاقوز میگه بیشرف! یاقوز میگه همه چیزو بهم زدی! نظمی که سالها واسش زحمت کشیده بودمو بهم زدی! رامو بعد از کمی بحث باهاش بهش میگه فقط یه راه داری تا زنده بمونی اونم اینکه بگی ماجرای کامان چیه؟!…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۲ سریال رامو

رامو به یاقوز میگه تو اینجا چیکار داری؟ او میگه نوری گفت بیام تا ببینم اوضاع چجوریه که همان موقع برادر کورشاد تکون میخوره که رامو میگه هنوز زنده ست بدو کمک کن نجاتش بدیم یاقوز ناچارا کمک میکنه و سوار ماشینش میکنه. تو ماشین رامو میپرسه خوب چیشد؟ او میگه هیچی این اسلحه نوریو گرفت شلیک کرد…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۵۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۱ سریال رامو

رامو وقتی از مراسم کورتاش بیرون میره برادر کورشاد میخواد دنبالش بره که جلوشو میگیرن و میگن هنوز جنازه برادرت رو زمینه اما او با عصبانیت با آدم هاش دنبال رامو میوفته. …. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۵۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۵۰ سریال رامو

یه نفر برای رامو پیام میفرسته اگه میخوای بفهمی چیشده فورا بیا اسکله و عکس مصطفی را برایش فرستاده که رامو جا میخوره و میره اونجا. تو سلول همه دور حسن نشستن و ماجرارو ازش میپرسن که او شروع میکنه به تعریف کردن و پیازداغشو هم زیاد میکنه اونا هم سرتاپاگوش شدن و با دقت گوش میکنن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۴۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۹ سریال رامو

رامو که به هوش اومده با دیدن ماشین پلیسا از دور سریع به داخل میره و داداششو صدا میرنه حسن میره سراغش و باهمدیگه از در پشتی میخوان فرار کنن که کمیسر حسنو میبینه حسن درو میبنده و به رامو میگه تو برو منو دیدن تو برو اگه با این ماشین پولا مارو ببینن جفتمون تو دردسر میوفتیم تو برو تو میتونیم نو نجات بدی…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۴۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۸ سریال رامو

جهانگیر به دوعو میگه میدونی چرا با رامو دیگه کاری ندارم؟ برای رسیدن به هدفم دیگه هر بلایی سر کورشاد بیاد اون از چشم رامو میبینه و از دوعو میخواد نزدیک رامو باشه تا به موقعش کارشونو بکنن. رامو پیش کورشاد رفته که میگه حرف بزنیم اما کورشاد میگه من فکر بهتر دارم و به طرفش اسلحه میگیره و ازش میپرسه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۴۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۷ سریال رامو

نهیر به اصطبل میره و با اسبش در حال وقت گذروندنه که دوعا به اونجا میره که نهیر میترسه. دوعو میگه قبلا نمیترسوندمت! نهیر میگه شاید واسه اینه که قبلا ترسناک نبودی! سپس باهم صحبت میکنن که نهیر در آخر میگه تو به صدمه زدن به آدما ادامه بده منم نجاتشون میدم سپس از اونجا میره که دوعو به خودش میگه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۴۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۶ سریال رامو

رامو چشماشو میبنده و شلیک میکنه که میبینه اسلحه خالی بوده، او از جهانگیر میپرسه یعنی چی؟ این که خالیه! جهانگیر لبخند میزنه و میگه تو فکر کردی پره؟! رامو یاد خاطره ای میوفته که با سیبل تو جنگل نشونه گیری تمرین میکرده که بهش میگه اسلحه پر با خالی خیلی فرقشه، رامو نقش بازی میکنه که مثلا نمیدونسته…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۴۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۵ سریال رامو

سیبل میره پیش جهانگیر و میگه میخوام از ارث کناره گیری کنم جهانگیر میگه خیلی خوبه که چشم و دل سیری فردا میریم خیریه کارهای لازمو میکنیم ولی اینو بدون که بهت چیزی میدم بالاخره تو هم دختر من محسوب میشی. نهیر با عصبانیت میره از اونجا و به دوعو میگه تهدیدش کردی آره؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۴ سریال رامو

اون پسر بچه تو خیابان کناری میره پیش رئیسش و میگه داداش من دیگه نمیتونم این کارو بکنم آخریش بود اما او سیلی بهش میزنه و میگه مگه دست توعه؟ سپس ازش میخواد برگرده سرکارش. رامو به بالا پشت بوم یه برج پیش جهانگیر میره. جهانگیر ازش میپرسه از ارتفاع میترسی؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۳ سریال رامو

فیدان با گوشی سیبل به رامو زنگ میزنه و بهش میگه که سیبل داره میره رامو میگه آره امشب میره فیدان میگه نه اونجایی که تو فکر میکنی، رفت پیش جهانگیر گفت جام اونجاست دارم میرم رامو شوکه میشه و میگه چی؟ و از کشتن جهانگیر دست میکشه و سریعا میره سمت واحدی که سیبل اونجاست.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۴۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۲ سریال رامو

یاقوز از رامو میپرسه تو سیبلو دزدیدی؟ رامو تایید میکنه که یاقوز میگه کار خطرناکی کردی! رامو بهش میگه اگه وهاب عکس. به جهانگیر نشون بده سیبلو میکشه اگه ما هم قبلش جهانگیرو بکشیم اون زن دیوونه اش سیبلو میکشه. یاقوز میگه خوب اگه تو بمیری چی؟ چه بلایی سرش میاد؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۱ سریال رامو

جهانگیر با رامو تو اتاق تنهان که رامو میبینه جلوش غذا میزاره رامو یاد حرفای کوکسال میوفته که بهش گفته بود جهانگیر یه میزی برای همه دشمناش قبل از کشتنشون میچینه اول از همه بهت خوب غذا میده بعد شروع میکنه به گفتن بزرگترین رازهاش بهت بعدم میکشتت فقط کاری نکن که تو اون موقعیت قرار بگیری.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۴۰ سریال رامو

سیبل از رامو میپرسه این چه کاری بود که کردی؟ به جهانگیر خبر داده بود بیاد اینجا الان میرسن و ازش میخواد از اونجا بره رامو میگه بیا باهم بریم اونا بهت رحم نمیکنن! سیبل میگه تو برو من یه چیزی بهشون میگم رامو نمیره که سیبل اسلحه میزاره رو سر خودش و ازش میخواد تا از اونجا بره رامو ناچارا با یاقوز میره.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۹ سریال رامو

رامو وقتی پیش بقیه برمیگرده ازش میپرسن که دستت چیشده؟ او میگه هیچی طبق معمول میخواست تانر منو بکشه که موفق نشد شاهین میپرسه سیبل هم دست داشته تو این کار؟ رامو میگه نمیدونم ولی میخواست هشدار بده بهم. رامو میره پیش کنکاپی و به افرادش میگه میخوام درباره کار باهاش حرف بزنم.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۸ سریال رامو

جهانگیر آلپای را سر میز غذا میبره و باهاش درباره کوکسال همان پیرمردی که تو زندان هم بند رامو بود حرف میزنه و میگه که کوکسال رفیق جون جونی من بود که چشم بسته بهش اعتماد داشتم و بهش میگه که اونو خودش انداخته تو زندان سپس بعد از گفتن حرفا بهش میگه تو که به کسی اینارو نمیگی؟…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۷ سریال رامو

جهانگیر با دیدن رامو بهش میگه چجوری جرأت کردی بیای اینجا؟ سپس به آدم هاش میگه تا ببرنش از اونجا. سپس خودش با سیبل میره تو پیست رقص و شروع میکنن به رقصیدن. . رامو را به زیر زمین تو یه آشپزخانه میبرن. بعد از چند دقیقه تانر به اونجا میره و میخواد رامو را بکشه که او ازش میخواد به پدرش بگه بیاد…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۶ سریال رامو

رامو خانواده اش را برده به استانبول. وقتی میرسن حسن با دیدن خانواده نریمان میگه اینا اینجا چیکار میکنن؟ رامو میگه اونا دیگه فقط امانتی های عموم نیستن امانتی های دوعان هم هستن حسن تشویقش میکنه. فیدان میگه چرا اومدیم اینجا؟ رامو میگه چون احتمال داشت بهتون صدمه بزنن فیدان میگه تا کی باید اینجا باشیم…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۵ سریال رامو

رامو رو پل سر قرار با یاقوز میره. یاقوز با دیدنش جا میخوره و میگه چجوری از زندان آزاد شدی؟ اون میگه آزاد نشدم سپس باهاش خودمونی حرف میزنه که اون میگه چجوری اینجوری با من حرف میزنی؟ رامو میگه دیگه ازت بالاترم سپس گلگی میکنه که قرار بود باهم جهانگیرو بکشن چیشد پس؟…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۴ سریال رامو

وقتی سیبل و رامو تو محاصره هستن بمبی منفجر میشه و همه روی زمین بیهوش می افتند. تانر پسر جهانگیر با حالی خوش بین اجساد راه میره و وقتی به رامو میرسه میخواد با یه گلوله بکشتش که یاقوز بهش زنگ میزنه و مرددش میکنه. رامو دادگاهی میشه و همه چیز خوب پیش میره تا اینکه سیبل به محضر دادگاه احضار میشه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۳ سریال رامو

پلیس ها آلپای را با خودشون میبرن. رامو با یاقوز از بالای یه ساختمون که نزدیک کلانتریه آلپای را تماشا میکنن و بهش میگه امنیت آلپای را بالا میبرن و به جایی منتقل میشه که کسی دسترسی بهش نداشته باشه ما میتونیم به کمک وکیلش که رابط او با سلیمانه دست به کار بشیم. حنیف به رامو زنگ میزنه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۳۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۲ سریال رامو

شاهین با دوعان صحبت میکنه و ازش میخواد تا دیگه اینفدر تابلو بازی درنیاره چون مامانشون میفهمه سپس ازش میپرسه که سلیمان بهش زنگ میزنه یا نه دوعان میگه نه چرا باید دیگه زنگ بزنه!؟ شاهین بهش گوشزد میکنه که دیگه باهاش همکاری نکنه. نجو میخواد بز را عصبی کنه که بهش میگه از کجا مطمئنی بچه از توعه؟…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

در این مطلب از سایت جدولیاب برای دوستداران سریال ترکیه ای خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی رامو را قرار داده ایم با ما همراه باشید. رامو (به ترکی استانبولی: RAMO) یک مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای است که در ژانرهای اکشن، جنایی و درام ساخته شده است. از بازیگران این سریال می‌توان به مراد ییلدریم Murat Yildirim، اسرا بیلگیج Esra Bilgic، ساجیده تاسانر Sacide Tasaner و…. اشاره کرد. قسمت ۳۰ سریال ترکی رامو قسمت ۳۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۱ سریال رامو

رامو و سیبل از خونه بیرون میره که یه نفر اونارو زیر نظر داره و تعقیبش میکنه. مامور پلیس به سلول میره و به آلپای میگه وکیلت اومده. رامو سیبل را به کلابی میبره که میخواد افتتاح کنه و بهش نشون میده. آلپای با وکیلش حرف میزنه و وکیلش تو یه برگه بهش میگه که داشتم میومدم جلوی راهمو گرفتن…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۳۰ سریال رامو

رامو پیش حسن میره و میگه تو اینجا حواست به خونه باشه ما میریم سر وقت آلپای و سراغ دوعان را میگیره که بهش میگن هنوز کامل خوب نشده گفتیم بمونه استراحت کنه. دوعان بعد از رفتنشون از حسن میپرسه کجا رفتن؟ حسن میگه رفتن آلپای بکشن پیدا کردن جاشو دوعان تو فکر میره و تو اتاق مدام با خودش کلنجار میره…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۹ سریال رامو

فاتوش تو بیمارستان نجو را میبینه و باهم حرف میزنن سپس بعد از رفتنش سرش گیج میره که میره دستشویی آبی به صورتش بزنه. رامو با افرادش میرن به شرکت و دفاتری که واسه آلپای کار میکنن و با اسلحه تمام پولاشونو برمیدارن و از اونجا میرن. سپس به محله میرن و به نیازمندان پول و خوراکی میدن…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۲۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۸ سریال رامو

رامو نگران حال سیبله که آلپای سریع اونو به طرف رامو هل میده و از اونجا با ماشین فرار میکنه او با عجله به طرف بیمارستان میره و مدام با سیبل صحبت میکنه که نخوابه و هوشیار بمونه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۲۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۷ سریال رامو

زن ها وقتی میرن به خانه خودشون تو محله با دیدن اون وضع و اوضاع ناراحت میشن و گریه شون میگیره که مادر رامو اونارو دلداری میده و میگه همه چیز درست میشه غصه نخورین.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۶ سریال رامو

رامو و بز رفتن پیش ییلماز و بهش میگه فیلمی که آلپای فرستاده بود کجاست؟ او میگه دست من نیست تو گوشی یاقوز بود سپس باهمدیگه صحبت میکنن و ییلماز میگه حالا باید چیکار کنیم دست تنهایی؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۲۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۵ سریال رامو

رامو را بردن پیش یاقوز و باهم صحبت میکنن و یاقوز ازش میپرسه که فکر میکنی اگه چشم ازت برنمیداشتم میتونستی این کارهارو بکنی؟ رامو میگه منم سوالم اینکه که میدونستین دنبال جهانگیر خان هستم و فکر میکردم با دستور مرگم میان سراغم نه اینجوری! یاقوز میگه ذاتمون اینجوریه منم قطاری دارم که میخوام چپ کنه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۲۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۴ سریال رامو

شاهین به دوعان میگه این چه کاری بود که کردی! دوعان گلگی میکنه و سیلی زدن رامو را بهونه میکنه که شاهین میگه تو هم خوب میرفتی سیلی میزدی اسلحه میکشیدی! چرا اینکارو کردی! وقتی پشیمونی دوعان را میبینه بهش میگه من به کسی چیزی نمیگم ولی تو هم باید به کسی دیگه چیزی نگی و به خانواده ات دیگه پشت نکنی!.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۲۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۳ سریال رامو

رامو با سیبل تنهایی حرف میزنه و سیبل میگه کوتاه بیا فاتوش هم اونجا حالش خوب نیست رامو میگه از کجا میدونی؟ چیزی میدونی؟ سیبل میگه از صداش مشخصه که اونجا ناراحته! بعد از رفتن سیبل، رامو با بز صحبت میکنه و از رفتار و تصمیم سیبل که میخواد بره بهش میگه بز بهش میگه که اونم دوستت داره متوجه نیستی؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۲۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۲ سریال رامو

سلیمان وقتی تو کاباره روبروی حنیف نشسته بود گوشیش زنگ خورد که دوعان بهش زنگ زده بود و گفته بود که رامو واست تله گذاشته و میخواد بکشتت. وقتی سلیمان از اونجا فرار میکنه تو راه به آلپای و نجو او خبر میده که فرار کنن رامو تله گذاشته. سپس حنیف و رامو آدم های سلیمان را میکشن و رامو میره سراغ سلیمان.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۲۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۱ سریال رامو

اون دختری که برای آلپای کار میکرد برای دوعان پیام میفرسته و آدرس جایی که شب آلپای میخواد بره را بهش میگه شاهین میگه حالا میخوای بریم؟ دوعان تایید میکنه و میگه بزار شب بشه میریم سراغش. شب آنها تو ماشین منتظر دو نفر دیگه هستن و در آخر راه میوفتن. سیبل جای رامو تو بالا پشت بوم نشسته.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۲۰ سریال رامو

زمان گذشته، رامو سیبل را به یه مجتمع میرسونه. رامو میگه اونجا کی هست؟ با کی قرار داری؟ سیبل میگه به توچه؟ به توچه که با کی قرار دارم؟ و میره که رامو استرس میگیره و دنبالش راه میوفته و از راه پله بالا میره. وقتی میره بالا سیبل میگه تو چرا اومدی؟ رامو کل خونه رو میگرده و میگه پس کجاست؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۹ سریال رامو

دوعان با دیدن سیبل عصبی میشه و میخواد به طرفش حمله کنه که جلوشو میگیرن. همگی به جون هم میوفتن با دیدن سیبل که فیدان میره اونجا و میگه چخبره؟ و سعی میکنه اونارو آروم کنه زن عمو میاد و با دیدن سیبل میگه تو با چه رویی اومدی اینجا هان؟ چرا اومدی؟ واسه چی اومدی؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۸ سریال رامو

شب فاتوش به خانه بز میره. بز جا میخوره که فاتوش میگه فکر کردم مردی وقتی ازت خواستم بیای گفتم فقط تو این حالته که فقط نمیای، بز میگه ولی بازم منو الان مرده فرض کن بز بهش میگه بارها ازم خواسته بودی که با داداشت حرف بزنم اگه حرف زده بودم اینجوری نمیشد فاتوش میگه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۷ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۷ سریال رامو

حنیف به جیحان زنگ میزنه و میگه که آلپتای و سلیمان مارو فروختن مارو حذف کردن! جیحان میگه از کجا میدونی؟ که حنیف میگه میدونم چون از من خواستن که تورو بکشم بعدشم منو میکشن، من دارم میرم. سپس پولاشو برمیداره و میخواد از اونجا بره که تو پارکینگ یه ماشین بهش میزنه.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۶ سریال رامو

سیبل رامو را بغل کرده و با گریه میگه تو باعث این کار شدی که من به کسی که عاشقشم چاقو بزنم! رامو میگه تازه شدیم مثل هم منم به کسی که بابامو کشته بود شلیک کردم سیبل گریه میکنه و بعد از چند دقیقه رامو ازش میخواد از اونجا بره سیبل میگه چرا تو این وضعیتم داری از من محافظت میکنی؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۵ سریال رامو

نجو میره پیش حنیف و میگه چیشد پس؟ تو که گفتی بز انداختی تو کانال! حنیف میگه آره انداختم، نجو میگه ولی اون هنوز زنده ست پیش رامو اینا بودم اونا گفتن پیداش کردن! حنیف میگه اونو ول کن چون اگه زنده ام باشه دیگه نمیتونه خودشو جمع و جور کنه، بحث بحثه رامو و سلیمانه خیلی دارن درباره جیحان کنکاش میکنن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۴ سریال رامو

یاقوز و افرادش به بیمارستان خصوصی میرن. او وارد یه اتاقی میشه که بز اونجا بستریه. دستیار یاقوز بهش میگه که وقتی به دستور شما دنبال حنیف رفتم دیدم این پسرو انداختن تو رودخونه ما هم سریع بیرونش آوردیم و به اینجا منتقلش کردیم از اون موقع هذیون میگه فقطم یه چیز میگه فاتوش!.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۳ سریال رامو

حسن به تنهایی در حال جنگیدن با آدم های جیحانه که در آخر یه نفر به اسم تاکلاچی به اونجا میاد و به حسن کمک میکنه. آدم های جیحان بعد از مدتی از اونجا میرن. تاکلاچی به رامو زنگ میزنه و ازشون میخواد به کمکشون بیان و میگه تعدادشون زیاده نمیتونیم از پسشون بربیایم رامو با ادم هاش سریعا راه میوفتن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۲ سریال رامو

فیدان سر قرار با یاقوز میره که شام به هتل دعوتش کرده بود. فیدان بهش میگه به نظر میرسه که نمیخواین تهدید کنین یاقوز میگه کار جدا عشق جدا و سر میز میشینن و باهمدیگه صحبت میکنن. فیدان میپرسه از اتاقت بیرون نمیای و همیشه منو اینجا دعوت میکنی نمیدونم واسه حفاظت از منه یا خودتون!.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۱ سریال رامو

در گذشته، سیبل با رامو کنار دریا قرار گذاشته و برای تشکر واسش اسلحه ای خریده به عنوان هدیه رامو میخنده و از هدیه تعجب میکنه سپس ازش تشکر میکنه. در زمان حال، فیدان میره پیش سیبل و میگه واسه ناهار نیومدی نگرانت شدم خوبی؟ سیبل میگه این چه سوالیه دیگه به نظرتون باید خوب باشم؟.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰ سریال ترکی رامو
قسمت ۱۰ سریال ترکی رامو

قسمت ۱۰ سریال رامو

فاتوش با عمه فیدان به داخل خانه نسلیهان رفتن. نسلیهان به فیدان میگه هر بلایی سر سیبل بیاد من از چشم تو میبینم! فیدان میگه سیبل هم یکی مثل فاتوشه قرار نیست اذیت بشه اونم دست ما امانته. سیبل با آدم هایش جلوی در خانه رامو ایستاده تا اینکه به دنبالش میرن و به داخل راهنماییش میکنن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹ سریال ترکی رامو
قسمت ۹ سریال ترکی رامو

قسمت ۹ سریال رامو

نجو در حال رد شدن از جلوی ترمینال هست که با دیدن بز از راننده میخواد ماشینو نگه داره. نجو که میدونه بز عاشقمه فاتوشه از قصد میره روبروش وایمیسته و بهش میگه که قراره با فاتوش ازدواج کنه بز شوکه میشه و میگه یعنی چی؟ او میخواد به طرفش حمله کنه که بقیه اونارو از همدیگه جدا میکنن و نجو را سوار ماشین میکنن و میرن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۸ سریال ترکی رامو
قسمت ۸ سریال ترکی رامو

قسمت ۸ سریال رامو

سه سال قبل، رامو که سیبل را از تو کلوب شبانه جمع کرده بود به خاطر خوردن نوشیدنی زیاد نمیتونه رو پاش وایسه و سوار ماشینش میکنه و از اونجا میبرتش. رامو سیبل را به پاتوق همیشگیش میبره تا بهش قهوه بده و حالش خوب بشه سپس اونجا باهمدیگه صحبت و درد و دل میکنن سپس از حس و حالش میگه…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۷ سریال ترکی رامو

قسمت ۷ سریال رامو

رامو را به اتاقی میبرن که سلیمان و آلپتای و یکسری ادم های مهم دیگه ی مافیای استانبول اونجان. سلیمان بهش میگه میدونی اون رد روی گردنت چیه؟ تو قدیم دور گردن سگها قلاده میبستن وقتی هم که باز میکردن قلاده رو بازم سگها از کنار صاحبشون تکون نمیخوردن چون فکر میکردن باید اونجا باشن…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶ سریال ترکی رامو
قسمت ۶ سریال ترکی رامو

قسمت ۶ سریال رامو

سلیمان پدربزرگ سیبل و نجو به خانه انها رسیده که بهش خوش آمد میگن. رامو با عمه اش صحبت میکنه و میگه یاقوز اومده و جنسارو میخواد و باهمدیگه کمی صحبت میکنن. پدربزرگ سیبل اونارو سرزنش میکنه که چجوری به این وضع افتادین حنیف به سیبل میگه اگه تو امروز جلوم نبودی اون مرتیکه و محله اش را با خاک یکی کرده بودم!…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۵ سریال ترکی رامو
قسمت ۵ سریال ترکی رامو

قسمت ۵ سریال رامو

رامو به پشت بام پیش اسماعیل میره تا دلشو بدست بیاره و تلاششو میکنه اما اسماعیل هنوز ازش دلخوره رامو میپرسه یکسری با بابام بد دعوا کردی دلیلش چی بود؟ اسماعیل میگه ازش خواسته بودم تا کار تو آدانارو ول کنه بیاد پیش خودم اما قبول نکرد رامو میگه پول نداشت که بیاد خان پولشو نمیداد…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۴ سریال ترکی رامو
قسمت ۴ سریال ترکی رامو

قسمت ۴ سریال رامو

در زمان گذشته، چند نفر از اهالی روستان عبدو پدر رامو را گرفتن و پیش خان روستا میبرن رامو که پسربچه ای ۱۲،۱۳ ساله هست تعقیبشان میکند. او از بالای در دروازه اصلی خانه خان انها را میبینه که عده ای دور عبدو را گرفتن. عبدو به خان میگه تا زمانیکه حق و حقوق مارو ندین کار نمیکنیم…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۳ سریال ترکی رامو
قسمت ۳ سریال ترکی رامو

قسمت ۳ سریال رامو

یاقوز به ادم هاش گفته رامو را به محل شکار بیارن. او با اسلحه شکاری به طرف رامو میره و میگه میدونی یه سگ چجوری وفاداریشو ثابت میکنه؟ اینجوری که بفرستیش بره شکار تا ببینی شکارو خودش میخوره با واسه تو میاره سپس او را به زانو درمیاره و میگه فهمیدی؟ رامو میگه بله ولی منو واسه کشتن نباوردی اینجا…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۲ سریال ترکی رامو
قسمت ۲ سریال ترکی رامو

قسمت ۲ سریال رامو

رامو سر قبر پدرش میره با عمه اش. اونجا به عمه اش میگه که دزدیدن جنسا کار خودش بوده عمه اش میگه دیوونه شدی؟ اونا میکشنت! بعد از کمی حرف زدن سیبل به رامو زنگ میزنه و باهاش تو رستوران قرار میزاره. رامو با سیبل نشسته و باهمدیگه صحبت میکنن. سیبل میگه روز حادثه بهت زنگ زدم و جواب ندادی…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱ سریال ترکی رامو
قسمت ۱ سریال ترکی رامو

قسمت ۱ سریال رامو

عبدیک یه پسر بچه رو پشت بوم خوابیده که با دیدن هلیکوپتر سریعا میره و اطلاع میده و میگه بیدارشین! دارن پلیس ها میان اینجا! تمام اهل محله در حال آماده شدن که پلیسا دارن میان اونجا. پلیس ها تمام خانه هارو میگردن و کسایی که مشکوکن و در حال فرار کردنن را دستگیر میکنن.…. برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید.


۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا