(بخش دوم) خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی روزگاری در چکوروا + عکس

سریال ترکی روزگاری در چکوروا با نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران و با نام های Tierra amarga, Once Upon a Time in Cukurova در ترکیه شناخته می شود. این مجموعه محصول سال ۲۰۱۸ می باشد. سریال ترکی زندگی در چکوروا به کارگردانی Murat Saracoglu و Faruk Teber در ژانر درام رمانتیک است.  Vahide Perçin, Murat Ünalmış, Uğur Güneş, Hilal Altınbilek, Bülent Polat, Sibel Taşçıoğlu, Turgay Aydın, Selin Yeninci, Selin Genç, Polen Emre, Mehmet Kara و Serpil Tamur از بازیگران اصلی این سریال می باشند. با ما همراه باشید.برای خواندن قسمت های ۱ تا ۲۵۴ این سریال پرطرفدار می توانید به بخش اول خلاصه داستان قسمت اول تا آخر آن مراجعه کنید.

قسمت اول تا آخر سریال ترکیه ای روزگارانی در چکوروا

فهرست مطالب:

بخش اول خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکیه ای روزگارانی در چکوروا

خلاصه داستان سریال ترکی روزگاری در چکوروا

داستان این سریال به این شکل است که در حدود سال های ۱۹۷۰ میلادی در استانبول دو جوون که خودشون رو برای ازدواج حاضر میکردن با اتفاقی مواجه میشن که اصلا انتظارش رو نداشتن. ییلماز بخاطر زلیخا دست به قتل میزنه و مجبور به فرار میشه و زلیخا هم اونو تنها نمیذاره. دست تقدیر این دو رو به چوکوروا میکشونه. این دو جوون که با وجود تمام مشکلات مصمم بودن همچنان عاشق هم باشن ولی بعد از آشنایی با خانواده ی یامان که ارباب چوکوروا و صاحب مزارعی که ییلماز و زلیخا در اون کار میکردن بودن، همه چیز تا ابد عوض میشه.
این داستان داستان زندگی ییلمازی است که بخاطر عشقش قاتل شدن رو به جون میخره و داستان زلیخایی که بخاطر عشقش خودش رو مجبور به ازدواجی میکنه که نمیخواد و از طرفی داستان مادر ارباب “هونکار یامان” که برای حفظ گذشته ی پر زرق و برق و همچینین تنها پسرش میجنگه و اربابی که چنان عاشق زلیخا میشه که حتی حاضره برای بدست آوردن عشقش اونو اسیر کنه…


قسمت ۳۲۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۲۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۲۲ سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر به خانه امید می رود و لوله آب را درست میکند. امید، دمیر را به خوردن قهوه دعوت می کند و با هم به داخل خانه می روند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۲۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۲۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۲۱ سریال روزگارانی در چکوروا

مژگان از فشاری که بهیجه بهش وارد میکند عصبی می شود و با گریه بهش می‌گوید که من از همه طرف تو منگنه ام و تحت فشارم، مادرم بهم نامه داده و با رفتن من پیشش به آمریکا موفقت نکرده……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۲۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۲۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۲۰ سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا که با خواندن نامه شوکه شده است هاج و واج می ماند. همان موقع اطلاع می دهند یکی از بهزیستی برای تحویل پرونده به زلیخا آمده است و از زلیخا به خاطر اهدای زمین به بهزیستی قدردانی میکند…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۱۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۹ سریال روزگارانی در چکوروا

شب در مراسم گولتن فادیک را بین جمعیت بدون لباس عروس میبیند و تعجب می کند واسه همین پیشش می رود تا بفهمد موضوع چیه؟…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید.

قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۸ سریال روزگارانی در چکوروا

فکرت به سمت خانه جدید پزشک ارشد، امید می رود. امید بعد از نشان دادن خانه به فکرت می‌گوید که داری با دمیر خیلی خوب پیشرفت میکنی آفرین…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید.

قسمت ۳۱۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۷ سریال روزگارانی در چکوروا

شب هنگام تکین با مژگان صحبت میکند و بهش می‌گوید بهیجه کلا آدم بد ذاتی هستش و …… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید.

قسمت ۳۱۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۶ سریال روزگارانی در چکوروا

بهیجه که از این خبر عصبی شده و حرصش گرفته، با وکیل بد حرف می زند……… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۱۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۵ سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا به سمت جلسه انجمن راهی می شود. در جلسه هرکی بهش می رید ازش درخواست میکند که رییس بشود……… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۱۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۴ سریال روزگارانی در چکوروا

امید هم حاضر میشود و به سمت مراسم کلوپ شهر می رود. هرکی میبینتش بهش خوش‌آمد گویی می کند و برای عنوان پزشک ارشد تبریک میگن……… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۱۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۳ سریال روزگارانی در چکوروا

شب وقتی دمیر به خانه بر می گردد به اتاق زلیخا می رود تا بهش سر بزند. زلیخا عکس‌هایی است که ایلماز از او و بچه هایش و هولیا گرفته بود نگاه می کند……… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۱۲ سریال روزگارانی در چکوروا

بعد از سخنرانی زلیخا، همه کارگران می گویند که فادیک و راشید به هم علاقمند هستند و باید باهم ازدواج کنند……… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۱۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۱ سریال روزگارانی در چکوروا

در خانه دمیر، سودا سراغ پرونده هولیا را می‌گیرد که بالاخره چیشد؟ به کجا رسید؟ دمیر می‌گوید نمیدونم چیشده حتما یک سری به کلانتری می زنم و پرس و جو می کنم…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۱۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۰ سریال روزگارانی در چکوروا

صبح وقع صبحانه خوردن، تکین جای خالی ایلماز را سر میز صبحانه احساس می کند و بهم میریزد و ناراحت می شود…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۰۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۹ سریال روزگارانی در چکوروا

فسون و شرمین به طبقه بالا اتاق بهیجه می روند. بهیجه می‌گوید که پایش پیچ خورده و درد زیادی دارد و نمی‌تواند در مراسم شرکت کند……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۸ سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا وارد سردخانه می شود و در صورت ایلماز را به آرامی نوازش میکند و باهاش حرف های عاشقانه می زند و از حسش براش میگوید…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۰۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۷ سریال روزگارانی در چکوروا

تکین داخل اتاق ایلماز برگشته و از زلیخا میخواهد که به خانه برود و کمی استراحت کند، اما زلیخا قبول نمیکند و میخواهد پیش ایلماز بماند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۰۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۶ سریال روزگارانی در چکوروا

ایلماز وقتی به هوش میاد می خواهد پسرانش را ببیند، به خاطر همین دمیر به خانه می رود تا عدنان را آماده کند و به بیمارستان بیاورد….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۵ سریال روزگارانی در چکوروا

تکین به بیمارستان رسیده و وقتی میفهمد که ایلماز در اتاق عمل است، با درماندگی روی زمین می نشیند و گریه میکند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۰۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۴ سریال روزگارانی در چکوروا

ایلماز تصادف کرده و با ماشین از دره پایین پرت می شود. دمیر و زلیخا با ناباوری به این صحنه نگاه میکنند. …. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۰۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۳ سریال روزگارانی در چکوروا

بعد از رفتن زلیخا، سودا به گلخانه می رود و از ثانیه میخواهد که برای او قهوه بیاورد….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۲ سریال روزگارانی در چکوروا

صبح در خانه تکین سر میز صبحانه، تکین میگوید که ایلماز و نباید از یکدیگر طلاق بگیرند و مژگان و کرمعلی در خانه او زندگی کنند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۱ سریال روزگارانی در چکوروا

صبح روز بعد، ایلماز به خانه تکین می رود تا با او صحبت کند. تکین حاضر به صحبت با ایلماز نیست و به شدت از او عصبانی و ناراحت است…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۰۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰۰ سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا و ایلماز به همراه بچه ها داخل ماشین هستند و در جاده به سمت آنکارا می روند تا از فرودگاه آنجا پرواز کنند…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۹ سریال ترکی روزگاری در چکورو
قسمت ۲۹۹ سریال ترکی روزگاری در چکورو

قسمت ۲۹۹ سریال روزگارانی در چکوروا

ثانیه به خانه رفته و گریه میکند. غفور او را دلداری میدهد و می‌گوید که به زودی سودا از این خانه می رود و او نباید به خاطر سودا خودش را ناراحت کند‌…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۹۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۸ سریال روزگارانی در چکوروا

مژگان در اتاق خواب مشغول نوشتن درخواست برای انتقالی به شهر دیگری است….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۷ سریال روزگارانی در چکوروا

فکرت، داخل شهر یک اتاق کوچکی به عنوان دفتر خود اجاره میکند.او از صاحب آنجا میخواهد که این موضوع را به کسی نگوید….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۹۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۶ سریال روزگارانی در چکوروا

مژگان به همراه کرمعلی می دود و خودش را داخل رودخانه می اندازد. زلیخا با دیدن این صحنه شوکه شده…. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۵ سریال روزگارانی در چکوروا

شب در خانه، تکین سعی دارد ایلماز را راضی کند که مژگان را از دیدن پسرش محروم نکند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۴ سریال روزگارانی در چکوروا

مژگان در مسیر با گریه از راننده میخواهد که او را برگرداند، اما راننده می‌گوید که نمی‌تواند از دستور ایلماز سرپیچی کند……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۹۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۳ سریال روزگارانی در چکوروا

مژگان می‌گوید که فقط به خاطر نرفتن ایلماز و بی پدر نشدن کرمعلی چنین دروغی گفته، و نمونه آزمایش یک زن حامله دزدیده و آزمایش داده است…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۹۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۲ سریال روزگارانی در چکوروا

مژگان به بیمارستان می رود و همکاران به او حاملگی اش را تبریک می‌گویند. شرمین برای گرفتن داروهایش به بیمارستان آمده و ……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۹۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۱ سریال روزگارانی در چکوروا

ثانیه در خانه گریه میکند و به این فکر میکند که سودا حتما نقشه ای دارد و شر درست خواهد کرد…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۹۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۹۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹۰ سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا با ناراحتی از خبر شنیدن بارداری مژگان، از داروخانه بیرون آمده و با گریه به سمت خانه می رود. ……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۸۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۹ سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر به کلانتری رفته و از دادستان پیگیر قاتل هولیا می شود. او از اینکه سه هفته از قتل مادرش گذشته، اما هنوز قاتل دستگیر نشده است عصبی و کلافه است……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۸ سریال روزگارانی در چکوروا

در خانه ثانیه همچنان از حضور سودا ناراحت و عصبی است. او در آشپزخانه با گریه به غفور می‌گوید که هنوز چهلم هولیا نشده، سودا بر روی مبل او نشسته و در آن خانه جا خوش کرده است…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۷ سریال روزگارانی در چکوروا

ایلماز و تکین به خانه پیش مژگان می روند. فکرت تماس گرفته و به مژگان خبر میدهد که عمه اش تیر خورده و در بیمارستان است. ……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۶ سریال روزگارانی در چکوروا

کسی که به بهیجه شلیک می‌کند، از ترس پا به فرار می‌گذارد. بهیجه روی زمین می افتد……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۵ سریال روزگارانی در چکوروا

سودا با دیدن دمیر، از اینکه او سودا را قاتل خوانده بود از او گلایه میکند……. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۴ سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا سریع به سمت اتاق خودشان می رود و در را از پشت قفل میکند تا دمیر داخل نیاید…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۳ سریال روزگارانی در چکوروا

تکین تا شب در قبرستان مانده و با گریه، با هولیا درد دل میکند و میگوید که او نیز همراه هولیا قلبش را برای همیشه دفن کرده است….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۲ سریال روزگارانی در چکوروا

سودا را در مراسم تشییع جنازه هولیا، به جرم قتل هولیا دستگیر میکنند…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۱ سریال روزگارانی در چکوروا

کفشهای هولیا را طبق رسم، دم در خانه گذاشته‌اند. هامینه دم در می رود و کفش هولیا را برداشته و بغل میکند…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۸۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸۰ سریال روزگارانی در چکوروا

فکرت که به خانه دمیر رفته بود، دم در متوجه مرگ هولیا شده و از آنجا می رود‌ تا خبر را به تکین برساند…… برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷۹ سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر با نگرانی به خانه برگشته و می‌گوید که هنوز هولیا را پیدا نکرده است….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷۸ سریال روزگارانی در چکوروا

در خانه دمیر، گولتن تماس گرفته و با زلیخا صحبت میکند. سپس ثانیه که نگران گولتن است، گوشی را گرفته و احوال گولتن را میپرسد….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷۷ سریال روزگارانی در چکوروا

در حیاط خانه تکین، مژگان و فکرت نشسته اند. مژگان ای خاطرات کودکی خود و مشکلات بعد از طلاق پدر و مادرش تعریف می‌کند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷۶ سریال روزگارانی در چکوروا

صبح، ثانیه و غفور اوزوم را به مدرسه می فرستند. کمی بعد چتین آمده و می‌گوید که برای بردن وسایل گولتن به خانه تکین آمده است….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا 

قسمت ۲۷۵ سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر افرادش را جمع کرده و به خانه تکین می رود و با عصبانیت از او میخواهد که ایلماز را صدا کند تا عدنان را تحویل او بدهد ….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا 

قسمت ۲۷۴ سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر عدنان را به گولتن میدهد تا داخل خانه ببرد. سپس مقابل خبرنگاران ادامه میدهد که ایلماز و زلیخا از قبل با یکدیگر نامزد بودند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

سریال ترکی روزگاری در چکوروا 

قسمت ۲۷۳ سریال روزگارانی در چکوروا

هولیا و تکین به قرارگاه همیشگی می روند. هولیا بابت اتفاقات اخیر و واکنش ایلماز نسبت به اینکه عدنان پسر اوست، نگران است ….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷۲ سریال روزگارانی در چکوروا

شب در خانه، مژگان در اتاق به بهیجه می‌گوید که همه شها در مورد عدنان و ایلماز صحبت میکنند، اما ایلماز هنوز به او چیزی نگفته است..….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷۱ سریال روزگارانی در چکوروا

همگی سریع به سمت اتاق می روند. عدنان به خودش شلیک کرده است. زلیخا عدنان را بغل کرده و به سرعت پایین می رود و همه به بیمارستان می روند..….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۷۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷۰ سریال روزگارانی در چکوروا

مژگان عصبی شده و می‌گوید که قصد طلاق ندارد و آنها باید با هم کرمعلی را بزرگ کنند.….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۹ سریال روزگارانی در چکوروا

هولیا بچه ها را به خانه می برد. زلیخا آنها را به اتاق برده و با گریه و نگرانی برای آنها ابراز دلتنگی میکند.….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۶۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۸ سریال روزگارانی در چکوروا

هولیا به خانه برمی‌گردد. او گولتن را صدا زده و خبر میدهد که زلیخا و ایلماز نتوانستند فرار کنند و یک نفر به دمیر خبر داده است.….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۶۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۷ سریال روزگارانی در چکوروا

در بیمارستان، مژگان بعد از آنکه پزشک ارشد می شود، در اولین اقدام تابلوی بخش نوزادان را که زلیخا به اسم خودش احداث کرده بود، پایین می آورد.….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۶ سریال روزگارانی در چکوروا

شرمین برای دیدن زلیخا به عمارت می رود. او در حیاط غفور را میبیند که میخواهد یک مرغ را سر ببرد….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۵ سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر از اینکه از زن و بچه های خود دور است، عصبی و کلافه است. او در خانه در این مورد با سودا صحبت میکند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۶۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۴ سریال روزگارانی در چکوروا

ایلماز با هولیا تماس میگیرد و با او قرار می‌گذارد. او ماجرای شب گذشته را تعریف میکند….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۶۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۳ سریال روزگارانی در چکوروا

بهیجه سریع جلو آمده و طلبکارانه شروع به دفاع از مژگان می‌کند. ایلماز نیز به دمیر می‌گوید که مژگان چنین کاری نکرده و اشتباه شده است….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۶۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۲ سریال روزگارانی در چکوروا

گولتن برای خرید به مغازه ای می رود. زنهای انجمن در کافه مقابل مغازه نشسته اند و در مورد پخش کردن لباسهای دمیر توسط هولیا حرف می زنند…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۶۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۱ سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر عمارت خطیب را می خرد. سپس سودا را به آنجا می برد و به او می‌گوید که عمارت را برای او خریده است…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۶۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶۰ سریال روزگارانی در چکوروا

در خانه چتین همه سر میز نهار نشسته اند. بهیجه با طعنه به این اشاره میکند که تکین سبزه است، اما جالب است که برادر زاده بور و سفید دارد…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۵۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۵۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۵۹ سریال روزگارانی در چکوروا

بعد از صحبتهای دمیر در مراسم عقد صباح الدین، این بار هولیا شروع به صبحت میکند و به همه می‌گوید که سودا ، مادر دوم دمیر نیست، بلکه از این به بعد تنها مادر دمیر است، و او از این به بعد دیگر پسری به اسم دمیر ندارد…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۵۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۵۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۵۸ سریال روزگارانی در چکوروا

آخر شب، هولیا سر قرار همیشگی با تکین می رود. او با گریه و ناراحتی برای تکین درد دل میکند و از سختی هایی میگوید که به خاطر دمیر تحمل کرده بود، اما حالا دمیر اینگونه جواب او را داد و سراغ سودا رفته است…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۵۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۵۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۵۷ سریال روزگارانی در چکوروا

هولیا به خانه ناجیه می رود و به او تسلیت می‌گوید. ناجیه می‌گوید که دیگر نمیخواهد آنجا بماند و تصمیم دارد عمارت را بفروشد و پیش پسرانش برود.…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۵۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۵۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۵۶ سریال روزگارانی در چکوروا

شرمین و فسون در بازار هستند. فسون به شرمین می‌گوید که خطیب قاتل جنگاور بوده است و او این مدت شانس آورده است که خطیب بلایی سر او نیاورده است…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۲۵۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۵۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۵۵ سریال روزگارانی در چکوروا

ایلماز با شنیدن اینکه عدنان پسر اوست، شوکه شده و تمام لحظاتی که عدنان را دیده بود به خاطر می آورد…….. برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

۰ ۰ آرا
رأی دهی به مقاله
برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!
[کل: ۵۰ میانگین: ۳.۴]
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن